عکس جدید, عکس هنرمندن, عکسهای داغ هنرمندان, عکس روز

۳۱ مطلب با موضوع «اخبار هنرمندان» ثبت شده است

بیوگرافی مجید مظفری و همسرش

مجید مظفری

مجید مظفری بازیگر سینما و تلویزیون متولد 22 بهمن 1329 می باشد و و 67 سال سن دارد.

مظفری یک دوره ۵ ماهه بازیگری را در دانشگاه ون سن پاریس پشت سر گذاشته است. 

وی فعالیت هنری  و بازیگریخود را از سال 1352 با حضور در فیلم شهر قصه ساخته منوچهر انور آغاز نمود. 

وی برای بازی در فیلم مسافران برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد. 

ازدواج و همسر

مجید مظفری در سال 1365 ازدواج کرد . وی همسر خود را چندین سال است که از دست داده است و فوت کرده است . وی تنها یک دختر به نام نیکی دارد که با او زندگی می کند.

مجید مظفری و دخترش نیکی مظفری

نیکی مظفری دختر مجید مظفری


مصاحبه و گفت و گو با مجید مظفری

 من و نیکی‌جان از وقتی همسرم فوت کرد تنها زندگی  می‌کنیم و بسیار به‌هم وابسته‌ایم. رابطه ما خیلی بیشتر از رابطه پدر و فرزندی، رابطه‌ای رفاقت‌آمیز است. خیلی برای هم وقت می‌گذاریم و درباره چیزهای مختلفی با هم صحبت می‌کنیم. باوجود نیکی من هرگز در زندگی‌ام احساس کمبود و تنهایی نداشته‌ام.

نیکی : بابا همه زندگی من است و خودش هم این را می‌داند. ما  بیشتر از اینکه با هم رابطه پدر و فرزندی داشته باشیم رفیق هستیم. من در تمام زندگی‌ام سعی کرده‌ام همه حرف‌هایم را با پدرم در میان بگذارم چون معتقدم رفیق و دوست واقعی هر انسانی پدر و مادرش هستند و هیچ‌کس خیر و صلاح فرزند را به اندازه پدر و مادرش نمی‌خواهد.  

روز تولد نیکی به شدت نگران بودم

مظفری: روزی که قرار بود نیکی به دنیا بیاید من از ساعت 10 شب  مادر خدا بیامرزش را به بیمارستان رساندم و بسیار هیجان‌زده و دلواپس بودم. دکتر کمی دیر رسید و این موضوع مرا نگران و عصبانی کرده بود تا جایی که دکتر از در دیگری وارد اتاق زایمان شد تا روبه‌رو نشویم (می‌خندد) ولی وقتی نیکی به‌دنیا آمد و فهمیدم حال همسر و دخترم خوب است خوشحالی جای نگرانی را گرفت و از دکتر هم بابت عصبانیتم عذرخواهی کردم.

نیکی نوزاد درشت، زیبا و قد بلندی بود. وقتی برای اولین‌بار نیکی را از پشت پنجره اتاق نوزادان به من نشان دادند چند نوزاد دیگر هم در آن اتاق بود و من یکی از نوزادان را به پرستار نشان دادم و به شوخی گفتم «من اون یکی رو می‌خوام» (می‌خندد).

شهربانو، دُردانه و نیکی

مجید مظفری: اسم نیکی را مادرش انتخاب کرد.

نیکی : البته پدرم دوست داشت اسم من را شهربانو بگذارد و مادر  هم ابتدا نام دُردانه را برایم انتخاب کرده بود. خدا را شکر که دُردانه نشدم (می‌خندد). به نظرم این اسم مخصوصا برای زمانی که سن و سال کمی بالا باشد اصلا مناسب نیست.

یکی یکدانه‌ام را لوس نکرده‌ام

مظفری: نیکی تک فرزند، است اما هرگز نه من و نه مادرش او را  لوس بار نیاوردیم. نیکی درکنار بچه‌های فامیل و با فرزندان برادرها و خواهرم بزرگ شد و در کودکی هم تنهایی را حس نکرد. البته گاهی در نوجوانی آرزو می‌کرد که‌ کاش خواهر یا برادر داشت ولی خب قسمت این بود که ما همین یک فرزند را داشته باشیم.

تفریحات‌مان مشترک است

مجید مظفری: وقتی نیکی بچه بود همیشه جمعه‌ها صبح می‌رفتیم کوه و  پس از آن بولینگ عبدو. بعد هم می‌رفتیم رستوران البرز چلوکباب می‌خوردیم.

نیکی : ما همیشه در کنار هم هستیم. زندگی، تفریح و سفرمان  مشترک است؛ یعنی فقط در زمانی که بابا یا من سر کار باشیم کنار هم نیستیم که تازه اگر کارهای‌مان در یک زمان نباشد، سر کار هم به هم سر می‌زنیم و به‌نحوی کنار هم هستیم.

عکسهای مجید مظفری

همسر مجید مظفری

بهترین همسفر دنیا

نیکی : بسیار اهل سفر هستیم و هر وقت زمان خالی داشته باشیم  فورا برنامه سفر می‌ریزیم. بابا خیلی خوش‌سفر است و ما تابه‌حال به جاهای مختلفی در ایران و سایر کشورها سفر کرده‌ایم.

اولین‌باری که از ایران خارج شدم را فراموش نمی‌کنم. نخستین سفر خارجی‌ام کشور ترکیه بود و آن زمان 10 ساله بودم و خیلی ذوق زده بودم  و می‌گفتم «به به اینجا چقدر خارج است» (می‌خندد).

ترس از پرواز

مجید : وقتی نیکی کوچک بود از پرواز و تکان‌های هواپیما  می‌ترسید. در یکی از سفرهای خارجی‌مان به شرایط بد آب و هوایی بر خوردیم. هواپیما هم بسیار فرسوده بود و مرتب تکان‌های شدید می‌خورد. نیکی هم ترسیده بود و بی‌قراری می‌کرد. درنهایت با چاره‌اندیشی ‌مهمان‌دار مجبور شدیم به نیکی قرص خواب بدهیم تا از ترس و نگرانی‌اش کم کنیم. فکر می‌کنم آن هواپیما اگر یک ساعت دیگر پرواز می‌کرد حتما همه پیچ و مهره‌هایش باز می‌شد (می‌خندد).

نیکی : من هم به لطف آن قرص بعد از سفر از خواب بیدار شدم  (می‌خندد). من ترس از پرواز داشتم و خیلی سعی کردم بر ترسم غلبه کنم که درنهایت موفق هم شدم.

کاش همه دخترها مثل نیکی باشند

مجید : گاهی فکر می‌کنم کاش همه فرزندان و مخصوصا دخترها  مثل نیکی باشند و رفتارشان با پدر و مادرشان مثل رفتاری باشد که نیکی با من دارد. نیکی دختری فهمیده و مهربان است و به‌خوبی مسائل را درک می‌کند. دخترم خیلی خانواده دوست است، از معاشرت با افراد فامیل لذت می‌برد. ما هرگز از دست هم ناراحت نمی‌شویم. گاهی به‌خاطر هم ناراحت می‌شویم اما از دست هم هرگز!

نیکی : پدرم به من لطف دارند. من هم مثل خیلی از جوان‌ها گاهی  لجبازی‌هایی دارم و دوست دارم یکسری مسائل را خودم تجربه یا کشف کنم. گاهی حتی این لجبازی‌ها درنهایت به ضررمان تمام می‌شود که باید تاوانش را پس بدهیم. اما در کنار اینها به‌شدت معتقدم که باید به پدر، مادر و بزرگ‌ترها احترام گذاشت. احترام گذاشتن بین ما ایرانی‌ها در معاشرت‌ها و روابط‌مان یک سنت است و بسیار هم زیباست. من هم احترام گذاشتن را خیلی دوست دارم.

ورود به دنیای بازیگری

نیکی : از کودکی خیلی به بازیگری علاقه داشتم و در نوجوانی به  این نتیجه رسیدم که باید خیلی درست و اصولی وارد این کار شوم، به همین علت از تئاتر شروع کردم. اولین‌کار تئاترم با آقای هادی مرزبان بود که باعث افتخارم است. الان هم سر تمرین یک تئاتر به کارگردانی آقای حسین پاکدل هستم که تجربه‌ای لذت‌بخش است و نکات بسیاری را از ایشان آموخته‌ام.

مجید : در ابتدا موافق ورود نیکی به دنیای بازیگری نبودم. در برهه‌ای از زمان به‌خصوص در دهه 800 بسیاری از دانشجویان تئاتر و بازیگری به‌خاطر رانت‌بازی در دنیای سینما و عدم داشتن ارتباط بیکار بودند، ضمن اینکه در آن برهه یکسری صحبت‌هایی علیه بازیگران در رسانه‌ها پیچید که حاصل حرف‌های بی‌پشتوانه عده‌ای بود که متاسفانه خودشان از دنیای سینما بودند. حرف‌هایی که در شأن خانواده سینما نبود و هیچ‌کس هم دوست ندارد درباره خانواده‌اش چنین حرف‌هایی گفته شود.

من همیشه نگران این مسائل بودم و دوست داشتم این شایعات از سینما دور شود که خوشبختانه با ورود گروه جدید مدیریتی در سینما مانند آقای ایوبی و وزیر محترم آقای جنتی این اتفاق افتاد. مشوق و راهنمای نیکی در کار بازیگری بوده و هستم اما پارتی او محسوب نمی‌شوم و تا به حال نشده از کارگردانی بخواهم از نیکی در کارش استفاده کند.

مجید مظفری

فیلم های مجید مظفری 

۱۳۹۵ خوب، بد، جلف (پیمان قاسم‌خانی)
1394 کفشهایم کو؟ (کیومرث پوراحمد)
۱۳۸۸ زیگزاگ (مجید توکلی)
۱۳۸۷ وقتی همه خوابیم (بهرام بیضایی)
۱۳۸۶ روی خط صفر (آرش قادری)

۱۳۸۴ تقاطع (ابوالحسن داودی)
۱۳۸۱ قلب‌های ناآرام (مجید مظفری)
۱۳۸۰ بی همتا (جهانگیر جهانگیری)
۱۳۷۹ سگ کشی (بهرام بیضایی)

۱۳۷۸ آسمان پر ستاره (حسن قلی‌زاده)
۱۳۷۵ طوفان (محمدرضا بزرگ‌نیا)
۱۳۷۵ جان‌سخت (علی اکبر ثقفی)
۱۳۷۳ آرایش مرگ (افشین شرکت)

۱۳۷۲ جنگ نفت‌کش‌ها (محمدرضا بزرگ‌نیا)
۱۳۷۲ سه مرد عامی (سیامک تقی پور)
۱۳۷۱ سایه‌های هجوم (احمد امینی)
۱۳۷۱ راز خنجر (محمدحسین حقیقی)

۱۳۷۱ بیا با من (مهدی ودادی)
۱۳۷۱ تماس شیطانی (حسن قلی‌زاده)
۱۳۷۰ مسافران (بهرام بیضایی)
۱۳۶۹ شهر خاکستری (حسن هدایت)

۱۳۶۸ فانی (افشین شرکت)
۱۳۶۸ ریحانه (علیرضا رییسیان)
۱۳۶۸ ساوالان (یدالله صمدی)
۱۳۶۷ کشتی آنجلیکا (محمدرضا بزرگ‌نیا)

۱۳۶۷ در مسیر تندباد (مسعود جعفری جوزانی)
۱۳۶۶ گل مریم (حسن محمدزاده)
۱۳۶۵ تشکیلات (منوچهر مصیری)
۱۳۶۵ تیغ و ابریشم (مسعود کیمیایی)

۱۳۶۵ روزهای انتظار (اصغر هاشمی)
۱۳۶۴ آوار (سیروس الوند)
۱۳۶۴ تنوره دیو (کیانوش عیاری)
۱۳۶۴ یوزپلنگ (ساموئل خاچیکیان)

۱۳۶۲ زخمه (خسرو ملکان)
۱۳۶۱ عبور از میدان مین (جواد طاهری)
۱۳۶۱ تفنگدار (جمشید حیدری)
۱۳۵۹ دانه‌های گندم (حسن رفیعی)

۱۳۵۷ سرخ پوست‌ها (غلامحسین لطفی)
۱۳۵۷ جنگ اطهر (محمدعلی نجفی)
۱۳۵ غریبه و مه (بهرام بیضایی)
۱۳۵۳ زیر پوست شب (فریدون گله)

۱۳۵۳ همسفر (مسعود اسدالهی)
۱۳۵۳ سازش (محمد متوسلانی)
۱۳۵۲ شهر قصه (منوچهر انور)

بیوگرافی مجید مظفری

سریال های مجید مظفری

انقلاب زیبا
سی و نه هفته
اولین انتخاب
شب می گذرد

تا صبح
معما
سایه آفتاب
خانه ای در تاریکی

کریم خان زند
روز های زندگی
بخش جراحی
غریبه

مجید مظفری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
sajad soheil

بیوگرافی سحر دولتشاهی و همسرش

سحر دولتشاهی

بیوگرافی و زندگینامه

سحر دولتشاهی بازیگر سینما و تلویزیون و تئاتر متولد 16 مهر ماه سال 1358 در تهران می باشد و 38 سال سن دارد و اصالتا تهرانی می باشد.

تحصیلات : وی دارای مدارک لیسانس ادبیات نمایشی و لیسانس مترجمی زبان فرانسه می باشد. 

شروع فعالیت سینمایی و بازیگری سحر دولتشاهی در سال 1384 بود که در آن سال وی در فیلم چهارشنبه سوری ساخته اصغر فرهادی ایفای نفش نمود. 

او با حضور در سریال مسافران که در سال 88 که به کارگردانی رامبد جوان پخش گردید توانست به خوبی شناخته شود.

ازدواج و همسرش و جدایی

سحر دولتشاهی در اسفندماه سال 1387 با رامبد جوان ازدواج کرد .این زوج از طریق دوستان مشترکشان در تئاتر با هم آشنا شده بودند . ازدواج این زوج در سال 1393 در سکوت خبری به جدایی کشیده شد طوری که هیچ یک از دو طرف از دلیل طلاق شان صحبتی نکردند.

البته دولتشاهی معتقد بود کسی نباید وارد حریم خصوص شان شود . البته او همسر دوم رامبد جوان بود و جوان پیش از ازدواجش با وی یک زندگی ناموفق داشته بود.او بعد از جدایی از وی با نگار جواهریان که از بازیگران زن سینما است ازدواج کرد.

اینستاگرام : instagram/ sahardolatshahi

سحر دولتشاهی و رامبد جوان

سحر دولتشاهی و همسرش

مادر وی نائیب رئیس فدراسیون شنا و پدرش مهندس و در تورهای دوچرخه سواری در ایران و خارج از کشور فعال است.

پدر سحر دولتشاهی

سحر دولتشاهی و پدرش


گفتگو و مصاحبه

برخلاف خیلی ها، سحر دولتشاهی کاملا آهسته و  پیوسته کارش را با اولین و شاید مهم ترین مدوم بازیگری یعنی تئاتر آغاز کرد. پس گفت و گو را هم با رجوع به همان ابتدای کارتان آغاز می کنیم. حضور در عرصه تئاتر چگونه رخ داد؟

اول، این را بگویم که رشته تحصیلی ام مترجمی فرانسه و ادبیات نمایشی است، دانشگاه ما به این شکل بود که از همان ابتدا گرایشی را که می خواستیم، انتخاب می کردیم. استادهای بسیار خوبی در این رشته داشتم، خودم و آنها امید زیادی داشتیم که من روزی در بخش نوشتن، این حرفه را ادامه دهم، ولی همان سال ها بازیگری را با تئاترهای دانشجویی آغاز کردم.

 اولین کار حرفه ای ام در تئاتر هم کاری بود به نام «نیمروز خواب آلود» به کارگردانی آیت نجفی که در همان دوران دانشجویی کار کردم، عضویت در آن گروه برایم خیلی جالب بود. ما کار کارگاهی می کردیم، ساعت ها و روزهایی طولانی تمرین کردیم که نتیجه تلاشمان روی صحنه بردن متنی بود که فقط سه شب فرصت اجرایش را پیدا کردیم. بعد از آن بود که با گروه تئاتر «پرچین» و آقای امجد کار کردم و دو کار روی صحنه بردیم که در آنها دستیاری هم می کردم. به این ترتیب از همان سال های 80، 79 کار حرفه ای را در تئاتر شروع کردم.

بیوگرافی سحر دولتشاهی

گفتید استادهایتان می گفتند نویسنده شوید، بهتر است، چه انگیزه یا چه اتفاقی باعث شد که بازیگری را ترجیح دهید؟

هنوزم معتقدم نوشتن خیلی متعالی است و فعالیت در این بخش جزو آرزوهایم باقی مانده، ولی به مرور زمان به این نتیجه رسیدم که جنس توانایی ام در زمینه خلاقیت هنری به کارهای گروهی بیشتر می خورد، در حالی که نوشتن با توجه به ماهیتش تنهاطلبی بیشتری نیاز دارد.

این یک بخش ماجراست، ولی بیشتر می خواهیم به آن جرقه اولیه برسیم؛ آن جرقه ای که وقتی زده شد، خانم دولتشاهی با خودش گفت من باید بازیگر شوم.

خب من از دوران بچگی تماشاگر حرفه ای تئاتر بودم، یادم هست که وقتی هشت سالم بود با پدرم برای دیدن یک تئاتر به سالن چهارسو رفتیم. وقتی فضا تاریک شد،درست قبل از اینکه تئاتر آغاز شود، تپش قلب شدیدی گرفتم، نمی دانم چگونه می شود  آن حس را توصیف کرد، ولی انگار احساس می کردم به این فضا تعلق دارم.

هنوز هم که هنوز است، من از آن دسته تماشاگرانی هستم که دیدن یک تئاتر یا فیلم خوب به شدت هیجان زده ام می کند؛ مثلا در بچگی همه تئاترهای کانون پرورش فکری در پارک لاله را دوبار دوبار می دیدم یا خاطرم هست 11، 12 سالم بود که پدرم فیلم «چریکه تارا» یا «مرگ یزدگرد» به کارگردانی آقای بیضایی را با کیفیت بسیار نازلی پیدا کرده بود، وقتی آن فیلم ها را دیدم، به قدری به هیجان آمدم که با خودم می گفتم آخرش من بازیگر می شوم. (می خندد)

آن تئاتری را که هشت سالگی رفتید، به خاطر دارید؟

خیلی دنبال کردم که ببینم چه بود، اتفاقا به آقای پسیانی گفتم که آقای خسروی یک اجرا از «باغ آلبالو»ی آنتوان چخوف در آن سال ها روی صحنه برده که فکر می کنم آن را دیده ام. آقای پسیانی گفت این تئاتر اجرا شده ولی آن سال ها در سالن چهارسو اجرا نشده، فعلا که کمی آدرس هایم اشتباه است. با این حال مطمئنم که کاری از چخوف بود. پدرم هم چون خیلی من را به تماشای تئاتر می برد، دقیقا یادش نیست کدام تئاتر، اثر ماندگاری روی من داشته، ولی خیالتان راحت، قطعا پیدایش می کنم. (می خندد)

از پدرتان گفتید، شما را تئاتر می بردند و فیلم های خوب را حتی با کیفیت پایین پیدا می کردند و شما هم تماشایشان می کردید. زمانی که تصمیم گرفتید از قالب تماشاگر خارج شوید و بازیگری را به عنوان مسیر اصلی زندگیتان انتخاب کنید، موضع پدر یا کلی تر خانواده تان چه بود؟

خانواده ما عموما در رشته هایی غیر از این، مثل شاخه های مهندسی و پزشکی تحصیلات دارند، زمانی که می خواستم از رشته مهندسی شیمی در دانشگاه انصراف بدهم و وارد این مسیر شوم، خانواده و پدرم تاکید داشتند شغلی را انتخاب کنم که بشود انتخابش کرد نه اینکه منتظر باشم تا برایش انتخابم کنند، ولی زمانی که عشق زیادم به کاری که انجام می دهم دیدند،  حمایتم کردند. البته خدا را شکر در خانواده ای بزرگ شدم که تصاویر زیادی از کتاب خواندن آنها در ذهنم وجود دارد؛ خانواده ای که هنر را دوست دارند حتی با اینکه هنر راهی نیست که از آن پول درآورند.

حالا که سیمرغ گرفته اید، آن نگاه مهربانانه و تاییدآمیز نهایی را از جانب خانواده تان می بینید؟

خیلی چیزها آماده کرده بودم که اگر سیمرغ گرفتم، بگویم اما آن قدر استرس گرفتم که تمامش یادم رفت،  با این حال اسم تک تک اعضای خانواده ام را گفتم؛ چرا که فقط بحث تشویق کردن هایشان نبود، آنها بزرگ ترین منتقدان من هم هستند. خواهر و برادرم آدم های با معلوماتی هستند و هروقت قرار است خانواده ام بیایند و کار جدیدی از من ببینند، به شدت هیجان زده می شود که نکند الان این یکی را نپسندند؛ مثلا این جوری نیست که پدرم برای هرکاری که بازی می کنم، بگوید:«به به دخترم چه کارهای خوبی کرده» بعضی وقت ها انتقادهای تند و تیزی به کارهایم دارد و سر بعضی کارها نشسته ایم و با هم ساعت های جدی بحث کرده ایم. گاهی وقت ها فکر می کنم پدرم باید منتقد سینمایی می شد. خانواده ام همیشه نگرانی های خاص خودشان را داشته اند ولی این باعث نشده که لحظه ای دست از حمایت من بکشند. حالا هم که خدا را شکر همه چیز بهتر هم شده. (می خندد)

عکسهای سحر دولتشاهی

 کدام تجربه تان در تئاتر بود که از آن به بعد در خودتان احساس کردید که «نه واقعا کاری که دارم انجام می دهم بازیگریست»؟

الان که فکر می کنم حقیقتش همه کارهای صحنه ای ام را دوست دارم. هرشب اجرای تئاتر با توجه به رو در رویی مستقیم با تماشاگر تجربه جدید و متفاوتی است ولی کاری که خیلی دلم برایش تنگ می شود و بارها به کارگردانش گفته ام که دوست دارم می شد هرچند سال یک بار دوباره آن را بازی کنم «تجربه های اخیر» به کارگردانی محمدرضا کوهستانی است.

فضای کار به گونه ای بود که هر بار به آن فکر می کنم، احساس متفاوتی درخصوص آن دارم، مثل فیلم هایی است که هر چند وقت یکبار دوباره آنها را می بینی و احساس می کنی چیز جدیدی در آنها کشف کرده ای. از این نظر «تجربه های اخیر» خیلی برایم عزیز است ولی خوشحالم که کارنامه کاری ام در تئاتر به گونه ای است که می توانم تمام قد پشت همه کارهایی که انجام داده ام بایستم.

اولین باری را که جلوی دوربین قرار گرفتید، به خاطر دارید؟

دقیقا. پلانی بود که من و خانم هدیه تهرانی در «فرزند صبح» مقابل هم بودیم. اولین بار بود که دوربین  35 میلی متر می دیدم، بوقش را که شنیدم، این قدر ترسیدم که با خودم گفتم:«خب دیگه الان بهتر است برگردم خانه» فشار زیادی تحمل کردم؛ چون برای اولین بار با دنیایی از بازیگری آشنا شدم که ادبیات خاص خودش را داشت و با آنچه تا آن زمان تجربه کرده بودم، متفاوت بود. یادم هست که چقدر خانم تهرانی در آن کار پارتنر خوبی برای من بود و چقدر صادقانه و مهربانانه هر کمکی که از دستش بر می آمد، دریغ نمی کرد. حضور او در اولین تجربه سینمایی ام آرامش خیلی زیادی به من داد.

آن ترسی که در اولین تجربه جلوی دوربین داشتید از کدام فیلم به بعد از بین رفت؟

هیچ وقت از بین نرفت. من هنوزم هر فیلمنامه ای که می خوانم و برای حضور در آن قرارداد می بندم، آن استرس را با خود دارم، فقط با این تفاوت که الان این استرس با آگاهی و دانش همراه شده است که کنترل  کردنش را برایم ساده تر کرده. شما حساب کنید من هنوز هم برای دیدن تئاتر، همان هیجان کودکی را دارم. بازی کردن که جای خودش را دارد.

از آن انتخاب شدن هایی که غافلگیرتان کرد و خیلی دوستش داشتید، یکی را تعریف کنید.

خب خیلی از انتخاب ها غافلگیرم کرد. حتی خیلی از آنها که در نهایت به دلایل مختلف امکان همکاری پیدا نکردیم. ولی از آنها که کاملا یادم هست، انتخابم برای بازی در فیلم «آسمان زرد کم عمق» به کارگردانی بهرام توکلی بود و فکر می کنم آقای ملکان هم من را برای بازی در آن نقش پیشنهاد کردند. خب من خیلی دوست داشتم با آقای توکلی همکاری داشته باشم، خیلی زیاد. دیدن فیلم های آقای توکلی همیشه از علاقه مندی های من بوده و هست. به همین خاطر وقتی برای این فیلم به من زنگ زدند، خیلی خوشحال شدم، مدتی هم بود که از سینما دور بودم، هیجان من از حضور در این کار خیلی زیاد بود؛ آن قدر زیاد که بلافاصله بعد از آن تماس، زنگ زدم به ترانه علیدوستی و با ذوق و  شوق هیجانم را با او تقسیم کردم.

مسائل مالی چقدر در انتخاب های شما موثر است؟ مثلا اگر پیشنهادی شود که از نظر کیفیت شاید خیلی نظر خانم دولتشاهی را جلب نکند ولی به لحاظ مالی کاملا مقرون به صرفه باشد، قبول می کنید؟

راستش من تا امروز کاری نکرده ام که پول خیلی عجیب و غریب بابتش بگیرم (می خندد) و از طرفی هم به خوب زندگی کردن اعتقاد دارم. ولی همیشه سعی کرده ام استانداردهایی را که برای کار کردن در نظر گرفته ام، رعایت کنم چون کاری که دوست نداشته باشم به شدت از لحاظ روحی به من فشار وارد می کند و دوست ندارم به خاطر پول این فشار را تحمل کنم.

همسر سحر دولتشاهی

بالعکس این چطور؟ یعنی مثلا پول خیلی خوبی به شما ندهند، ولی بدانید نتیجه کار برایتان خوب خواهدبود.

تاحالا خیلی انتخاب های این مدلی داشته ام؛ انتخاب هایی که حال و هوای رفاقتی تری داشته اند یا شرایط پروژه به گونه ای بوده که از لحاظ مالی چندان نمی توانسته تامین کننده سقف معمول دستمزدم باشد ولی با این حال چون کار را دوست داشتم، حاضر شدم در مورد مساله مالی سختگیری نکنم. هرچند کی بدش می آید که هم کار خوب بکند و هم دستمزد خوبی بگیرد. البته منظورم رقم های نجومی نیست. همان حد استاندارد را هم بدهند ما راضی هستیم (می خندد). راستش دوست ندارم از فیلمنامه ای خوشم بیاید، ولی بگویند پول ندارم، همیشه امیدوارم پول به آن پروژه هایی برسد که با سلیقه من جور است، ولی تا به حال خیلی این جوری نبوده.

از آن دسته بازیگران ی هستید که اعتبار کارنامه کاریتان بیشتر به کارهایی بر می گردد که نقش مکمل بوده اید. حتی اولین سیمرغ تان را هم برای یک نقش مکمل گرفتید. به این اعتقاد دارید که اصولا در سینما چه در ایران و چه در جهان بازیگرهایی هستند که برای نقش های اصلی ساخته شده اند و بازیگرانی هم هستند که خوراکشان درخشیدن در نقش های مکمل است.

من معتقدم اندازه نقش نمی تواند بازیگر خوب را محدود کند. ولی خب کارنامه کاری من به گفته شما پر از نقش های مکمل است، پس بنابراین تا زمانی که تعداد نقش های اصلی ام به اندازه نقش های مکملی که بازی کرده ام، نشود نمی توانم درخصوص حرفی که می زنید، قضاوت درستی کنم؛ مثلا فیلم «ماراتن زمین» به کارگردانی کمال تبریزی که چهار سال پیش  آن را بازی کردم، هنوز دیده نشده و اولین فیلمی که به عنوان نقش اصلی دیده شدم «مستانه» بود و  امیدوارم فیلم «نیم رخ ها» به کارگردانی آقای ایرج کریمی که به تازگی در آن بازی کردم هم به خوبی دیده شود و نظرها را درخصوص آن بشنوم.

کم کم وقتی اندازه نقش های اصلی ام به اندازه نقش های مکملم شود، می توانم این قضاوت را داشته باشم که در کدام زمینه موفق ترم، ولی طبق همان حرفی که زدم اگر بازیگری کارش را بلد باشد از پس هر اندازه نقشی بر می آید.

از خیلی  ها شنیدم پشت دوربین از آن دسته بازیگرانی هستید که شوخ و پرانرژی اند. با توجه به اینکه به هر حال در زندگی روزمره هر آدمی مشکلات و منحنی های خاصی وجود دارد، زمانی که قرار است جلوی دوربین یا روی صحنه بروید، چقدر همه مشکلات را پشت در لوکیشن می گذارید و بعد وارد کارتان می شوید؟ اصلا به این روش اعتقاد دارید؟

خیلی خوشحالم که پشت سرم حرف های خوبی زده می شود. به نظر همه سرمایه یک بازیگر، دردها و لحظات شیرینی است که تجربه کرده، اگر قرار باشد سر فیلمی سکانسی را بازی کنم و از تجربیات شخصی و زندگی ام وام نگیرم، خیلی تنگدستم. هیچ وقت رابطه زندگی خودم را با زندگی نقش قاطی نمی کنم. بنابراین هیچ وقت چیزی از خودم را پشت در نمی گذارم.

به نظرتان «عصر یخبندان» همان فیلمی بود که حقتان بود برایش سیمرغ بگیرید؟ یا بهتر بگوییم خودتان چنین احساسی برای سیمرغی که گرفتید، دارید؟

واقعا نمی توانم بگویم حق من بود سیمرغ بگیرم یا دوستان دیگرم که نامزده شده بودند، ولی می توانم با اطمینان بگویم که برای این فیلم خیلی زحمت کشیدم. تک تک عوامل از بازیگران و کارگردان انرژی بسیار خوبی به من دادند و کمک های زیادی برای بهترشدن نقش کردند. نقشی که در «عصر یخبندان» بازی کردم ریسک بسیار بزرگی برای من بود، چون با یک اشتباه کوچک نقش می توانست تبدیل به یک تیپ کلیشه ای شود، اما خوشبختانه همه چیز دست به دست هم داد تا این تلاش گروهی ثمربخش باشد.

با توجه به اینکه نقش های امسالتان در «عصر یخبندان» و «شکاف» مملو از اکت های حسی بیرونی و لحظات پرتنش فراوان بود، شاید جالب باشد برایمان بگویید سخت ترین لحظاتی که در این دو فیلم تجربه کردید، کجا بود؟

خب «شکاف» واقعا یک پیچ مهم در بازیگری ام بود و سکانس پایانی فیلم واقعا تمام ابعاد زندگی ام را تحت الشعاع قرار داد. شخصا برایم تجربه بسیار عیجبی بود. اما در مورد نقشم در عصر یخبندان این نکته جالب است که وقتی اولین بار فیلمنامه را خواندم،خودم این شخصیت را پیدا نمی کردم و خیلی دوستش نداشتم، خب مطمئن بودم با این ذهنیت و نگاه نمی توانم نقش را درست بازی کنم، چون من حتما باید نقشی را که بازی می کنم، دوست داشته باشم و بغلش کنم.

چی شد که توانستید نقش را بغل کنید؟

دلم برایش سوخت و دیدم عسل برای بقایش چه ماسک های مختلفی زده و چقدر از واقعیتی که دارد فرار کرده. البته در پیداکردن خیلی از ریزه کاری های این شخصیت، آقای کیایی به من کمک کردند.

و بالاخره سوال آخر، سال 93 تمام شد و وارد سال 94 می شویم. خانم دولتشاهی سال 93 را برای خودش چگونه تعریف می کند و دوست دارد سال 94 چگونه برایش تعریف شود؟

سال 93 در عین حال که سال شلوغی برایم بود در تنهایی لذت بخشی هم سپری شد. نه فقط به عنوان یک بازیگر، بلکه در خیلی جهات رشد خوبی داشتم، سال 93 غم شیرینی برایم داشت و یک رهایی جالبی برایم بود. برای سال 94 و همه سال هایی که می آیند هم امیدوارم مهر بیشتری وجود داشته باشد هم از طرف من نسبت به اطرافیانم و هم از طرف آنها نسبت به من.

دوست دارم حال مردم کشورم خوب باشد، آرزوهای خیلی خوبی برایشان دارم، خصوصا در دورانی که احساس می کنم کمی بیش از حد طبیعی دلمردگی و ناراحتی در آنها وجود دارد، خیلی دوست دارم خیابان های کشور همیشه پر از مردم سالم و سرحال و خندان باشد.

خط قرمزی به نام حریم خصوصی که نباید حتی نزدیک آن شد

یکی زمانی بازیگر یا هر شخص دیگری اطلاعات بخشی از زندگی خصوصی اش را در مصاحبه ها یا روابط اجتماعی اش به شکل عمومی در اختیار مخاطبان قرار می دهد. من هم {متاسفانه} در مقطعی این کار را کردم.

خب بعد از اینکه این اطلاعات را دارید، مخاطب پیگیر آن بخش زندگی خصوصی شما می شود، این مساله را کاملا درک می کنم، ولی گاهی مسائلی پیش می آید و طی آن سوالاتی از شما می شود که با تمام احترامی که برای پرسش کننده اش قائل می شود اما جواب دادن به آن سوال ها باعث می شود پای افراد ذینفع دیگری غیر از خود شخص هم به میان بیاد از اینجا به بعد ماجرا اصلا قشنگ نیست.

یادمان باشد که گاهی کنجکاوی های ته ذهن ما زخم یک نفر است که ما مدام در حال کندن آن هستیم. خیلی بهتر است قبل از پرداختن به هر موضوعی به این نکته فکر کنیم. واقعا مقابل این حجم از کنجکاوی ها ایستادن، کار بسیار سختی است. با این حال من از مردم می خواهم نه تنها در این مورد، بلکه در بسیاری از موضوعات روزمره زندگیشان این جمله را فراموش نکنند که چیزی را که برای خودشان دوست ندارند برای دیگران هم دوست نداشته باشند.

علت کم کاری در تلویزیون 

من نه تنها به تلویزیون کاری ندارم، بلکه تاثیرگذاری و  اهمیت آن را به خوبی درک می کنم. خیلی ها می گویند الان مردم پای شبکه های ماهواره ای می نشینند یا مدیوم های دیگری را برای سرگرم شدن انتخاب می کنند ولی اگر بخواهیم فراگیر به این مساله نگاه کنیم، می بینیم که اتفاقا هنوز هم خیلی از ایرانی ها همچنان انتخاب اولشان تلویزیون خودمان است.

در این شرایط، آدم نباید حضور در چنین مدیومی را از دست بدهد؛ چرا که وقتی می بینم هنوز هم مردم من را با شخصیت «سرهنگ ناهید» در «مسافران» می شناسند یا «نابرده رنج» را به یاد دارند، متوجه قدرت و نفوذ این مدیوم در بین مردم می شودم ولی خب طبق حرف های قبلی مان شرط اصلی حضورم در هر کاری کیفیت است، بنابراین اگر کار با کیفیتی هم درتلویزیون به من پیشنهاد شود و شرایط حضور در آن کار  را به لحاظ زمانی داشته باشم، چرا که نه.

سحر دولتشاهی بی حجاب

فیلم های سینمایی

۱۸- عرق سرد (۱۳۹۶)
۱۸- ارادتمند؛ نازنین بهاره تینا (۱۳۹۵)
۱۷- لابی (۱۳۹۵)
۱۶- بارکد (۱۳۹۴)

۱۵- وارونگی (۱۳۹۴)
۱۴- دلم می خواد (۱۳۹۳)
۱۳- شکاف (۱۳۹۳)
۱۲- عصر یخبندان (۱۳۹۳)
۱۱- مرگ ماهی (۱۳۹۳)

۱۰- مستانه (۱۳۹۳)
۹- نیمرخ‌ها (۱۳۹۳)
۸- متروپل (۱۳۹۲)
۷- آسمان زرد کم عمق (۱۳۹۱)
۶- دونده زمین (۱۳۸۹)

۵- طلا و مس (۱۳۸۷)
۴- فرزند صبح (۱۳۸۷)
۳- وقتی همه خوابیم (۱۳۸۷)
۲- میم مثل مادر (۱۳۸۵)
۱- چهارشنبه سوری (۱۳۸۴)

sahar dolatshahi

سریال ها

کتابفروشی هدهد (مرضیه برومند) (۱۳۸۶)
مسافران (رامبد جوان) (۱۳۸۸)
نابرده رنج (علیرضا بذرافشان) (۱۳۸۸)

توطئه فامیلی (رامبد جوان) (۱۳۸۹)
آب پریا (مرضیه برومند) (۱۳۸۹)
قلب یخی (فصل سوم) (سامان مقدم) (۱۳۹۱)شبکه خانگی

تئاترها

نیمروز خواب‌آلود (آیت نجفی) (۱۳۸۰)
مرغ دریایی (آیت نجفی) (۱۳۸۰)
قوی‌تر (سحر دولتشاهی و آیت نجفی) (۱۳۸۱)
دوشیزه ژولی (آیت نجفی) (۱۳۸۱)
زائر (حمید امجد) (۱۳۸۲)

خبرهایی از تهران ۲ (آیت نجفی) (۱۳۸۳)
کلاغ و دوچرخه (آتیلا پسیانی) (۱۳۸۳)
بی شیر و شکر (حمید امجد و سید مهرداد ضیایی) (۱۳۸۳)
هی مرد گنده گریه نکن (جلال تهرانی) (۱۳۸۳)

تجربه‌های اخیر (امیررضا کوهستانی) (۱۳۸۳)
تلخ مثل عسل (آتیلا پسیانی) (۱۳۸۳)
سیفون (آروند دشت‌آرای) (۱۳۸۴)
بازگشت به خان نخست (آروند دشت‌آرای) (۱۳۸۴)
تیغ و ماه (آتیلا پسیانی) (۱۳۸۵)

زخمه بر رمل (آتیلا پسیانی) (۱۳۸۵)
آناتو تیغ (آتیلا پسیانی) (۱۳۸۶)
یک سمفونی ناکوک (آتیلا پسیانی) (۱۳۸۶)
کشتی شیطان (آتیلا پسیانی) (۱۳۸۸)
زنی از گذشته (محمد عاقبتی) (۱۳۹۰)

پاورقی (احمد کچه‌چیان) (۱۳۹۰)
دراکولا (ستاره پسیانی) (۱۳۹۰)
جاده طولانی مارپیچ (رضا گوران) (۱۳۹۱)
ترن (نیما دهقان) (۱۳۹۱)

تن‌تن و راز قصر مونداس (آروند دشت‌آرای) (۱۳۹۱)
خانه سربی (علی نرگس‌نژاد) (۱۳۹۲)
ترانه‌های قدیمی (محمد رحمانیان) (۱۳۹۲)
از بیت‌المقدس تا اریحا (بیتا الهیان) (۱۳۹۲)

خشکسالی و دروغ (محمد یعقوبی) (۱۳۹۳)
دور همی زنان شکسپیر (بهاره رهنما) (۱۳۹۳)
پرفورمنس خارش (امیر کنجانی) (۱۳۹۴)
مرگ هوتن (یوسف باپیری) (۱۳۹۵)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
sajad soheil

ماجرای قتل رساندن ناپدری توسط حمید صفت

حمید صفت ناپدری خود را به قتل رساند +جزئیات ماجرا

حمید صفت رپر معروف ایرانی امروزظهر 28 مرداد به اتهام قتل ناپدری اش بازداشت شد.

دستگیری خواننده رپ به اتهام قتل همسر مادرش در ساعت سه ظهر 28 مرداد 1396 و ازطریق مرکز فوریت های پلیسی ۱۱۰ یک فقره فوت مشکوک از طریق بیمارستان …. به کلانتری اعلام شد.

با حضور ماموران در بیمارستان و انجام تحقیقات اولیه مشخص شد پیرمردی 66 ساله به علت اصابت جسم سخت به ناحیه سر و شکستگی جمجمه فوت نموده است.

متوفی قبل از مرگ خود در اظهاراتش عنوان داشته بود که توسط پسر همسر ( متولد 1372) مورد ضرب و جرح قرار گرفته است.

متهم در ساعت ۱۵ مورخه ۲۸ مرداد به کلانتری ۱۴۵ ونک مراجعه نمود و خودش را به مامورین معرفی کرد.

او در تحقیقات اولیه منکر هرگونه درگیری با مقتول و ضرب و جرح وی شده است.

او در اظهاراتش عنوان داشته است که :  زمانیکه وارد خانه مادرم شدم متوجه شدم که مادرم با همسرش ( متوفی) درگیر شده ؛ من فقط مادرم را برداشته و از خانه خارج شدم و اطلاعی از ضرب و جرح متوفی و علت مرگش ندارم.

حمید صفت خواننده رپ معروف در ساعت ۲۰:۱۵ روز جاری به ارتکاب جنایت و قتل همسر مادرش با انگیزه حمایت از مادر خود اعتراف کرد .

علت انجام قتل

متهم در اعترافات اولیه عنوان داشت که پس از تماس برادرم از کشور امریکا مبنی بر اینکه مقتول با مادرم درگیر شده ، به سرعت خودم را به خانه رساندم ؛ زمانیکه به موضوع درگیری او با مادرم اعتراض کردم با یکدیگر درگیر شدیم که طی درگیری متوفی را مورد ضرب و جرح قرار دادم .

بازداشت حمید صفت در زندان

تشکیل پرونده قضایی و جزئیات جدید

خبرآنلاین در خبری به نقل از سرپرست دادسرای امور جنایی نوشت: برای «حمیدرضا صفت» به اتهام قتل و انجام تحقیقات در این خصوص پرونده ای تشکیل شده است.

وی افزود: دو سه روز پیش متهم با ناپدری خود درگیر شد و امروز ناپدری در بیمارستان فوت کرد. متهم اکنون در بازداشت است.

شهریاری با بیان این که متهم مقتول را با ضربات سنگین به سر مورد ضرب و جرح قرار داده است، گفت: در حال انجام تحقیقات در این زمینه هستیم. این حادثه در خیابان شیخ بهایی رخ داده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
sajad soheil

بیوگرافی حمید صفت و همسرش

حمید صفت

حمید صفت خواننده رپ ایرانی متولد 18 مرداد ماه سال 1372 می باشد و فقط 24 سال سن دارد ! .

شروع و علاقه به خوانندگی

حمید امیری صفت از دوران راهنمایی به همراه دوستش علی رهرو شروع به ساخت موزیک هایی با سبک رپ کردند .  و در ابتدای کار از کسایی مثل امینم و 50 سنت الگو گرفتن و اولین آهنگ خود به اسم “خیابونی ها” را منتشر کردند , اما بعد از مدتی علی به سمت مد و لباس رفت اما حمید صفت همچنان موسیقی را ادامه داد و در مدت کوتاهی توانست طرفداران بسیاری را به دست آورد.

او با انتشار آهنگ ببخش که آن را دو نفره با امیرعباس گلاب منتشر کرده بودند توانست به خوبی شنیده و شناخته شود.

ازدواج و همسر

حمید صفت فعلا مجرد است و ازدواج نکرده است و به گفته ی خودش خیلی دوست دارد که این کار را انجام دهد و بچه دار شود.

اینستاگرام حمید صفت : instagram / Hamde__sefat

حمید صفت کیست

حمید صفت در کنار سیامک انصاری

حمید صفت درباره خروجش از ایران می‌گوید: “اگر بهش فشار بیارن و مجبور شود از ایران می‌رود، اعتقاد دارد اگر رپ مجوز کنسرت بگیرید پاپ‌خوان‌ها تعطیل می‌شوند، درباره مدل ریشش می‌گوید با برنامه بود و الان تو جامعه مد شده است.”

بیوگرافی حمید صفت

عکسهای حمید صفت

انجام قتل : در روز شنبه 28 مرداد ماه 96 ناگهان خبری منتشر گردید که حمید صفت نا پدری اش را به دلیل اختلافات خانوادگی به قتل رسانده است که ابتدا همگی فکر می کردند که شایعه ای بیش تیست اما ساعاتی نگذشت که خودش نسبت به انجام این عمل اعتراف نمود و بازداشت شد.

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
sajad soheil

فرزاد فرزین در خندوانه

دانلود خندوانه فرزاد فرزین

دانلود برنامه خندوانه فرزاد فرزین

فرزاد فرزین خواننده مطرح موسیقی پاپ مهمان برنامه خندوانه در روز دوشنبه 7 فروردین 96 بود و با رامبد جوان به گفتگو پرداخت.

وی در این برنامه چند اهنگ را به صورت زنده برای حاضرین اجرا کرد.

همچنین بخش قابل توجهی از برنامه حذف شده بود و پخش نگردید و خود فرزاد فرزین نیز در صفحه شخصی اش نسبت به این موضوع واکنش داد.

وی این روزها در سریال عاشقانه نیز بازی کرده است.

می توانید این قسمت را دانلود و مشاهده نمایید.

دانلود مستقیم

فرزاد فرزین در خندوانه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
sajad soheil

دانلود برنامه سه ستاره محمد علیزاده و مادرش

محمد علیزاده و مادرش در برنامه سه ستاره

محمد علیزاده که توانست رتبه اول و تندیس بهترین تیتراژ تلویزیونی را در سال 95 از برنامه سه ستاره ویژه سال تحویل 96 دریافت کند در این برنامه به همراه مادرش حضور یافت و با احسان علیخانی به گفتگو پرداخت.

وی در این برنامه از مردم که به وی رای داده بودند تشکر نمود و همچنین قطعه برادر را نیز اجرا نمود.

همچنین او آهنگ عشقم این روزا را نیز که آهنگ مورد علاقه مادرش بود را در استودیو به صورت زنده اجرا نمود.

می توانید این قسمت از برنامه را دانلود نمایید.

دانلود برنامه سه ستاره محمد علیزاده و مادرش

دانلود | Download

دانلود اجرای آهنگ عشقم این روزا محمد علیزاده در سه ستاره

دانلود|Download

محمد علیزاده و مادرش در برنامه سه ستاره احسان علیخانی در سال تحویل
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
sajad soheil

فوت افشین یداللهی

فوت افشین یداللهی

طبق اخبار منتشر شده افشین یداللهی ترانه سرای سرشناس کشور روز چهارشنبه 25 اسفند 95 در سن 49 سالگی به علت تصادف درگذشت.

جزئیات تصادف مرگبار افشین یداللهی در جاده کرج – قزوین

🔸سرهنگ نادر رحمانی در مورد جزئیات تصادف مرگبار افشین یداللهی گفت:

🔹ساعت 2 بامداد امروز وقوع تصادف میان یک دستگاه سورنتو و کشنده اویکو در کیلومتر 37 جاده کرج – قزوین به پلیس راه اعلام شد.

🔹با حضور ماموران پلیس راه مشخص شد در این حادثه افشین یداللهی، شاعر کشورمان جان خود را از دست داده و 2 سرنشین دیگر خودرو سورنتو مجروح شده اند.

🔹این تصادف به دلیل توقف ناگهانی خودرو سورنتو در سطح سواره رو و عدم توجه به جلو کشنده اویکو رخ داده است./میزان

بیوگرافی

افشین یداللهی متولد سال 1347 در اصفهان بود.

وی برای تیتراژ بسیاری از سریال‌های خوش‌نام تلویزیونی، ترانه‌هایی سروده است. بیشترین شهرت وی در این زمینه به‌واسطه سرودن ترانه شب آفتابی، سریال غریبانه، شب دهم، میوهٔ ممنوعه و مدار صفر درجه و معماى شاه است .

او با خوانندگان زیادی از جمله احسان خواجه امیری همکاری داشته است.

افشین یداللهی

علت فوت افشین یداللهی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
sajad soheil

بازیگران در منزل علی معلم

بازیگران در منزل علی معلم

بازیگران و هنرمندان در منزل علی معلم

در پی درگذشت علی معلم جمع زیادی از هنرمندان و بازیگران سینما و تلویزیون جهت عرض تسلیت به خانواده وی از جمله همسرش آذر معماریان در منزل مرحوم حاضر شدند و با خانواده آن مرحوم ابراز همدردی نمودند.

مهران مدیری,پریناز ایزدیار,میلاد کی مرام,سیامک انصاری,علیرضا عصار,بهنوش طباطبایی و … از جمله بازیگرانی هستند که در این مراسم حضور داشتند.

عکس های بیشتر را در ادامه ببینید.

حضور سارا منجزی و نفیسه روشن بازیگران زن در منزل علی معلم

حضور سارا منجزی و نفیسه روشن بازیگران زن در منزل علی معلم

 

بهنوش طباطبایی و هانا کامکار در خانه علی معلم بعد از فوت وی

بهنوش طباطبایی و هانا کامکار در خانه علی معلم بعد از فوت وی

 

میلاد کی مرام در منزل علی معلم برای تسلیت

 پریناز ایزدیار و مریم معصومی و رعنا آزادی ور در منزل علی معلم برای تسلیت

حضور پریناز ایزدیار و مریم معصومی و رعنا آزادی ور در منزل علی معلم برای تسلیت به خانواده مرحوم

جمعی از بازیگران و هنرمندان در منزل علی معلم

حضور پوریا پورسرخ و امیرحسین رستمی و پژمان جمشیدی و نیکی مظفری و کوروش تهامی و محمدرضا غفاری در منزل علی معلم

فاطمه معتمد آریا در منزل علی معلم

هنرمندان در منزل علی معلم +عکس

منبع: www.ariapix.net

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
sajad soheil

بازیگران داستان فیلم ماحی

فیلم ماحی , داستان فیلم ماحی , بازیگران فیلم ماحی

فیلم ماحی به کارگردانی داود خیام است که تهیه کنندگی آن را جواد نوروزبیگی بر عهده دارد.

این فیلم قرار بود برای اولین بار در جشنواره 34 فجر به نمایش درآید که با مشکلاتی روبه رو گردید و حالا پس از حدود یک سال از بهمن ماه 95 در سینماهای سراسر کشور اکرانش آغز شده است.

عکس ها و خلاصه داستان و معرفی بازیگران در ادامه مشاهده نمایید.

فیلم ماحی , داستان فیلم ماحی , بازیگران فیلم ماحی

داستان فیلم ماحی

داستان این فیلم که بر اساس اتفاقات واقعی است، بین سال های 91 تا 92 می‌گذرد که روایتگر شرایط زن فیلم به نام «ماحی» است. شرایطی که بازگو کننده معنای کلمه ماحی است که از آن به معنای محوکننده یا نابودکننده یاد می‌شود.

فیلم ماحی , داستان فیلم ماحی , بازیگران فیلم ماحی

بازیگران فیلم ماحی

 آنا نعمتی /  مهران احمدی /  همایون ارشادی /  احسان امانی /  سپیده اعلایی /  هدی نوری زاده و مریم داوودی

فیلم ماحی , داستان فیلم ماحی , بازیگران فیلم ماحی

فیلم ماحی , داستان فیلم ماحی , بازیگران فیلم ماحی

عوامل فیلم

نویسنده و کارگردان فیلم ماحی : داود خیام، تهیه‌کننده: جواد نوروز بیگی، سرمایه‌گذار و مجری طرح: روزبه حسینی کارگر، مدیر فیلم‌برداری: مسعود سلامی، تدوین: بهرام دهقانی، طراح صحنه: پیام اسکندری، طراح لباس: ملودی اسماعیلی، طراح گریم: محسن دارسنج، صدابردار: منصور شهبازی، طراحی و ترکیب صدا: محمود موسوی نژاد، آهنگساز: بهزاد عبدی، مدیر برنامه‌ریزی فیلم ماحی: فروزان جلالی، دستیاران اول کارگردان فیلم ماحی: حسین خضوعی، سامان رخصتی، منشی صحنه: سهیلا کاشفی، عکاس: مهدی دلخواسته، مدیر تولید: محمدرضا منصوری، مدیر بازرگانی: نسرین تشکری، طراح پوستر: حامد مسعودیفر، ساخت تیزر: نوید توحیدی، روابط عمومی: المیرا حصارکی، مدیر تبلیغات و مشاور رسانه‌ای: شیوا آبا هستند

فیلم ماحی , داستان فیلم ماحی , بازیگران فیلم ماحی

آنا نعمتی در فیلم ماحی

فیلم ماحی , داستان فیلم ماحی , بازیگران فیلم ماحی

عکس پشت صحنه فیلم ماهی

آنونس و تیزر فیلم ماحی

فیلم ماحی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
sajad soheil

حسن جوهرچی درگذشت

حسن جوهرچی بازیگر سینما و تلویزیون صبح امروز جمعه 15 بهمن ماه 95 در سن 48 سالگی دار فانی را وداع گفت.

وی به دلیل بیماری و عارضه کبدی در بخش آی سیو بستری بود.

 به گفته یکی از نزدیکانش او صبح امروز به علت ایست قلبی درگذشت.

سحر سمیعی پرستار بیمارستان امام خمینی (ره) درباره علت دقیق فوت این بازیگر گفت حسن جوهرچی به دلیل عارضه عفونت ریوی و فشار خون پایین فوت کرد. ایشان به علت فشار خون پایین دارو مصرف می کردند. عفونت باید کنترل می‌شد تا پیوند کبدی برای ایشان انجام شود اما به علت عفونت شدید ریوی و کنترل نشدن آن دار فانی را وداع گفت.

هنوز جزئیاتی از زمان و مکان تشییع مرحوم اعلام نشده است

وی این شب ها نیز سریال آرام میگیریم را از شبکه دو سیما در حال پخش داشت.

بیوگرافی حسن جوهرچی

حسن جوهرچی در سال 1347 در یک خانواده اردبیلی در تهران متولد شد. لیسانس عکاسی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران دارد. بازی در سینما را در سال ۱۳۶۷ با «فیل در تاریکی» که بعد از پانزده سال کامل شد شروع کرد. اولین بازی مطرح او در سینما در سال ۱۳۷۰ با فیلم «برخورد» به کارگردانی سیروس الوند بود.

دلیل فوت حسن جوهرچی , علت مرگ و بیماری حسن جوهرچی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
sajad soheil