عکس بازیگران, سریال, بیوگرافی

عکس جدید, عکس هنرمندن, عکسهای داغ هنرمندان, عکس روز

عکس بازیگران, سریال, بیوگرافی

عکس جدید, عکس هنرمندن, عکسهای داغ هنرمندان, عکس روز

سوالات امتحانی, پاسخنامه امتحانات نهایی, عکس

۵۲ مطلب با موضوع «بیوگرافی هنرمندان» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

سری جدید (دوم) برنامه منو تو استیج 2017 مدتی است که آغاز شده است ( اواسط دی ماه 95 ) و در این سری از برنامه خوانندگانی و چهره های جدیدی حضور دارند و امده تا استعداد موسیقایی شان را محک بزنند . در ادامه عکس ها و بیوگرافی شرکت کنندگان استیج 2017 را مشاهده نمایید.

اسامی بیوگرافی عکس خوانندگان استیج 2017

عکس و بیوگرافی یاشار در استیج ۲۰۱۷

یاشار خلیق  در دوران کودکى علاقه فراوانی به موسیقى داشته و با تشویق و حمایت خانواده، به جستجوى ساز مورد علاقهٔ خود پرداخت. سرانجام گیتار را به جهت اینکه حس خوبی در او ایجاد می کرد انتخاب نمود.

با عشق و رویاى پیشرفت در زمینه موسیقی، در سن ١٧ سالگى به آمریکا مهاجرت کرد. در آنجا، با شهبال شبپره، تهیه کننده گروه موسیقی Black Cats آشنا شد و توانست چند آهنگ متعلق به گروه را دوباره خوانی کند.

او در حال حاضر در شرکت مخابراتى مشغول کار است و جهت حضور و موفقیت در برنامه استیج  موقتاً این حرفه را ترک  کرده است.

شادمهر عقیلی را بزرگترین الگوى خود می داند و معتقد است، او در اواخر دهه ٩٠ میلادى با جسارت تمام موسیقى خود را در ایران عرضه کرد.

الگوهاى دیگرش را هنرمندانی از جمله استاد شجریان، همایون شجریان، محسن چاوشى می داند. از هنرمندان غیر ایرانی؛ Pink Floyd, Peter Gabriel, Sting, Justin Timberlake را نام می برد که باور دارد اثرات  بسیارى در رشد موسیقیایی او داشته اند.

سرگرمی او ورزش، مطالعه و تماشای فیلم سینمایى است. او دارای کمربند مشکى در کاراته، سبک شیتو ریو است و به نظر او می توان از این ورزش درسهاى مهمى چون، افتادگى، احترام به دیگران و وفادارى را آموخت.

“این رویا که صدا و موسیقى من به دل مردم راه پیدا کند، انگیزه زیادى را جهت تلاش در این راه در من به وجود آورده است.”

مربی او در این سری مسابقه استیج  بابک سعیدی است و باور دارد با کمک و راهنمایى او، رویای همیشگی او  به حقیقت خواهد پیوست.

اینستاگرام: yasharstage

الهه سرور استیج 2017 Elsahe Soroor

عکس و بیوگرافی الهه سرور شرکت کننده افغان استیج 95

الهه در ایران، شهر اصفهان، و در یک خانواده مهاجر افغان به دنیا آمد.او در خانواده ای بسیار مذهبی پرورش یافته و زمانی که شروع به آوازخوانی کرد در خانواده ی او شنیدن موسیقی گناه محسوب می شد. بنابراین او مجبور بود به طور پنهانی عاشق موسیقی باشد.

در کابل با گروه ارین، به سرپرستی مهدیار حبیبی، آشنا شد و تکنیک های آوازخوانی را زیر نظر این استاد آغاز کرد. او یکی از اولین بانوانی بود که در سال ۲۰۰۶ در  افغانستان بعد از دوره طالبان در چندین کنسرت بر روی صحنه رفت و آواز خواند. سپس تصمیم گرفت برای پیشبرد فعالیت هنری اش وارد هنرستان موسیقی کابل شود اما متاسفانه مخالفت خانواده او را مجبور به ترک تحصیل و خانه نشین شدن کرد.

در سال ۲۰۰۸، با ظاهر شدن در مسابقهٔ  ستارهٔ  افغان دوباره وارد عرصه ی موسیقی شد و در رتبه هشتم از برنامه حذف شد. الهه باور دارد  زن بودن و افکار نژاد پرستانه جامعه دلیل مهم راه نیافتن وی به مرحله نهایی بود.

در سال ۲۰۰۹، با همکاری گروه ارین دو آهنگ نخست خود را به نام های  بی بهانه و آبی جان منتشر نمود و در سال ۲۰۱۰  پس از انتشار آهنگ سنگسار، که نقدی آشکار به قانون سنگسار است، مورد انتقاد برخی از گروه های اسلام گرا قرار گرفت.

پس از آن  بطور موقت به هندوستان مهاجرت نموده و در این مدت سه آهنگ  دیوانگی و میان تاریکی و دخترو بهار را ساخت.

الهه  در سال ۲۰۱۲ به انگلستان مهاجرت کرد و به عنوان خواننده در گروه کفایه مشغول فعالیت شد و در کنسرت ها و فستیوال های مختلف این گروه را همراهی کرد.

علاوه بر  کار در عرصهٔ موسیقی، او در حال حاضر دانشجوی رشتهٔ انیمیشن است.

موسیقی او ریشه در موسیقی سنتی و کلاسیک افغانستان و ایران دارد و می توان گفت ترکیبی زیبا از صداهای سنتی و مدرن، تاثیر گرفته از موسیقی محلی خاورمیانه، جاز، فلامنکو، پاپ و الکترونیک است.

اینستاگرام: elahasoroor_official

حنا در منو تو استیج 2017

عکس و بیوگرافی هانا در منو تو استیج / Hana

هانا نامداری، ۳۷ ساله، در شهر تهران از پدر و مادرى کرد، زاده شده است. تحصیلات تا دبیرستان را در شهر سنندج، به اتمام رساند و براى ادامه تحصیل در رشته ادبیات فرانسه به دانشگاه تهران رفت.

یکى از هیجان انگیز ترین اتفاقات زندگی او، مجرى گری در برنامه کودک  شبکه کردستان در سن نه سالگى بود که او را با هیجانات و جذابیت هاى دنیاى هنر آشنا کرد. بعد از آن به شعر و آواز خواندن و اجرای نمایش کودکان پرداخت.

فعالیت هنرى او در زمینه تئاتر به شکل جدى در هجده سالگى زمانى آغاز شد که برای اجراى یک نمایش عروسکى بر روى صحنه رفت. در پی آن و در کمتر از یکسال موفق به دریافت دیپلم افتخار بازیگرى شد.

حین تحصیل در تهران به فعالیت در زمینه بازیگرى و کارگردانی تئاتر، همچنین مجرى گرى و دوبلورى تلویزیون پرداخته و در نهایت اولین فیلم کوتاه خود را در سال ٢٠٠٧ ساخت که موفق به دریافت جایزه در دو فستیوال در شهرهای لندن و منچستر انگلستان شد.

از سال ٢٠٠٧،  به صورت رسمی  وارد صدا و سیماى کردستان شد و در آنجا به عنوان مجرى، بازیگر، کارگردان و تهیه کننده فعالیت نمود. پس از آن، در سال ٢٠١٠ تصمیم به ادامه تحصیل در رشته سینما گرفت و کشور ایتالیا را به عنوان مقصد انتخاب نمود.

در سال ٢٠١٣ با شرکت در برنامه آکادمى گوگوش استعداد خود در زمینه خوانندگى را محک زده و در این مسابقه موفق به گرفتن کارت طلایى شد و همچنین در سال ۲۰۱۵ در برنامهٔ X Factor ایتالیا موفق به گذراندن مرحله اول شد. اینها باعث شد که او به خوانندگى بطور جدى تر فکر کرده و در همین راستا در برنامهٔ استیج  شرکت کند.

مربی هانا در این سری از برنامه استیج  حامد نیک پى است و با توجه به سبک کاری ایشان، امیدوار است  بتواند کارهای در خور توجهى در زمینه موسیقى کردى و فضاى موسیقى فولکلور ارائه دهد.

اینستاگرام : instagram:hanastageofficial

عکس و بیوگرافی علیرضا صارمی در استیج 2017 / Alireza Stage

عکس و بیوگرافی علیرضا صارمی در استیج 2017

فعالیت موسیقی را در نه سالگی با فراگیری سنتور شروع کرد. در نوجوانی، در مسابقه استعدادیابی ستاره مهاجر شرکت کرده و پس از آن با شرکت در کلاسهای موسیقی، صداسازی را به طور جدی دنبال نموده و در پی آن  به دانشگاه موسیقی رشته‌ی ساز جهانی راه یافت.

او به فعالیت در استودیوی صدابرداری شخصی خود پرداخته که نتیجهٔ آن تولید چند آلبوم و تک آهنگ بود. پس از آن به عنوان سرپرست بخش تنبور گروه کُر سفارت اتریش در ایران، مشغول فعالیت شده و در کنسرت هایی که در سالن های بزرگ در تهران برگزار می گردید شرکت نمود. او دو بار در جشنواره موسیقی اجرا نمود.

مدت دو سال است که به سوئد مهاجرت کرده است. او در کلاس های پیشرفته هومن خلعتبری شرکت کرد که به عنوان آموزنده برگزیده انتخاب شد. در حال حاضر در زمینه آهنگسازی فعالیت می نماید و در یکی از رادیوهای محلی استکهلم برنامه هفتگی دارد.

علیرضا تحت تاثیر خوانندگانی چون ابی، حمید حامی، نیما مسیحا بوده و بزرگترین آرزوی او در زندگی رسیدن به بهتربن نقطه در خوانندگی است.

او به نقاشی، آشپزی  و فعالیتهای فنی علاقه مند است.

” انسان  هدفمند، پیگیر و با اعتماد به نفسی هستم. اگر کاری رو شروع کنم، حتماً به پایان خواهم رساند.”

مربی او در برنامه استیج رضا روحانی است، و دلیل انتخاب او را شباهت دیدگاه در موسیقی می داند و معتقد است با توجه به پیشینهٔ خانوادگی هنری ایشان،  نتیجهٔ خوبی در این برنامه به دست خواهد آورد.

اینستاگرام: alireza_stage

 تابان در مسابقه استیج 2017

بیوگرافی و عکس تابان در مسابقه استیج 95

تابان حجازی  ،۳۴ ساله، در خانواده ای تحصیل‌کرده و هنر دوست به دنیا آمد. پدر او اهل نطنز و مادرش متولد یزد همواره مشوق و حامی او در زمینه فعالیت های هنری بوده اند که نتیجه آن، برگزاری چند نمایشگاه نقاشی از تابلوهای رنگ روغن قبل از ورود او به دانشگاه می باشد.

تابان همچنین در رشته های ورزشی هندبال، شنا و فوتسال فعالیت کرده و کسب چند مدال طلا و نقره کشوری دستاورد اوست.

در رشته طراحی فرش وارد دانشگاه شد و موفقیت هایی نظیر کسب مقام اول در نمایشگاه طراحی فرش دانشجویان دانشگاه آزاد، به دست آورد. اما در نهایت تصمیم به تغییر مسیر داده و مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته حسابداری اخذ نمود.او با بهره گیری از تجربیات تحصیل در رشته طراحی فرش، به طراحی زیورآلات چوبی پرداخت.
در سال ۱۳۸۷، دوره های سلفژ و آوازخوانی را گذراند و در پی آن به ضبط دو آهنگ پرداخت که هرگز در سطح گسترده انتشار نیافتند.

پس از مهاجرت به انگلستان، تجربه چند اجرای زنده موفق در کنار خوانندگان محبوب داشت.

در حال حاضر در رشته Beauty Therapy در حال تحصیل است و در اوقات فراغت به نوشتن داستان و طراحی زیورآلات چوبی می پردازد.

به پندار خود، نکته شخصیتی جالب در او این است که کافی است هدفی را مشخص کند، قطعاً در مسیر آن قرار خواهد گرفت و ایمان دارد که موفق خواهد شد.

مربی او در برنامه استیج شهرام آذر است و می گوید از زمانی که همکاری  با ایشان را شروع کرده است، متوجه شده که ایشان انسان بسیار مهربان و با اخلاقی هستند و از اینکه از تجربیات ایشان استفاده خواهد نمود خوشحال است.

اینستاگرام : tabanofficial

عکس و بیوگرافی مریم در استیج 2017

عکس و بیوگرافی مریم در استیج 2017 / instagram: officialMaryammusic

مریم شیرین کار اهل شهر تنکابن است و در حال حاضر در شهر گوتنبرگ سوئد زندگی می کند.

او همواره در کنار تحصیل به موسیقی و خواندن، هر چند به صورت غیر حرفه ای، اهمیت می داد. در جمع های خانوادگی به خواندن می پرداخت و مورد تشویق خانواده  بود. از هفت سالگی شروع به یادگیری ساز کیبورد و در نوجوانی به نوازندگی گیتار پرداخت.

سال ۲۰۱۰ به کشور سوئد مهاجرت کرد و در دانشگاه صنعتی چالمرز در رشته مهندسی ادامه تحصیل داد. تحصیلات او در زمینه مهندسی برق و مهندسی پزشکی است.

پس از پایان تحصیل، در شرکت Volvo شروع به کار کرده و یکی از بهترین اتفاقات زندگی او این بود که در سال ۲۰۱۳ کارمند ممتاز سال این شرکت شد.
به دلیل اینکه هرگز در زندگی اجرای بر روی صحنه و  به صورت حرفه ای نداشته است، برای شرکت در مسابقه استیج تردید داشت، اما در نهایت،  و در لحظات پایانی فرصتِ ثبت نام، تصمیم گرفت این شانس را به خودش بدهد.

مربی او در برنامه استیج، رضا روحانی است و با توجه به علاقه به فعالیت های پیشین و همچنین حضور قوی سال گذشتهٔ ایشان از این بابت بسیار خوشحال است.

رایان استیج

عکس و بیوگرافی رایان خواننده برنامه استیج 2017

رایان مددخانی متولد تهران بوده و در خانواده ای هنر دوست پرورش یافت. پدر او اهل موسیقی بود و در نتیجه زندگی او از دوران کودکی با این هنر همراه بوده است.

در هشت سالگی به یادگیری ساز درام و  کیبورد پرداخت و در دوران تحصیل در مدرسه به اجراهایی در سطح منطقه پرداخت. می گوید به دلیل یادگیری موسیقی از سنین پایین همیشه در گروه های موسیقی کوچک ترین عضو بوده است.

در ایران به صورت حرفه ای به اجرای  کنسرت هایی در سطح شهرهای مختلف و در کنار خواننده های  مطرح پرداخت.

بعد از آن به فراگیری موسیقی به صورت آکادمیک پرداخته و در پی آن در شهر دبی به اجراهایی در کنار خوانندگان مطرح خارج کشور پرداخت. از جمله هنرمندانی که رایان افتخار همراهی با آنها را بر روی صحنه داشته است می توان حسن شمایی زاده، بیژن مرتضوی، عارف، منصور و امید را نام برد.

ضمن این فعالیت ها، او به  تنظیم  و آهنگ سازی نیز پرداخت.

چهار سال است که در شهر تورنتو کانادا زندگی می کند و در حال حاضر مشغول به گذراندن دوره های
Sound  Engineering  در یکی از معتبرترین دانشگاه های تورنتو است.
مربی او در این سری از برنامه استیج، رضا روحانی  است.

اینستاگرام : instagram:rayan.stage.music

داریوش صفری استیج 2017

اینستاگرام و بیوگرافی داریوش صفری در استیج 95

داریوش متولد شهرستان گچساران، واقع در جنوب ایران،  در خانواده ای  هنردوست و ترک قشقایی  پرورش یافت.

در دوران دبستان در گروه سرود و تئاتر مدرسه فعالیت داشت و در پی تشویق خانواده  و معلمان خود وارد کانون پرورشی و فکری کودکان شد و با کمک اساتید آن دوره  با این هنر بیشتر آشنا گردید و در جشنواره های مختلفی شرکت کرد و همچنین در رادیو استانی  به  صداپیشگی نمایش کودکان پرداخت.

او همواره در محافل  و جشن های خانوادگی آواز خوانی کرده و در پی تحسین و تشویق اطرافیان، عشق به این هنر در او بارورتر شد تا اینکه در سال ۱۳۷۹ به همراه تعدادی اقدام به تأسیس گروه المان Eleman متشکل از  پنج نوازنده کرده و پس از رویارویی با مشکلات فراوان، گروه موفق به اجرا شد، اما در نهایت به دلیل کمبود حمایت از طرف مسئولان ارشاد، گروه از هم  پاشید. مجدداً، در پی آن به تأسیس گروه استدیو سیزده پرداخت که هرگز مجوز انتشار نگرفت.

پس از مهاجرت به کشور آلمان، به فعالیت موسیقی به طور تجربی  پرداخته  که حاصل آن انتشار چند آهنگ و بازخوانی آهنگ سفر از زنده یاد استاد محمد نوری می باشد. او همچنین اجراهای زنده متعددی در شهر دوسلدورف آلمان داشته است.

instagram:dariush_safari

اسامی شرکت کنندگان استیج 95 , بیوگرافی شرکت کنندگان استیج 2017

منبع :ariapix.net

  • sajad soheil
  • ۰
  • ۰

بیوگرافی شهرزاد کمال زاده و همسرش

بیوگرافی و زندگینامه شهرزاد کمال زاده

شهرزاد کمال زاده بازیگر زن سینما و تلویزیون متولد 7 فروردین ماه سال 1364 در تهران می باشدو هم اکنون 31 سال سن دارد.او در سن هفده سالگی وارد دانشگاه شد و فارغ التحصیل رشته کامپیوتر است.

بازیگری را از سال 81 با حضور در سریال هزاردستان کیانوش عیاری شروع کرد و سال 83 وارد سینما شد.

وی با حضور در سریال راه طولانی که در سال 90 پخش شد توانست به خوبی دیده شود و بعد از آن در چندین سریال و فیلم حضور یافت.

وی این روزها سریال آرام میگیریم را در حال پخش دارد که در آن نقش رعنا را که یکی از متفات ترین نقش هایش است ایفا می نماید. همچنین این روزها نیز مشغول بازی در سریال مرز حوشبختی به کارگردانی حسین سهیلی زاده هم می باشد که قرار است نوروز 96 پخش گردد.

شهرزاد کمال زاده و همسرش

شهرزاد کمال زاده و همسرش

وی تا کنون ازدواج نکرده است و مجرد می باشد.

من مجردم اما بازیگران زنی که این روزها می گویند چون متاهل هستند پس دیگر کاری به آنها پیشنهاد داده نمی شود برای من غیر قابل پذیرفتن است، چرا که همه ما می دانیم بانوان متاهل زیادی در سینما و تلویزیون به شکل پرکار حضور دارند که هم متاهل هستند و هم چند فرزند دارند اما حضور فعالانه در سینما و تلویزیون دارند.

بیوگرافی شهرزاد کمال زاده

گفتگو و مصاحبه با شهرزاد کمال زاده

هر چه سواد بازیگر بالاتر باشد به نظرم در کارش موفق تر خواهد بود. حالا این سواد می تواند شامل هر چیزی باشد. در کنار بازیگری شخصا به رشته کامپیوتر علاقه داشتم و خانواده ام هم دوست داشتند که در این رشته ادامه تحصیل بدهم. در سال هایی که مشغول تحصیل در این رشته بودم سعی کردم اطلاعاتم را در مورد بازیگری افزایش دهم و با مطالعه و فیلم دیدن تلاش کردم که از این رشته فاصله نگیرم. در همین بین سعی کردم رابطه ام را با سینما حفظ کنم و به همین دلیل در چند کار به عنوان منشی صحنه و دستیار کارگردان حضور داشتم تا اطلاعاتم پیرامون سینما بیشتر شود.

اهل همدان نیستم

در شبکه‌های مجازی و سایت‌ها اشتباهی نوشته‌اند که من متولد همدان هستم اما من در تهران به دنیا آمده‌ام و البته خیلی از اطلاعاتی که در مورد ما بازیگرها از ازدواج تا اهل این شهر و آن شهر بودن نوشته می‌شود، واقعیت ندارد و ساخته ذهن و تخیل بعضی از دوستان است.

شهرزاد کمال زاده و همسرش

کم‌کاری و گزیده‌کاری

در سال‌های اخیر تصمیم گرفته‌ام وسواس بیشتری برای انتخاب نقش‌ها داشته باشم. قصه‌های زیادی به دستم می‌رسد که همه‌شان بالطبع داستان‌های خوب و جذابی ندارند. امسال برای من این چنین بود اما با این حال در دو فیلم سینمایی «شیشه‌های مات» و «المپیک» بازی کردم که به نظرم داستان‌های جالب و نقش‌های خوبی داشتند.

بعضی از کارها به صورت طبیعی بیشتر در میان مردم دیده می‌شوند و کارشان می‌گیرد؛ مثلا سریال‌های «راه طولانی» رضا کریمی و «نیاز» حسین سهیلی‌زاده و «بچه‌های نسبتا بد» سیروس مقدم کارهایی بودند که من به واسطه آنها بیشتر دیده شدم و این نشان می‌دهد که تلویزیون تا چه حد در شناخته شدن آدم‌ها تاثیرگذار است. اما قبل‌تر از همه اینها برایم مهم است که نقش به دل خودم بنشیند.

چون دوست داشتم کاری که می‌کنم همیشه، هم به لحاظ محتوایی و هم به لحاظ حرفه‌ای چیزی برای گفتن داشته باشد. شاید یکی از دلایل کم‌کاری من و پیدا نشدن داستان‌های خوب کم شدن تولیدات صدا و سیما از سال 91 به این طرف هم باشد. البته اگر جزو دسته و گروه خاصی بودم ممکن بود پیشنهادات بیشتری داشتم. من به شعور و وقت مردم احترام می‌گذارم و با طرفدارانم ارتباط نزدیکی دارم و همیشه از انتقاداتشان یاد گرفته، از تعریف‌هایشان انرژی می‌گیرم.

ذهن تمام سینمایی من

من کارم در حوزه سینما و تلویزیون را از 16 سالگی در سریال «هزاران چشم» کیانوش عیاری شروع کردم و از همان سن برایم مهم کارکردن در سینما بود. با اینکه بعد‌ها در رشته کامپیوتر تحصیل کردم و خیلی جا‌ها به دردم می‌خورد و کمک می‌کند اما به چشم کار و حرفه نگاهش نکردم و به سرعت به همان سینما و کارهای تصویری برگشتم و ادامه دادم.

ساده بگویم که بازیگری حالم را خوب می‌کند و حتی نمی‌توانم در کنار سینما کار و بیزینس دیگری داشته باشم. بازیگری به لحاظ روحی و ذهنی خیلی مشغولم می‌کند و خیلی وقت‌ها شده که ناخودآگاه با بازی در نقش یکی زن معتاد وزن کم کرده‌ام و برای بازی در نقش یک زن باردار وزن اضافه کرده‌ام. برای همین هر وقت هم بیکارم در حال ریکاوری هستم.

الان که به شهرت رسیده ای، به نظرت شهرت چه رنگ و بویی دارد؟

– به هر حال این موقعیت یکسری شرایطی را به وجود می آورد که در این شرایط خیلی از کارها را دیگر نمی توان انجام داد. مثلا اگر قبلا از یک موضوعی عصبانی می شدم خیلی راحت می توانستم عصبانیتم را با فریاد نشان دهم اما الان دیگر نمی توان این کار را کرد. با خیلی از مسائل باید مدارا کنم. ذره بین مردم باعث می شود انسان کمی محتاط تر رفتار کند. در مجموع همه این مسائل با لطف مردم و انرژی مثبتی که با محبت های شان منتقل می کنند برایم شیرین می شود.

تو یک خواهر هم داری، به او پیشنهاد می دهی که وارد سینما بشود یا نه؟

– نه، سینما واقعا حرفه سختی است. تو باید در شرایط نامناسب جوی، شب، روز و … کار کنی و خیلی چیزها را تحمل کنی.

یعنی فقط همین عوامل هستند که باعث می شود نخواهی خواهرت وارد سینما شود؟ یعنی ما هیچ چیز پشت پرده ای در سینما نداریم؟

– شاید مسائلی هم وجود داشته باشد اما من دوست ندارم در مورد آن صحبت کنم.

پس چرا بعضی از همکارانت در این مورد صحبت می کنند، فکر نمی کنی این یک نوع خودزنی است؟

– یکسری واقعیت ها وجود دارد که همه ما از آن باخبریم. اینکه بیاییم و در موردش صحبت کنیم دردی را دوا نمی کند. در هر کاری خوب و بد وجود دارد و نمی توان گفت که شرایط یک کار صرفا خوب است یا قطعا بد است اما همیشه در هر شرایطی این خودِ انسان است که تعیین کننده است.

گفتی هنوز آرزوهای زیادی داری، این آرزوها چیست؟

– اول از همه دوست دارم به عنوان یک انسان برای مردم و اطرافیانم سودمند باشم. در درجه بعد فکر می کنم باید به خیلی از آدم ها کمک کنم. در نهایت هم دوست دارم اول تمام دنیا را ببینم و بعد از دنیا بروم.

بیوگرافی شهرزاد کمال زاده و همسرش

از آرزو چه تعریفی داری؟

– به نظرم آرزو باعث زنده نگه داشتن امیدهای انسان می شود و انگیزه انسان را برای زندگی هر روز پر رنگ تر می کند.

فکر می کنی بازیگر شدن می تواند آرزو باشد؟

– خب خیلی ها هستند که آرزو دارند بازیگر شوند. من هم از دوران نوجوانی بازیگری را به شکل یک آرزو می دیدم و تلاش زیادی کردم تا به این آرزو برسم. به هر حال این حرفه هم مثل همه شغل های دنیا سختی ها و ناملایمات خاص خودش را دارد. نمی توانم توصیه کنم که کسی به سمت بازیگری بیاید یا نه! فقط این را می دانم که اگر کسی آرزو دارد تا به چیزی برسد باید تمام تلاش خود را به کار ببندد تا به آن برسد.

خیلی از بازیگران هم نسل تو به دنبال حاشیه هستند اما تو خیلی بی سر و صدا کار می کنی …

– همیشه سعی کردم از حاشیه خودم را دور نگه دارم. اگرچه خیلی ها می گویند حاشیه باعث بهتر دیده شدن بازیگر می شود اما من معتقدم حاشیه در اغلب اوقات باعث ایجاد مشکل و مزاحت برای کار بازیگر می شود. من خودم همیشه سعی کرده ام که نه تن به حواشی دهم نه حاشیه سازی کنم.

همین موضوع فکر نمی کنی باعث شده که از قافله عقب بمانی؟

– نه، چون معتقدم کسانی که با حاشیه خودشان را بالا می کشند دوام زیادی ندارند. به نظرم خروجی خوبی که از کار به مخاطب منتقل می شود بهتر از هر چیز دیگری باعث دیدنه شدن بازیگر می شود و نیازی به حاشیه سازی نیست.

بیوگرافی شهرزاد کمال زاده و همسرش

سقف آرزوهایت در سینما کجاست؟

– دوست دارم به جایی برسم که بتوانم اثری متفاوت از خودم به جا بگذارم. یک نقش هایی وجود دارد که هنوز خودم را در قالب آنها محک نزدم. دوست دارم این نقش ها را تجربه کنم و جنس های مختلف بازی را تجربه کنم. هنوز فکر می کنم راه طولانی را در پیش رو دارم که در کارم به طور کامل موفق شوم.

موفقیت یعنی اینکه عکست سردر سینماها نصب شود؟

– نه، موفقیت همانطور که گفتم به نظرم این است که بتوانم یک اثر متفاوت خلق کنم و بین مردم ماندگار شود.

های لایت و اما مرگ …

وقتی راجع به مرگ فکر می کنی چه حسی داری؟

– چون هنوز آرزوهای زیادی دارم یک مقدار نگران می شوم. اینکه نمی دانم چطور از دنیا خواهم رفت و بعد از مرگم چه سرنوشتی در انتظارم است باعث نگرانی ام می شود اما چون لحظاتی در زندگی ام وجود داشته که تا حدی مرگ را حس کرده ام، از ترسی که همه از مرگ دارند به نوعی عبو رکرده ام.

چطور تا حدی مرگ را حس کرده ای؟

– چند بار با ماشین تصادف های بسیار وحشتناک و بدی داشتم که تا مرز مرگ پیش رفتم اما به خواست خدا اتفاقی برایم نیفتاد.

بیوگرافی شهرزاد کمال زاده و همسرش

پس با این تفاسیر باید بگوییم شهرزاد از مرگ هراسی ندارد؟

– خب قطعا نمی توانم بگویم که هیچ ترسی از مرگ ندارم.

مرگ برایت کابوس است؟

– بیشتر از اینکه خودِ مرگ برایم کابوس باشد، چگونه مردن برایم ترسناک تر است. مثلا من همیشه آرزو می کنم که در دریا غرق نشوم.

مگر به دریا می روی؟
– بله، گاهی غواصی می کنم.

به این فکر کرده ای که دوست داری چطوری از دنیا بروی؟

– خیلی دوست دارم در آرامش و راحت از دنیا بروم.

یعنی روی تخت بیمارستان؟

– نه، خدا نکنه. دوست دارم در خواب و بدون درد از دنیا بروم.

و دوست داری کجا به خاک سپرده شوی؟

– یک جای آرم و سرسبز.

کجا؟

– واقعا به این موضوع فکر نکرده ام اما فکر می کنم در نهایت در قطعه هنرمندان به خاک بازگردانده خواهم شد.

بیوگرافی شهرزاد کمال زاده و همسرش

فکر می کنی این امتیاز خوبی است که به هنرمندان داده می شود؟

– باز هم دستشان درد نکند، به هر حال این روزها قیمت قبر هم خیلی گران است. (خنده)

و دوست داری روی سنگ قبرت چه چیزی حک شود؟

– جوان ناکام شهرزاد کمالزاده …! وقتی بمیرم دیگر چه فرقی دارد روی سنگ قبرم چه چیزی بنویسند.

وصیت نامه نوشته ای؟

– نه…

اگر الان بفهمی فقط یک هفته دیگر تا روز مرگت مهلت داری، چه کاری انجام می دهی؟

– بدون شک از همه اطرافیانم حلالیت می طلبم. همه ما کارهای نیمه تمامی داریم که شاید یک هفته زمان خیلی کمی برای پیگیری همه آنها باشد. سعی می کنم در این یک هفته کارهای عقب مانده ام را انجام دهم.

بیوگرافی شهرزاد کمال زاده و همسرشعکس جدید شهرزاد کمال زاده

بیوگرافی شهرزاد کمال زاده و همسرش

شهرزاد کمال زاده و پوریا پورسرخ

بیوگرافی شهرزاد کمال زاده و همسرش

بیوگرافی شهرزاد کمال زاده و همسرش

عکس شهرزاد کمال زاده با مریم معصومی

بیوگرافی شهرزاد کمال زاده و همسرش

اینستاگرام شهرزاد کمال زاده : instagram:shahrzadkamalzadeh

بیوگرافی شهرزاد کمال زاده و همسرش

سریالهای شهرزاد کمال زاده

    ۱۳۹۵ – مرز خوشبختی
۱۳۹۵ – دیوار شیشه (راما قویدل)
۱۳۹۵ – آرام می‌گیریم (روح‌الله سهرابی) (شبکه دو)
۱۳۹۴ – نیاز(حسین سهیلی‌زاده) (شبکه اول)
۱۳۹۳ – زمستان گرم (رسول صانعی) (شبکه تهران)
۱۳۹۳ – رنگ شک (فریبرز عرب نیا) (شبکه سوم)
۱۳۹۳ – زخم (مسعود آب پرور)(شبکه سوم)
۱۳۹۲ – بچه‌های نسبتاً بد (سیروس مقدم) (شبکه اول)
۱۳۹۱ – شاید برای شما هم اتفاق بیفتد (شبکه تهران)
۱۳۹۰ – شاید برای شما هم اتفاق بیفتد (شبکه تهران)
۱۳۹۰ – راه طولانی (رضا کریمی) (شبکه اول)
۱۳۸۹ – دارا و ندار (مسعود ده نمکی) (شبکه تهران)
۱۳۸۹ – شاید برای شما هم اتفاق بیفتد (شبکه تهران)
۱۳۸۶ – روزگار قریب (کیانوش عیاری) (شبکه سوم)
۱۳۸۵–۸۶ -قاب‌های خالی (مرتضی احمدی هرندی)(شبکه دو)
۱۳۸۴ – شبهای برره (مهران مدیری) (شبکه سوم)
۱۳۸۱ – هزاران چشم (کیانوش عیاری)(شبکه سوم)

فیلم های سینمایی شهرزاد کمال زاده

    ذوب شدن پادشاه (۱۳۹۳)
روزگاری عشق و خیانت (۱۳۹۲)
بشارت به یک شهروند هزاره سوم (۱۳۹۱ محمدهادی کریمی)
عقاب صحرا (۱۳۹۱ مهرداد خوشبخت)
سپید و سیاه (۱۳۸۸)
نامزد آمریکایی من (۱۳۸۷ داوود توحید پرست)
همخانه (۱۳۸۶ مهرداد فرید)
دیشب باباتو دیدم آیدا (۱۳۸۳ رسول صدرعاملی[۱])

  • sajad soheil
  • ۰
  • ۰

سمانه پاکدل بیوگرافی سمانه پاکدل ازدواج و سمانه پاکدل و همسرش عکس اینستاگرام سمانه پاکدل

سمانه پاکدل, عکس سمانه پاکدل, سمانه پاکدل بی حجاب

بیوگرافی سمانه پاکدل از بازیگران زن سینما و تلویزیون متولد 26 مهر ماه 1366 می باشد. او عضو یک خانواده 5 نفری می باشد.

او یک خواهر و یک برادر دارد.

ازدواج و همسرش

فعلا هم ازدواج نکرده است و مجرد می باشد.

سمانه پاکدل در سال 88 با حضور در مجموعه دلنوازان به کارگردانی حسین سهیلی زاده توانست به خوبی دیده شود.البته او قبل از آن نقش های کوتاهی در برخی مجموعه ها نیز داشته است.

به گفته ی خودش نیز او جایگاه فعلی اش را مدیون مسعود رسام( تهیه کننده ) است که وی را به حسین سهیلی زاده برای حضور در سریالش معرفی کرده است.

سمانه پاکدل

سمانه پاکدل در سریالهای روز حسرت,دلنوازان,دست بالای دست,دیگری, نقش رها (آیه ) در سریال معراجی ها, و سریال همسایه ها به ایفای نقش پرداخته است.

سمانه پاکدل با مهدی پاکدل نسبتی ندارد.

بیوگرافی سمانه پاکدل

سمانه پاکدل و دوستانش, سمانه پاکدل در برنامه زنده رود به همراه رزیتا غفاری, Samaneh Pakdel

سمانه پاکدل instagramعکس جدید سمانه پاکدل, سمانه پاکدل instagram, سمانه پاکدل و همسرش

گریم جالب سمانه پاکدل در سریال همسایه ها

عکس جدید سمانه پاکدل در سال نو میلادی 2017

  • sajad soheil
  • ۰
  • ۰

مهدی سلوکی و همسرش

مهدی سلوکی متولد 14 خرداد ماه 1361 در اصفهان می باشد و هم اکنون 34 سال سن دارد . وی در هنرستان رشته گرافیک خوانده و در همین مقطع بود که جذب کار تلویزیونی شد. او در سال 1379 دیپلم خود را از هنرستان مالک اشتر تهران دریافت کرد.وی با اجرای برنامه نیم رخ وارد تلویزیون شد . هم چنین برادر وی نیز محمد سلوکی است که از مجریان تلویزیونی می باشد.

مهدی سلوکی با سریال نرگس به کارگردانی سیروس مقدم در سال 85 توانست به خوبی دیده شود.

وی حدود 2 سال است که ازدواج کرده است و متاهل می باشد.


مهدی سلوکی و همسرش

عکس مهدی سلوکی و همسرش

مهدی سلوکی به همراه همسرش در کنسرت یکی از خوانندگان

مهدی سلوکی و همسرش

مهدی سلوکی و زنش

سریال های مهدی سلوکی

مرز خوشبختی (۱۳۹۵ حسین سهیلی زاده)
آرام میگیریم (1395 روح الله سهرابی)
مهر طوبی (۱۳۹۴ سید مجید موسویان)
خوب بد زشت (۱۳۹۳ منوچهر هادی)
ستایش۲ (۱۳۹۳–۱۳۹۲)
پروانه (۱۳۹۱ جلیل سامان)
راستش را بگو (۱۳۹۱ محمد رضا آهنج)
سایه روشن (۱۳۹۰ آرش معیریان)
پنج کیلومتر تا بهشت (۱۳۹۰ علیرضا افخمی)
ستایش (۹۰–۱۳۸۹ سعید سلطانی)
پنجمین خورشید (۱۳۸۸ علیرضا افخمی)
نرگس (۱۳۸۵ سیروس مقدم)
ما چند نفر (۱۳۸۵)
باجناغ‌ها (۱۳۸۳)
تب سرد (۸۳–۱۳۸۲ علیرضا افخمی)
روشنایی دشت (۱۳۸۱–۱۳۸۰)
چراغ‌های خاموش (۱۳۸۰)
بوی غریب پاییز
غریبانه

فیلمهای مهدی سلوکی

    صفر (۱۳۹۳)
سگ‌های پوشالی (۱۳۹۲)
دنیای پر امید (۱۳۹۱)
پروانگی (۱۳۹۰)
ما همه گناهکاریم (۱۳۸۹)
پاتو زمین نذار (۱۳۸۷)
زادبوم (۱۳۸۷)
کریستال (۱۳۸۷)
احضار شدگان (۱۳۸۶)
سرگیجه (۱۳۸۵)

شبکه های اجتماعی مهدی سلوکی

اینستاگرام : instagram: mehdisoloukioriginal

مهدی سلوکی و همسرش

  • sajad soheil
  • ۰
  • ۰

شبنم مقدمی , بیوگرافی شبنم مقدمی و همسرش

شبنم مقدمی بازیگر زن متولد 3 فروردین ماه 1351 در تهران می باشد و هم اکنون 44 سال سن دارد.

تحصیلات وی دارای مدرک کارشناسی ادبیات فارسی و دانش‌آموخته آموزشگاه آزاد بازیگری امین تارخ است.

وی فعالیت خود در زمینه هنر را از سال 77 با رادیو شروع نمود و چند برنامه در رادیو اجرا نمود . وی همچنین بازیگری را در همان سال با حضور در فیلم زخمی شروع نمود.

وی با حضور در سال زیر تیغ در سال 85 و سقوط یک فرشته توانست به خوبی دیده شود.

ازدواج و همسرش

وی چند سالی است که ازدواج کرده است و متاهل است . همسرش علیرضا آرا که او هم بازیگر است می باشد.

بیوگرافی شبنم مقدمی و همسرش علیرضا آرا

عکس / شبنم مقدمی و همسرش

بیوگرافی شبنم مقدمی و همسرش

گفتگو با شبنم مقدمی

از پرستاری تا بازیگری

آن دوران خانواده‌ها علاقه‌ای به اینکه فرزندان‌شان بازیگری بخوانند، نداشتند. امروز هم، چنین مشکلی وجود دارد. من دیپلم علوم تجربی داشتم و پرستاری قبول شدم. خانواده‌ام دوست داشت من هر رشته‌ای بخوانم به جز رشته‌هایی که به سینما و تئاتر و بازیگری منتهی می‌شوند؛ در حالی که خود آنها من را در کودکی در کلاس بازیگری ثبت‌نام کرده بودند؛ اما معتقد بودند که بازیگری باید حرفه دوم یا سوم من باشد.

من به این رشته علاقه‌ای نداشتم؛ بنابراین دو ترم پرستاری خواندم و مرخصی گرفتم و مجددا ادبیات فارسی قبول شدم. درس ادبیات فارسی را دوست داشتم و امروز نیز دومین علاقه‌مندی جدی من محسوب می‌شود؛ شعر و رمان می‌خوانم و قلمی هم دارم.

شبنم مقدمی , shabnam moghaddami

علاقه‌مندی به رادیو

هنوز دیپلم نگرفته بودم که با گروه کودک رادیو آشنا شدم و فعالیتم را آغاز کردم؛ ولی فعالیت جدی من با رادیو پس از سال 77 اتفاق افتاد. صدای من رادیو فونیکی برای شنونده‌ها بود. قطعات ادبی را خوب اجرا می‌کردم و خوب شعر می‌خواندم و این نکته برای تهیه‌کنندگان جذاب بود. به همین دلیل جای ماندن و فعالیت در رادیو برایم فراهم شد.

معلمی به نام تارخ

آموزشگاه آقای تارخ به طور اخص برای بازیگری سینماست. من بازیگر حرفه‌ای تئاتر بودم که به آموزشگاه ایشان رفتم. می‌خواستم لنز و رفتار مقابل دوربین را بشناسم. البته قبلا همه اینها را کار کرده بودم؛ ولی احساس کردم باید کامل‌تر شود.  کلاس‌های ایشان در دوره‌های مختلف، خروجی  خوبی داشتند. من در دوره دوم در کلاس‌های ایشان شرکت کردم و می‌دانم که در دوره اول خروجی درخشانی داشتند. آقای رضایی، خانم کرامتی، خانم بادران و. . . برای یک کلاس 20 نفره چنین خروجی‌ای عالی است.

سال 94؛ سال درخشش

فیلم «نفس» اوایل امسال 94، فیلم «ابد و یک روز» مهرماه و آبان‌ماه 94 و فیلم «زاپاس» آذر و دی‌ماه 94 ضبط شدند. شاید بتوان گفت سالی که گذشت به لحاظ حرفه‌ای بهترین سال کاری من بود اما همه این فیلم‌ها خاصیت ویژه‌ای داشتند که در کنار دیگر بازیگران معنی پیدا می‌کرد؛ مثل فیلم «ابد و یک روز». اتفاقا به این فکر می‌کردم که به محمد حیدری، دبیر جشنواره فیلم فجر بگویم که عنوانی به نام «گروه بازیگران» در جشنواره فیلم فجر کم است.

در جایزه برلین و جایزه رم این عنوان وجود دارد. به نظرم گروه بازیگران فیلم «ابد و یک روز» باید جایزه می‌گرفتند. هر کدام از اعضای این تیم مانند پازل چیزهای مختلف را تکمیل می‌کردند و باید جایزه ‌می گرفتند.  خوشحالم که توانستم برای سه فیلم، مورد قضاوت قرار بگیرم و این، اتفاق مهمی در جشنواره پارسال بود.

برای پول کار نکردم

پول درآوردن از رادیو و تئاتر که یک شوخی بزرگ است. هیچ کس از پول بدش نمی‌آید و من هم به هر حال دغدغه مالی داشتم؛ ولی برای پول کار نکردم. سال‌هایی آیتم  رایج بود و به بچه‌های تئاتر نیز  پیشنهاد می‌شد. پول خوبی هم داشت؛ ولی ترجیح دادم که این کار را نکنم.

بیوگرافی شبنم مقدمی

سریال‌های دوست‌داشتنی من

هر وقت آقای محمدرضا هنرمند را می‌بینم خواهش می‌کنم تا باز سریال بسازند. به نظرم «زیر تیغ» کار فوق‌العاده‌ای  بود و سریال آشپزباشی هم کار قوی و سرپایی بود. کارهایی که سعید نعمت‌الله هم می‌نویسد همیشه دیدنی از آب در می‌آیند. جوری نقش‌ها را می‌نویسد که بازیگر را برای بازی در نقش ترغیب می‌کند. همین الان هم با اینکه خسته‌ام و بازی در چند سریال را رد کردم اگر سعید نعمت‌الله نقشی مثل «روحی» در «مدینه» بنویسد قلقلکم می‌دهد که سریال کار کنم.

دلخوری از خبرنگاران

از خبرنگاران دلخوریم. از سالن نقد و بررسی فیلم «نفس» بیرون آمدم و خبرنگاران صدا و سیما برای مصاحبه کردن جلو آمدند. از من پرسیدند که مصاحبه می‌کنم؟ به آنها گفتم؛ الان نمی‌شود. ظاهرم آراسته نیست. مجبور می‌شوید که صدای من را روی بیابان و دشت بگذارید. همین جمله را تیتر کردند؛ «چرا این زن با تلویزیون حرف نمی‌زند.»
این نوع تیترها شیطنت رسانه‌ای محسوب می‌شوند؛ بنابراین هر کجا که آن خبرنگارها را ببینم یا باید بگویم که سمت من نیایند یا به دلیل حرفی که نزدم و کاری که نکردم از آنها شکایت کنم؛ ولی من اهل حاشیه نیستم و کار خودم را می‌کنم؛ بنابراین باید به هنرمندان حق بدهید که به خبرنگارها اعتماد نکنند.

بیوگرافی شبنم مقدمی و همسرش

کار با روستایی نابغه

وقتی فیلمنامه «ابد و یک روز» را خواندم متوجه پی‌ریزی درست آن شدم. ترجیح می‌دهم با کارگردان جوان کار کنم که با او بده و بستان داشته باشم تا کارگردانی که نمی‌توان وارد دنیای او شد. از اعتماد به کارگردان فیلم اولی ضرر نکرده‌ام؛ چون قبلا با کارگردان فیلم ‌اولی دیگری که فیلمنامه‌اش خوب و فیلم هم در جای خود حرفی برای گفتن داشت، کار کردم که متاسفانه فیلم او به جشنواره نرسید.  دوم اینکه سعید ملکان را که حامی سعید روستایی بود، می‌شناختم و می‌دانستم که او زحمت سالانه‌ام را نادیده نمی‌گیرد.

سوم اینکه حضور مهره‌ای مانند پیمان معادی که از نظر بازیگری و اعتبار وزنه محسوب می‌شود شما را از اینکه اتفاق خوبی خواهد افتاد مطمئن می‌کند. سعید روستایی  جوان است ولی وقتی با هم حرف می‌زدیم متوجه شدم که آنچه در سعید روستایی برجسته است سن کم او نیست؛ بلکه پختگی کلام او و نگاهش به سینماست. نمی‌خواهم واژه نابغه را در مورد او به کار ببرم و نمی‌خواهم تصور کنید چون در فیلمش بازی کردم چنین واژه‌ای به کار می‌برم.

در برنامه «هفت» بیان کردم که فیلم سعید روستایی با دریافت هشت جایزه و کاندیدا شدن در ده عنوان از خود دفاع کرد.  من برای فیلم سعید روستایی جایزه نگرفتم که بگویید سنگ خود را به سینه می‌زند؛ بنابراین راحت درباره او صحبت می‌کنم. به نظرم چیزهایی در بعضی افراد کاریزماتیک است؛ مثلا فروغ در جوانی اشعار  زیبایی سرود. ذات و ضمیر روستایی چنین است. او در حال تربیت آن است و می‌خواهد آن را به عرصه برساند و باید منتظر اتفاقات خوب بود.

عشق به سینما و تحمل گریم

خیلی از بازیگرها گریم‌های سنگین را تحمل نمی‌کنند چون پوست را خراب می‌کند. اما عشق به کار همه چیز را آسان می‌کند. پانته‌آ پناهی از بازیگران درجه یک تئاتر و از بازیگران فیلم «نفس» 40 سال ندارد و برای بازی در این فیلم چهار ساعت زیر گریم مهرداد میرکیانی می‌نشست و از لحظه لحظه آن لذت می‌برد. من آنجا بودم و می‌دیدم. نفس بازیگری برای پانته‌آ مهم است و اینکه بعدها چه اتفاقی روی صورت و فیزیکش می‌افتد، اهمیتی ندارد؛ وگرنه نه زشت است نه پیر.

در سریال «سقوط یک فرشته» کاری از بهرام بهرامیان یک پروتز دندان برای من می‌گذاشتند که اصلا دهانم بسته نمی‌شد این پروتز فرم فکم را تغییر می‌داد و با چسب به لثه‌ام متصل می‌شد؛ بنابراین من از صبح تا شب نمی‌توانستم چیزی بخورم و فقط باید آب و چای و شیر می‌خوردم.

برای من درست اجرا شدن آن کاراکتر مهم بود و من از این کار لذت می‌بردم. همه می‌گفتند که با این کار زشت می‌شوی؛ ولی اصلا برایم مهم نبود. به نظرم همه اینها از عشق به بازیگری می‌آید. خانم‌ها دوست دارند زیبا باشند و زنانگی‌شان به چشم بیاید؛ بنابراین عمل زیبایی انجام می‌دهند. من هم دوست دارم؛ ولی این کار را نمی‌کنم؛ چون فکر می‌کنم روی نقش‌پذیری من تاثیر دارد.  اگر بینی‌ام را عمل کنم نمی‌توانم نقش خانمی را که پایین‌شهری است و امکان عمل بینی‌ ندارد بازی کنم یا دیگر نمی‌توانستم در فیلم «ابد و یک روز» بازی کنم.

تفریحی به نام کافی‌شاپ

کتاب خواندن و فیلم دیدن جزو وظایف بازیگران محسوب می‌شود. سفر کردن خیلی برایم جذاب و معاشرت با دوستان برایم مهم است. دوستان زیادی ندارم؛ ولی معاشرت با آنها را دوست دارم. بازدید از ابنیه‌های تاریخی یکی از تفریحاتم محسوب می‌شود. عکاسی را بسیار دوست دارم. هیچ وقت هنر مجسمه‌سازی نداشتم؛ ولی یکی از علاقه‌مندی‌هایم است. رفتن به گالری‌ها در روزهای جمعه و دیدن کارهای هنری را دوست دارم.

کافی‌شاپ من و برادرم هم بیزینس نیست و نوعی تفریح به حساب می‌آید. برادر من کافی‌شاپ‌‌داری را دوست دارد. سال‌ها پیش در تئاتر شهر، کافه چهارسو در اختیار من بود. آن زمان آقای پاکدل مدیر تئاتر شهر بودند و من به ایشان گفتم که کافه را در اختیار من قرار دهند. آقای پاکدل به من گفتند که نمی‌توانم آنجا را بگردانم؛ ولی من اصرار کردم و ایشان موافقت کردند. من با بهنام همراه شدم و کافه را راه‌اندازی کردیم. لذت بسیار عجیبی داشت؛ چون همه دوستانم در تئاتر شهر حضور داشتند و بعد از تمرین به کافه می‌آمدیم و چای می‌خوردیم. این کافه همچنان که سودی نداشت، ضرر هم نداشت.

بهنام مهندس کامپیوتر است؛ اما دوره‌های تکمیلی کافی‌منی را گذرانده است. کافی‌شاپ‌داری کار  جذابی است و مانند آشپزی نیاز به خلاقیت دارد که امکان تجربه چیزهای مختلف را به شما می‌دهد. پس از پایان موعد اجاره، بهنام جاهایی مختلفی را اجاره کرد و کار کردیم که اصلا به صرفه نبود؛ چون سر یک الی دو سال باید جابه‌جا می‌شدیم؛ بنابراین اینجا را گرفتیم. این کار برای بهنام عشق است و من خیلی نمی‌رسم که به کافه سر بزنم؛ مگر اینکه با دوستانم بروم.

شبنم مقدمی

درخشش در « به نام پدر»

بازیگردان فیلم «به نام پدر» خانم آزیتا حاجیان بودند. ایشان تئاتر کار می‌کردند و تئاتر می‌دیدند و من را از روی صحنه برای این فیلم انتخاب کردند. به یاد دارم که ایشان پس از تماشای بازی من در تئاتری به من گفتند که نقشی در فیلم آقای حاتمی‌کیا هست، بازی می‌کنید؟ من گفتم؛ با کمال میل قبول می‌کنم و به صورت  حرفه‌ای قرارداد بستیم و دورخوانی صورت گرفت.

مهم بود که با آقای حاتمی‌کیا کار کنم و قبل از آن نیز بیشتر از دو یا سه فیلم سینمایی بازی نکرده بودم. آن زمان هم آقای حاتمی‌کیا سوپراستار فرهنگی محسوب می‌شدند؛ امروز نیز همین‌طور است و برای من جالب بود که با ایشان کار کنم و اتفاقا  خوشحال شدم که خانم حاجیان من را برای این نقش انتخاب و آقای حاتمی‌کیا تایید کردند. همیشه کارگردانانی من را انتخاب می‌کردند که تئاتر می‌دیدند. من سال‌های سال‌ پرکارترین بازیگر زن تئاتر بودم و تقریبا هیچ اجرایی تمام نمی‌شد که اجرای دیگر را شروع نکنم.

در طول سال سه الی چهار تئاتر خوب اجرا می‌کردم؛ بنابراین کسانی من را انتخاب می‌کردند که تئاتر می‌دیدند. نقطه‌ضعف برخی کارگردانان عرصه تصویر تماشا نکردن تئاتر است؛ چون بازیگران درخشانی در صحنه تئاتر وجود دارند. امروز هم در عرصه سینما موفق هستند؛ مانند پانته‌آ بهرام، ریما رامین‌فر، امیر جعفری، احمد مهران‌فر، افشین هاشمی و. . . ریشه و خواستگاه‌شان تئاتر است.  بسیاری از کارگردان‌ها به خود زحمت نمی‌دهند که تئاتر تماشا کنند. باید چیزهایی برای ما اولویت داشته باشند؛ مثلاا کشف یک نوید محمدزاده روی صحنه اولویت مهمی است.

شبنم مقدمی و برادرش بهنام مقدمی

شبنم مقدمی و برادرش بهنام مقدمی

فیلم های سینمایی

۱ –  آبا جان (۱۳۹۵)
۲ –  آن‌ها (۱۳۹۵)
۳ –  ابد و یک روز (۱۳۹۴)
۴ –  زاپاس (۱۳۹۴)
۵ –  سایه (۱۳۹۴)
۶ –  امروز (۱۳۹۲)
۷ –  آینه شمعدون (۱۳۹۱)
۸ –  گس (۱۳۹۱)
۹ –  آزمایشگاه (۱۳۹۰)
۱۰ –  ابرهای ارغوانی (۱۳۹۰)
۱۱ –  بوسیدن روی ماه (۱۳۹۰)
۱۲ –  زیر آب (۱۳۸۸)
۱۳ –  کودک و فرشته (۱۳۸۷)
۱۴ –  فرزند خاک (۱۳۸۶)
۱۵ –  همیشه پای یک زن در میان است (۱۳۸۶)
۱۶ –  پاداش سکوت (۱۳۸۵)
۱۷ –  به نام پدر (۱۳۸۴)
۱۸ –  زیستن (۱۳۸۰)
۱۹ –  از صمیم قلب (1377(

سریال ها

ابله
جلال‌الدین (۱۳۹۳)
مدینه (۱۳۹۳)
هفت سنگ (۱۳۹۳)
سقوط یک فرشته (۱۳۹۰)
پس از سالها (۱۳۸۷)
زیر تیغ (۱۳۸۵)
گل‌های آفتابگردان (۱۳۷۶)

جوایز و افتخارات

 سیمرغ بلورین عنوان بهترین بازیگر نقش مکمل زن در فیلم امروز در جشنواره سی و دوم فیلم فجر دریافت کرد.

 سیمرغ بلورین عنوان بهترین بازیگر نقش مکمل زن در فیلم های زاپاس و نفس در جشنواره سی و چهارم فیلم فجر دریافت کرد.

عکس شبنم مقدمی و همسرش علیرضا آرا

 

اینستاگرام شبنم مقدمی : instagram:shabnammoghaddami

 

  • sajad soheil
  • ۰
  • ۰

بیوگرافی امیرحسین رستمی

امیرحسین رستمی متولد 12 بهمن ماه 1354 در تهران می باشد و هم اکنون 41 سال سن دارد.وی بازیگری را در سال77 با رامبد جوان در سریال هزاران ستاره شروع کرد که در ایران پخش نشد و در شبکه جام‌جم اروپا برای ایرانیان مقیم آنجا به نمایش گذاشته شد.وی به واسطه سریال شمس العماره به خوبی شناخته شد.

  • ۰
  • ۰

بیوگرافی پرویز پورحسینی , پرویزپورحسینی و همسرش

پرویز پورحسینی بازیگر پیشکسوت سینما,تلویزیون و تئاتر متولد 20 شهریور ماه 1320 در تهران می باشد و هم اکنون 75 سال سن دارد.

وی فارغ التحصیل بازیگری از دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران می باشد.

پرویز پورحسینی متاهل می باشد و چندین سال قبل ازدواج نموده است.

  • ۰
  • ۰

بیوگرافی متین ستوده

میتن ستوده, متین السادات ستوده, عکس متین ستوده بازیگر زن, بیوگرافی متین ستوده

 بیوگرافی متین ستوده بازیگر زن ایرانی متولد 22 اردیبهشت ماه سال 1364 می باشد.

 پدر متین کارمند بازنشسته صدا و سیما و مادرش ۳۵ سال همه عمر و زندگی اش را وقف دانش بچه ها کرد. مادر متین ۳۵ سال معلم کلاس اول دبستان بوده. خواهری بزرگتر از خودش داره به نام مریم و برادری بزرگتر به نام مانی، که خدای بزرگ اونها را در قالب خانواده به متین ارزانی داشته و اینکه متین مجرده می باشد و تا بحال ازدواج نکرده است

متین السادات ستوده در کلاس های بازیگری امین تارخ نیز شرکت کرده است. و فعالیت حرفه ای خود را با حضور در همین کلاس های بازیگر شروع کرده است…

بیوگرافی متین ستوده

عکس جدید متین ستوده , متین ستوده و همسرش, متین ستوده فیس بوک, متین السادات ستوده

سریال ها و فیلمهای متین ستوده

وی تا کنون در سریالهای سه دونگ سه دونگ,سریال چمدان,سریال یادآوری ( شبکه ای فیلم) سریال فاخته که در ایام ماه رمضان پخش میگردد و در سریال میکائیل (نقش مهری) و سریال غیر علنی و به تازگی در سریال لیسانسه ها به کارگردانی سروش صحت به ایفای نقش پرداخته است.

میتن ستوده, متین السادات ستوده, عکس متین ستوده بازیگر زن, بیوگرافی متین ستوده

عکسهای متین ستوده , Matin Sotudeh , اینستاگرام متین ستوده instagram:matinsoutoude

  • sajad soheil
  • ۰
  • ۰

عکس های جدید از روشنک عجمیان و همسرش و فرزندشان + بیوگرافی و گفتگو با او

روشنک عجمیان , روشنک عجمیان و همسرش

روشنک عجمیان , روشنک عجمیان و همسرش , بیوگرافی روشنک عجمیان

روشنک عجمیان بازیگر سینما و تلویزیون و مجری متولد 20 بهمن ماه 1355 در تهران می باشد و 40 سال سن دارد.

تحصیلات : وی در دوره لیسانس رشته بازیگری را انتخاب کرد و در دوره فوق لیسانس رشته کارگردانی تئاتر را برگزید.

ازدواج و همسرش

روشنک عجمیان متاهل است و چند سال قبل با مهریار حمیدی ازدواج نمود و حاصل ازدواجشان دختری به نام آروشا می باشد.

شروع فعالیت بازیگری

روشنک عجمیان ابتدا از طریق مجری گری وارد تلویزیون شد و سال 81 اولین بار با اجرای برنامه چشم انداز به این قاب وارد شد. البته وی کار بازیگری را از سال 1372 با کلاس های بازیگری شروع نمود.

روشنک عجمیان , روشنک عجمیان و همسرش

گفتگو با روشنک عجمیان و همسرش مهریار حمیدی

حال خوش این روزهای ما

وقتی کار نیست به نوعی افکارم به هم می‌ریزد. البته از وقتی آروشا وارد زندگی ما شده خیلی اوضاع فرق می‌کند؛ یعنی خود را با فرزندم سرگرم می‌کنم. راستش نبود کار این حس را برایم دارد که انگار استقلالم را از دست داده‌ام. وقتی سر کار هستم بسیار حال خوبی دارم و سعی می‌کنم به رغم همه خستگی‌های کاری، این حال خوب را وارد زندگی‌مان کنم.

حمیدی: زمانی که قرار است همسرم کاری را شروع کند حس خوبی دارم و خوشحالم چون بدون این فعالیت و با زیاد خانه نشستن، حس و حالش به هم می‌ریزد. به هر حال امری طبیعی برای همه شاغلان است که دوری از کار پس از مدتی برای‌شان آزاردهنده می‌شود.

آدم‌های منظم یک کار بی‌نظم

حمیدی: در هر حال کار سینما و تلویزیون و کلا بازیگری بی‌نظمی‌های خودش را دارد و سختی کارش حتی می‌تواند به خانه هم منتقل شود ولی روشنک همیشه طوری رفتار کرده و چنان انرژی از کار می‌گیرد که برای همه ما بهتر می‌شود.

عجمیان: ما اجازه نمی‌دهیم کار بین‌مان فاصله بیندازد. حتی یادم هست قبل از تولد آروشا گاهی سر کار با هم قرار می‌گذاشتیم و همدیگر را می‌دیدیم. ضمن اینکه در این سال‌ها سعی کردم خودم را به آن شکل مشغول نگه ندارم؛ مثلا کارهای شهرستان را انتخابی می‌روم و البته فکر می‌کنم کمتر کار کردن من باعث شده زندگی‌مان تعادل خوبی داشته باشد.

طعم سفرهای مشترک با حضور بچه

عجمیان: شاید این نگاه کمی بی‌رحمانه باشد اما فکر می‌کردم نکند با بچه‌دار شدن، کار یا زندگی‌ام لطمه ببیند و محدود شود گرچه آدمی نیستم که از نظر ذهنی خودم را محدود کنم. در واقع با بچه‌دار شدن سختی کارم خیلی بیشتر شده اما در عوض چیزی را دارم که با دنیا عوضش نمی‌کنم. ضمن آنکه من همیشه سعی می‌کنم زندگی‌ام را بر هر مساله‌ای مقدم و ارجح نگه دارم.

حمیدی: ما هفت سال بعد از ازدواج بچه‌دار شدیم و این‌طور نبود که مثلا یک مدتی را مشخص کنیم و بگوییم بعد از این تاریخ بچه‌دار می‌شویم. در تمام این سال‌ها داشتیم با هم همفکری می‌کردیم که ببینیم آیا می‌توانیم یا نه. بخشی از آن هم برگشت به اینکه قبل از تولد آروشا، ما زوجی بودیم که به مسائل تفریحی مانند سفر خیلی اهمیت می‌دادیم؛ برای مثال تقریبا هر سه ماه یک بار مسافرت آنچنانی می‌رفتیم و به نوعی همه درآمدمان پای مسافرت می‌رفت. فکر می‌کردیم نکند ورود بچه دست و پای ما را در این مساله ببندد؛ کما اینکه این اتفاق هم افتاد اما تولد آروشا نقطه عطف زندگی ما بود.

روشنک عجمیان , روشنک عجمیان و همسرش

عکس / روشنک عجمیان و دخترش آروشا

ماجرای اسم آروشا

حمیدی: اسم آروشا نتیجه همفکری هر دو نفرمان است. راستش وقتی روشنک هنوز باردار بود، من با بچه صحبت می‌کردم؛ به‌طوری که هر بار او را با یک اسم صدا می‌کردیم. نخستین اسمی که انتخاب کرده بودیم پریچهر بود. هر دوی ما آن را به‌شدت دوست داشتیم اما اطرافیان توی ذوق مان زدند و گفتند قدیمی است.

عجمیان: از آن اسم‌هایی بود که من همیشه دلم می‌خواست روی بچه ام بگذارم و دوستش داشتیم. آن دوره که اسمش را ثبت کردیم در ایران هفت، هشت نفر این اسم را گذاشته بودند اما خب دیگر به اسم تقریبا متداولی بدل شده است.

بیم و امیدهای پدرانه و مادرانه

حمیدی: پدر بودن اتفاق دشواری است و آن بار مسوولیت، دغدغه فکری و نگرانی‌ها برای درست تربیت کردن بچه بسیار سخت است. الان چیزهایی دغدغه من شده که روزی حتی فکر نمی‌کردم اهمیتی برایم داشته باشند و در طی روز به راحتی از کنارشان می‌گذشتم.

عجمیان: این‌طور بگویم که بعد از تجربه مادر شدن اصلا آدم دیگری شده‌ام. راستش من از آن بچه‌های ناخلف نبودم که قدر والدینم را ندانم اما بعد از ازدواج اهمیت پدر و مادر برایم خیلی بیشتر شد. این مساله بعد از مادر شدن به شکل مضاعفی چند برابر می‌شود به خصوص آنکه آروشا بعد از تولد دچار عارضه‌ای بود که ما را خیلی نگران کرد. در آن یک هفته که بین خانه و بیمارستان در رفت و آمد بودیم، والدینم خیلی هوای ما را داشتند.

من برادری داشتم که وقتی 29 ساله بود از دستش دادیم. یادم هست در آن ایام یک شب مادرم تماس گرفت که برویم خانه‌شان. در راه بودیم که تلفنی صحبت می‌کردیم و من آنجا به مادرم گفتم که تازه می‌فهمم چه درد بزرگی است از دست دادن بچه؛ آن هم بچه‌ای که برایش 29 سال زحمت کشیده‌ای. حس می‌کنم کسی که بچه داشته باشد بیشتر قدر پدر و مادرش را می‌داند.

قطعا برای ما مهم‌ترین چیز این است که آروشا سلامت باشد و حتی از جنبه سلامت روحی و روانی. تا جایی که می‌دانم از آن دست مادرهایی هستم که از فرزندم نمره 20 نمی‌خواهم اما سالم بودنش آرزویم است.

خوشبختانه کسی در زندگی کنارم قرار گرفته که منطقی جلو می‌رود. برای همین کاملا به او اعتماد می‌کنم چون تصمیماتش لحظه‌ای نیست. گاهی به هر حال به خاطر احساسی بودن یا آن ذات مادرانه چیزهایی از دستم درمی‌رود اما مهریار بسیار فکر شده تصمیم‌گیری می‌کند.

عمق عشق‌های همسرانه

حمیدی: به هر حال عشق به همسر و شریک زندگی همیشه در حال پرورش یافتن است. شکل عوض می‌کند اما به نظرم از بین نمی‌رود یا روی یک خط صاف نمی‌ماند. شاید به خاطر هیجان بیشتری که در سال‌های اولیه زندگی هست شکل این عشق متفاوت باشد اما به مرور که این هیجان فروکش می‌کند، عمق احساسات شما بیشتر خواهد شد.

روشنک عجمیان , روشنک عجمیان و همسرش

خوبی و بدی‌های شهرت

حمیدی: من و روشنک آشنایی 4 ساله‌ای از حدود سال 78 تا سال 82 داشتیم. سال 82 نیز ازدواج کردیم. آن زمان مصادف بود با پخش سریال «کوچه اقاقیا» که به خاطر مطرح شدن آن مجموعه او خیلی مورد توجه واقع شده بود. آن زمان من جوان‌تر و کم‌تجربه‌تر بودم و به نوعی ناآشناتر به این حیطه. شاید واکنش‌هایی نشان می‌دادم که چندان مناسب نبود اما بعد رفتم فکر کردم و خودم را به جای مخاطب‌هایی گذاشتم که به چهره‌ای علاقه دارند. با خود فکر کردم وقتی در جایگاه یک طرفدار هستم و چهره محبوبم یا اطرافیانش واکنش بدی نشان دهند، دچار چه حس بدی خواهم شد. به همین خاطر سعی کردم مخاطب را درک کنم و واکنشی مناسب و در خور نشان دهم.

عجمیان: اصولا آدمی هستم که بی‌احترامی اذیتم می‌کند و نمی‌توانم آن را نادیده بگیرم. به نوعی اجازه نمی‌دهد زندگی‌ام در آرامش پیش برود. به همین خاطر یک روز در یک اقدام سرسختانه تمام نرم‌افزارهای ارتباطی‌ام را بستم و تمام صفحات رسانه‌ای مانند اینستاگرام را خصوصی کردم. علتش هم این بود که دیدم شماره بازیگرها را در وایبر و تلگرام پخش می‌کنند.

بعضی رفتارها قابل توجیه نیست. شما به هر حال یا یک نفر را دوست دارید و فالو می‌کنید یا او را دوست ندارید. اینکه کسی را فالو می‌کنید و بعد زیر پست‌هایش توهین و بی‌احترامی انجام می‌دهید، معنی ندارد. شما اگر کسی را دوست دارید و می‌بینید کار اشتباهی هم انجام داده، باید به شکل مناسب و محترمانه‌ای انتقاد ‌کنید.

زمانی برای فیلم دیدن

حمیدی: کارهای روشنک را به‌شدت دنبال می‌کنم و همه را با علاقه می‌بینم. هنوز هم از دیدن او در کارها ذوق می‌کنم اما سعی می‌کنم به عنوان یک مخاطب عام به دور از آن هیجانات که خب این بازیگر همسرم است، کارها را ببینم. به نظرم چه بهتر اگر ایرادی در کار هست من آن را منتقل کنم. به نوعی روی کارهایش با هم یک نقد و بررسی داریم. البته من به عنوان یک مخاطب عام نه یک متخصص به او نظراتم را می‌گویم. علاقه‌مندی من به سینما ارتباطی به شغل همسرم ندارد. فیلم دیدن را دوست دارم و حتی برنامه‌های تلویزیون را هم دنبال می‌کنم.

روشنک عجمیان , روشنک عجمیان و همسرش

حرکت در دل جامعه

عجمیان: کلا آدمی اجتماعی هستم و اتفاقا در بین مردم بودن را دوست دارم. چند وقت پیش بعد از سال‌ها سوار اتوبوس شدم. فکر کنم از دوران دانشجویی به بعد اتوبوس سوار نشده بودم. عینک هم زده بودم. بعضی از مردم نگاه می‌کردند اما معلوم بود شک دارند چون شاید باور نمی‌کردند یک بازیگر بیاید و اتوبوس سوار شود. حتی بارها در موقعیت‌های مختلف شنیدم که می‌گویند این خانم فقط شبیه آن بازیگر است!

یکی از خانم‌ها با مادر پیرش در اتوبوس حضور داشت که مادرشان کمی مشکل ذهنی داشتند و چیزهایی می‌گفتند که بقیه مسافرها می‌خندیدند. خیلی خانم خوبی بودند. آن خانم که دخترشان بود به من گفت: می‌بینید چه کار می‌کند؟ آبروریزی می‌کند. من به او گفتم که اشکالی ندارد که، کار بدی انجام نمی‌دهد. ناگهان آن خانم گفت: وای صدای شما چقدر آشناست، تو رو خدا عینک‌تان را‌ بردارید. خیلی خوشحال شده بود که مرا شناخته است. من معتقدم که باید بین مردم بود.

همراهی با توافق هسته‌ای

عجمیان: ما هم دغدغه‌های عموم مردم را داریم؛ مثلا بحث توافق هسته‌ای در خانه ما بسیار داغ بود.

حمیدی: روز توافق دقیقا روز پرمشغله‌ای داشتم که نمی‌توانستم به هیچ طریقی تلویزیون ببینم. من به‌شدت پیگیر اخبار داخلی هستم. آن روز داشتم عذاب می‌کشیدم. روشنک از کنفرانس آقای ظریف تکه‌تکه فیلم می‌گرفت و برای من در تلگرام می‌‌فرستاد تا من در جریان قرار بگیرم.

به هر حال ما از نسلی هستیم که با یکسری افکار و دغدغه‌ها بزرگ شده‌ایم. زمان جنگ من حدودا 9 ساله بودم. یادم هست اخبار جنگ را از طریق رادیو دنبال می‌کردم اما الان چنین کاری غیرطبیعی است. به هر حال مسائلی هست که با زندگی همه ما گره خورده است.

عجمیان: یکسری دغدغه‌های جامعه مثل همین ماجرای توافق، مشکلات اقتصادی، مسائل فرهنگی و. . . برای همه وجود دارد؛ مگر می‌شود یک نفر چون بازیگر است نسبت به آن بی‌تفاوت باشد.

روشنک عجمیان , روشنک عجمیان و همسرش

لذت یک کار پردردسر

عجمیان: من عاشقانه کارم را دوست دارم و در سخت‌ترین شرایط از آن لذت می‌برم اما به نظرم وضعیت بازیگری یا بهتر بگویم سینما و تلویزیون خیلی راضی‌کننده نیست. چون به نظرم خیلی وضعیت بی‌در و پیکری در مورد ورود آدم‌های مختلف در زمینه‌های مختلف در آن به وجود آمده است. هجوم این قضیه نامناسب بسیار هم زیاد شده است. بعضی تهیه‌کننده‌ها به هر قیمتی کار می‌سازند تا جایی که حتی سرمایه‌گذار وقتی پول وسط می‌گذارد می‌تواند در کار بازی هم بکند.

رواج نگاه آلوده!

عجمیان: یکسری هنرمند پیشکسوت در خانه نشسته‌اند و کاری ندارند آن وقت می‌روند از خیابان بازیگر پیدا می‌کنند. این متاثرکننده است. اینکه می‌گویم فقط دغدغه شخص خودم نیست چون معتقدم روزی را خدا می‌رساند؛ ضمن آنکه در این مسیر تحصیل کرده‌ و تجربه پیدا کرده‌ام. فوقش به جای هر ماه کار مثلا هر دو ماه یک بار کار انجام می‌دهم. من از ابتدا آدم پرکاری نبودم و نمی‌خواهم پرکار باشم.

عشق تکرار نشدنی بازیگری

عجمیان: راستش عشقی که به بازیگری دارم به رشته‌های دیگر هنری ندارم؛ مثلا تحصیلاتم کارگردانی است اما فیلمسازی دغدغه من نیست. هنرهای دیگر هم همین‌طور؛ آن آرامشی که از بازیگری برایم ایجاد می‌شود- از مقطع خواندن فیلمنامه تا پیدا کردن نقش و. . .- در رشته دیگری پیدایش نمی‌کنم. برای شغل دوم گاهی با مهریار صحبتی کرده‌ام اما اینکه تنهایی بخواهم کاری را شروع کنم هرگز نبوده و اهلش نیستم. شاید چون جزو بازیگرانی هستم که به‌شدت عاشقانه این حرفه را دوست دارم و حتی عموما آدمی هستم که به ندرت سر کار به خاطر مشکلاتش غر می‌زنم.

حمیدی: درست است که کار همسرم همراه با بی‌نظمی‌هایی است که البته واقعا او در آن مقصر نیست اما این مسائل باعث تنش در خانه ما نشده است. شاید حتی نتوانم بگویم آن را مدیریت کرده‌ایم و بهتر است بگویم با آن کنار آمده‌ایم؛ یعنی دستورالعملی نمی‌توانم برایش بنویسم؛ یک انعطاف‌پذیری دو نفره است.

ناراحتی من در جای دیگر و به شکل دیگری است؛ مثلا وقتی می‌بینم همسرم زحمت زیادی برای کارش کشیده اما در انتها به میزان یا به شکل مناسبی حقش ادا نمی‌شود و این ناراحتش می‌کند، من هم نگران و ناراحت می‌شوم چون دلم نمی‌خواهد ناراحتی همسرم را ببینم.

ممارست‌های یک دلباخته

حمیدی: آنچه بیشتر مرا جذب خانم عجمیان کرد، صداقت و پاکی بود که در وجود او دیدم. شاید جالب باشد که بگویم آشنایی ما با هم خودش می‌تواند داستان یک کتاب شود و من برای شروع این آشنایی ممارست‌ها به خرج دادم.

عجمیان: 30 اجرای یک نمایش مرا هر شب آمد و دید.

حمیدی: حتی دیگر دیالوگ‌های آن نمایش را از خود بازیگرانش بهتر ادا می‌کردم. در آن دوره چیزی که مرا جذب روشنک کرد، صداقتی بود که کمتر دیده بودم. این ماجرا او را برای من خاص کرد.

روشنک عجمیان , روشنک عجمیان و همسرش

تفاهم یعنی درک متقابل

عجمیان: درددل‌های من با مهریار، مادرم و پدرم است. دوستان زیادی دارم اما رفیق‌باز نیستم. دوستی هم که بخواهم به این شکل با او درددل کنم ندارم. به نظرم تاثیر گرفتن خیلی مهم است. می‌گویم بهتر است با کسی صحبت کنی که از او تاثیر بگیری؛ چه فایده دارد وقتی با کسی حرف می‌زنی و تاثیری در تو ایجاد نمی‌کند. البته آدمی نیستم که نسبت به دیگران گارد داشته باشم و بدبینانه نگاه نمی‌کنم. مهریار کمی در این زمینه به من هشدار می‌دهد چون به خاطر اطمینان‌ به دیگران زیاد ضربه خورده‌ام.

حمیدی: من هم بدبین نیستم اما واقع‌گرا هستم. به آدم‌ها و اطراف نگاه بدی ندارم اما خیلی خوش‌بین و پذیرا هم نیستم. سعی می‌کنم آهسته آهسته جلو بروم و بعد قضاوت کنم. اما پیشاپیش قضاوت نمی‌کنم.

عجمیان: من سعی کرده‌ام به این روش مهریار نزدیک شوم. راستش ما تکمیل‌کننده شخصیت هم هستیم. به نظرم تفاهم هم در همین است که شما با هم صحبت کنید، کاستی‌های هم را ببینید، گوشزد کنید و بعد بپذیرید؛ نه اینکه مثل هم باشید. باید حرف هم را بفهمید.

روشنک عجمیان , روشنک عجمیان و همسرش

ژست خوب گذشت

حمیدی: سال گذشته مشکل خاصی برای‌مان پیش آمد. می‌خواستیم تصمیم بسیار بزرگی بگیریم. چیزی که سال‌ها منتظرش بودم تا به دست بیاورم و خانم عجمیان کاملا مخالف آن بود و کاملا هم احساسی با این قضیه برخورد می‌کرد. از نظر منطقی حرف من درست بود اما می‌دیدم حق ندارم احساس او را نادیده بگیرم و حس او به منطق من ارجحیت داشت. در واقع می‌خواستیم به کانادا مهاجرت کنیم و روشنک اصلا نمی‌توانست آن را بپذیرد.

عجمیان: من همیشه با موضوع مهاجرت مخالف بودم. خودم را آدم مهاجرت نمی‌دیدم و نمی‌بینم. اما به مهریار گفتم با توجه به منطقی که تو داری برویم چند ماه بمانیم که ببینیم می‌توانیم یا نه؟ فاکتورهای احساسی‌ای که داشتم برایم خیلی مهم بود. رفتیم و دیدیم واقعا اصلا کار من نیست. برگشتیم و من دیدم که مهریار به خواست و احساس من احترام گذاشت. این ماجرا به نوعی بزرگ‌ترین گره زندگی ما بود که می‌توانست حتی خیلی خطرناک باشد.

حمیدی: قبلا گفتم که من چند فاکتور را برای زندگی مشترک مهم می‌دانم. نخستین آن صداقت است و فاکتورهای بعدی محبت و گذشت هستند. این سه شرط پایه زندگی هستند. این روزها وقتی به جدایی‌ها نگاه می‌کنید می‌بینید علت جدایی‌شان به یکی از این سه عامل برمی‌گردد. البته عامل چهارمی که به نظر من می‌تواند در کنار این سه اثرگذار باشد، ایمان است. اینکه شما بدانید کسی هست که شما را می‌بیند و لازم است با همدلی او اقدام کنید. این مانع از آن می‌شود که خیلی از قدم‌های اشتباه را ‌بردارید. به همین علت گذشت فاکتور مهمی است اما گذشتی که بدون انتظار باشد.

چون اگر گذشت کنید به امید اینکه روزی و جایی مقابله به مثل شود دیگر گروکشی است نه گذشت. فرانسوی‌ها می‌گویند هر کاری انجام می‌دهی مهم این است ژست کارت قشنگ باشد. وقتی که گذشت کردید دیگر زشت است بخواهید آن را خراب کنید.

عجمیان: من هم دیدم می‌شود به شکل دیگری تصمیم گرفت تا هر دو راضی باشیم. به همین علت قرار است که مدتی آنجا باشیم و مدتی هم ایران. این یعنی احترام به عقیده هر دو نفر که شاید کلیشه‌ای باشد اما به نظرم حفظ کانون خانواده و وجود عشق از هر چیزی مهم‌تر است. اگر من یا مهریار تصمیم گرفتیم که با هم توافق داشته باشیم به این علت است که دوست داریم زندگی و کانون خانواده‌مان را حفظ کنیم وگرنه می‌شد با یک لجبازی ساده این زندگی را به پایان رساند. هنر ما در این است که زندگی‌مان را حفظ کنیم. ما تلاش‌مان را می‌کنیم و خدا هم کمک‌مان می‌کند.

روشنک عجمیان , روشنک عجمیان و همسرش

فاکتورهای زندگی موفق

حمیدی: صداقت عنصر بسیار مهمی در یک رابطه است. من همیشه چند فاکتور را برای بنیان یک خانواده موفق نام می‌برم  اما صداقت اهمیت ویژه‌تری دارد چون به نظرم شما زمانی می‌توانید یک عمر در کنار کسی زندگی کنید که به راستی او ایمان داشته باشید. این یک حس غریزی است. وقتی کسی نسبت به شما با نادرستی و ناخالصی رفتار می‌کند، شما هم مرزی بین او و خودت قائل می‌شوی. این منجر به عدم اعتماد می‌شود. کما اینکه صداقت طرف مقابل روی شما تاثیر خوب می‌گذارد و شما هم دروغ نمی‌گویید.

عجمیان: مهریار اصلا دروغگو نیست و من گاهی در این زمینه با او به مشکل می‌خورم چون به نظرم گاهی و جاهایی لازم است شما اصلا حقیقت را نگویید اما مهریار معتقد است نگفتن حقیقت خودش یک جور دروغ گفتن است. من به این عقیده او احترام می‌گذارم و برایم بسیار باارزش است.

حمیدی: به نظر من اعتبار هر آدمی به حرف‌هایی است که می‌زند. پدرم خدا بیامرز بزرگ فامیل بود و تمام آشنایان و فامیل روی حرف پدرم خیلی حساب می‌کردند. در بچگی این را متوجه نمی‌شدم اما بعدها وقتی وارد اجتماع شدم دیدم که صداقت شما مایه اعتبار شما می‌شود. اینکه آدم‌ها شما را باور داشته باشند حس بسیار بزرگی است.

عجمیان: فکر می‌کنم استفاده از ترفندهای خوب بودن یا مورد قبول بودن، برای اوایل آشنایی و ازدواج است و دیگر بعد از 10 سال جواب نمی‌دهد. اعتراف می‌کنم اوایل گاهی برای آنکه بخواهم مهریار را جذب و حفظ کنم، کارهایی را انجام می‌دادم یا ویژگی‌هایی را در رفتارم مراعات می‌کردم اما مهریار صداقت ویژگی ذاتی‌اش بود و هست. من از دروغ بدم می‌آید و می‌ترسم که لو برود و بد شود اما سیاست‌هایی دارم و گاهی مصلحتی تن به دروغ داده‌ام اما مهریار حتی دروغ مصلحتی هم نمی‌گوید.

روشنک عجمیان , روشنک عجمیان و همسرش

سریالهای روشنک عجمیان

سال    نام سریال    کارگردان
1395  سریال شهرک جیم     علی شب خیز
۱۳۹۴    حالت خاص    افشین اربابی
۱۳۹۲    لبخند خدا    سیدمجید موسویان
۱۳۹۱    سایه روشن    یوسف مرادیان
۱۳۹۰    راه در رو    سعید آقاخانی
۱۳۸۹    تلنگر    محمد درمنش
۱۳۸۹    دانی و من    ارژنگ امیر فضلی
۱۳۸۸    مهمانپذیر سعادت ۲    کریم سروبخش
۱۳۸۷    طلاق در وقت اضافه    محسن یوسفی
۱۳۸۷    کارآگاهان    حمید لبخنده
۱۳۸۶    پاتوق    شاهین باباپور
۱۳۸۶    مرد هزار چهره    مهران مدیری
۱۳۸۶    یک وجب خاک    علی عبدالعلی زاده
۱۳۸۵    پنجره    وحید حسینی
۱۳۸۴    یک و نیم هفته    جواد رضویان
۱۳۸۴    پیله های پرواز    حسین سهیلی زاده
۱۳۸۳    هتل پاپلی    تقی رنجبر
۱۳۸۳    جایزه بزرگ    مهران مدیری
۱۳۸۲    داغ عشق    مهدی لباف
۱۳۸۱    کوچه اقاقیا    رضا عطاران
۱۳۸۱    آتیه    ارژنگ امیر فضلی
۱۳۷۹    لحظه قاصدک    ایرج حبشی
۱۳۷۸    کاشانه    قاسم جعفری
۱۳۷۷    گوهر کمال    عباس رنجبر

فیلمهای سینمایی

پیوند یکتا: ۱۳۸۷    سوگند    شاپور قریب
۱۳۸۷    کارناوال مرگ    رضا اعظمیان
۱۳۸۷    یک اشتباه کوچولو    محسن دامادی
۱۳۸۷    کتاب قانون    مازیار میری
۱۳۸۴    ابراهیم خلیل‌الله    محمدرضا ورزی
۱۳۸۱    عشق فیلم    ابراهیم وحیدزاده ‎

اجرا و مجری گری

سه مسابقه پلکان (سال ۸۵)، همسران (سال ۸۸)، چهار در چهار(سال ۹۰)، و همچنین برنامه های چشم انداز و جام جم در جام در شبکه جام جم و برنامه فرصت برابر را در شبکه آموزش و برنامه 10 شب در شبکه نسیم

اینستاگرام روشنک عجمیان و صفحات مجازی

instagram/roshanakajamian

روشنک عجمیان , روشنک عجمیان و همسرش

منبع مصاحبه : مجله ایده آل

  • sajad soheil
  • ۰
  • ۰

بیوگرافی بیژن بنفشه خواه , خانواده بیژن بنفشه خواه , بیژن بنفشه خواه و همسرش و فرزندانش

بیژن بنفشه خواه

بیژن بنفشه خواه بازیگر ایرانی متولد 9 فروردین ماه 1352 در تهران می باشد, پدر وی رضا بنفشه خواه از بازیگران پیشکسوت سینما و تلویزیون می باشد

بیژن بنفشه خواه از سال 73 فعالیتش را در عرصه بازیگر شروع نمود و در مجموعه های زیادی که اکثرا طنز بوده حضور موفق داشته است.

ازدواج و همسرش

وی متاهل می باشد و چند سالی است که ازدواج کرده است و دارای یک  پسر و یک دختر می باشد.

همسر و پسر و دختر بیژن بنفشه خواه

بیوگرافی بیژن بنفشه خواه

بیژن بنفشه خواه و همسرش و دخترش یاسمین

عکس از بیژن بنفشه خواه و همسرش و دخترشان یاسمین

گریم های بیژن بنفشه خواه

گریم بیژن بنفشه خواه در سریال شهرک جیم

بیژن بنفشه خواه در پشت صحنه سریال لیسانسه ها

بیژن بنفشه خواه در پشت صحنه سریال لیسانسه ها به کارگردانی سروش صحت / پخش زمستان 95

بیژن بنفشه خواه,عکس جدید بیژن بنفشه خواه
بیوگرافی بیژن بنفشه خواه

سریال های بیژن بنفشه خواه

1395  سریال شهرک جیم   علی شب خیز
1395  سریال لیسانسه ها  به کارگردانی سروش صحت
۱۳۹۴-۱۳۹۵    سه شو (مجری)
۱۳۹۴    مسابقه ستاره بیست (مجری)
۱۳۹۴    حالت خاص    افشین اربابی
۱۳۹۴    سر به راه    سعید سلطانی
۱۳۹۳    دست نزن جیزه    امیر غفارمنش
۱۳۹۲    روزهای بد، به‌در    سعید آقاخانی
۱۳۹۲    پژمان    سروش صحت
۱۳۹۱    دزد و پلیس    سعید آقاخانی
۱۳۹۰    سهمی برای دوست    مسعود اطیابی
۱۳۹۰    راه طولانی    رضا کریمی
۱۳۹۰    خانه اجاره‌ای - سری اول    رامین ناصرنصیر
۱۳۸۹–۱۳۹۰    ساختمان پزشکان    سروش صحت
۱۳۸۹–۱۳۹۱    قهوه تلخ    مهران مدیری
۱۳۸۷    مرد دوهزارچهره    مهران مدیری
۱۳۸۷    پنهان، اما آشکار    سیدمحسن یوسفی
۱۳۸۷    طلاق در وقت اضافه    سیدمحسن یوسفی
۱۳۸۶    پیامک از دیار باقی    سیروس مقدم
۱۳۸۶    آرزوهای شیرین    سیدوحید حسینی
۱۳۸۵    تله‌فیلم «تعطیلات پردردسر»    شهاب عباسی
۱۳۸۴    اکسیژن    مهدی مظلومی
۱۳۸۲    باغچه مینو    رضا صفدری
۱۳۸۱    زیر آسمان شهر - سری سوم مهمان    مهران غفوریان
۱۳۸۱    بدون شرح    مهدی مظلومی
۱۳۸۰    طبقه وسط    مهران غفوریان
۱۳۷۹    کلبه سپید    مهرداد رایانی مخصوص
رحمان سیفی آزاد
۱۳۷۹    آبدار شاه    رحیم رحیمی‌پور
۱۳۷۸    گلهای ۷۸    مهران غفوریان
۱۳۷۸    حرف تو حرف    مهران غفوریان
۱۳۷۸    این چند نفر    مهران غفوریان
۱۳۷۷–۱۳۷۸    عید آن سال‌ها    سعید ابراهیمی‌فر
۱۳۷۷    ایستگاه ۷۷
۱۳۷۶    گلهای ۷۶    مسعود آب‌پرور
۱۳۷۵    نوروز ۷۵    داریوش کاردان
۱۳۷۴–۱۳۷۵    دزدان مادربزرگ    مهدی صباغ‌زاده
۱۳۷۴    آخرین ستاره شب    منوچهر پوراحمد
۱۳۷۳    لبخند سوم    مسعود رشیدی
۱۳۷۳    همسران    بیژن بیرنگ
مسعود رسام
۱۳۷۳    جُنگ ۳۹    داریوش کاردان
۱۳۷۳    پسر بابا    محسن تقوی
۱۳۷۳    پیک سپید شادی    محسن تقوی

عکسهای بیژن بنفشه خواه

  • sajad soheil