عکس بازیگران, سریال, بیوگرافی

عکس جدید, عکس هنرمندن, عکسهای داغ هنرمندان, عکس روز
دانلود فیلم خوب بد جلف

عکس بازیگران, سریال, بیوگرافی

عکس جدید, عکس هنرمندن, عکسهای داغ هنرمندان, عکس روز

سوالات امتحانی, پاسخنامه امتحانات نهایی, عکس

۱۰۱ مطلب با موضوع «بازیگران مرد» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

احمد ایراندوست

بیوگرافی و زندگینامه

احمد ایراندوست بازیگر و خواننده ایرانی متولد خرداد ماه سال 1349 می باشد و 47 سال سن دارد . وی اصالتا آبادانی است و در همان جا به دنیا امده است.قد او حدود 2 متر و 10 سانتی متر می باشد.

وی پسر شهاب ایراندوست که از قهرمانان کشتی هم دوره تختی بوده است می باشد.

به گفته ی خودش او در یک دوره 13 ساله در خارج از کشور محافظ و بادیگارد چهره ها و بازیگران سرشناس هالیوودی از جمله جنیفر لوپز , نیکلاس کیج، ماریا کری و ویتنی هوستون بوده است و برای هر ساعت 100دلار و بیشتر دستمزد دریافت می کرده است.

شروع بازیگری

وی بعد از بازگشت از خارج کشور در سریال شب های برره مهران مدیری به عنوان بازیگر نقش غول برره حضور یافت و از همان جا توانست به خوبی دیده شود و شناخته شود.

ازدواج و همسر و فرزند

احمد ایراندوست متاهل می باشد و چندین سال است که ازدواج کرده است و یک فرزند دختر هم نیز دارد

وی در یک مصاحبه گفته که پس از ازدواج با همسرش که که خواهر دو شهید بوده به این نتیجه رسیده که زندگی در آمریکا با روحیات و عقایدش سازگار نیست و به ایران بازگشته است .

اینستاگرام : instagram / ahmadirandoost1350

احمد ایراندوست و همسرش و دخترش

عکس احمد ایراندوست با همسر و دخترش

همسر احمد ایراندوست

احمد ایراندوست و همسرش در کنار کامران تفتی

بیوگرافی احمد ایراندوست

خوانندگی و موسیقی

وی علاوه بر بازیگری خوانندگی هم می کند و تا کنون چند ترک منتشر کرده است . خود او گفته است که ابی خواننده لس آنجلسی گفته است صدای او خیلی شبیه صدای دوران جوانی او بوده است.

عکسهای احمد ایراندوست

احمد ایراندوست و سحر قریشی

تولد احمد ایراندوست

فیلمها و سریالها

شب‌های برره در نقش غول برره
مختارنامه در نقش هارون نعل‌بند
اخراجی‌ها ۲ در نقش فرمانده اردوگاه اسرای ایرانی
فیلم جاسم به جبهه می‌رود در نقش افسر عراقی
مجموعه تلویزیونی مسافران

مجموعه تلویزیونی در چشم باد
فیلم دیدار
فیلم «آن» (ANN) در بالیوود
فیلم «دلدار» در بالیوود
طنز خنده بازار

فیلم سینمایی بیداری رؤیاها
فیلم پا تو کفشم نکن
فیلم ۵۰ کیلو آلبالو

ahmadirandoost

  • sajad soheil
  • ۰
  • ۰

نصرالله رادش

نصرالله رادش بازیگر سینما و تلویزیون ایران متولد 12 آذر 1345 می باشد و 51 سال سن دارد, او اصالتا اهل بهبهان خوزستان است.

شروع بازیگری : رادش فعالیت هنری خود را از سال 1371 با بازی در مجموعه پنچری ساخته هرمز هدایت آغاز نمود.

او با حضور در مجموعه ساعت خوش به کارگردانی مهران مدیری توانست به خوبی شناخته شود و بعد از آن در اکثر کارهای مدیری حضور یافت.

ازدواج ها , همسر سابق و همسر جدید و زندگی شخصی

نصرالله رادش در گذشته‌ای نه‌چندان دور مدتی در بیمارستان بستری بود و در طول مدت درمان همسر سابقش در همان موقع درخواست طلاق خود را داده بود و به همین دلیل از او جدا شد.

بعد از آن مدت نصرالله رادش در سال 96 مجدد ازدواج نمود و عکسی از خود و همسر جدیدش منتشر کرد.

نصرالله رادش و همسرش

نصرالله رادش و همسرش

نصرالله رادش و پسرش

وی یک فرزند پسر به نام پرهام دارد که حاصل ازدواج اول او می باشد.

نصرالله رادش و مادرش

نصرالله رادش و مادرش


گفت و گو با نصرالله رادش 

 یک شروع توفانی با ساعت خوش و بعد افولی طولانی، چرا؟

نمی‌دانم. یکسری از مسائل به خودم بستگی داشت. شاید اشتباهات خودم باعث کم‌کاری‌ام شد. یک مقدارش هم بازمی‌گردد به اشتغال اصلی‌ام در شغلی غیر از بازیگری برای این‌که امنیت مالی داشته باشم. احساس می‌کردم در این صورت خیال راحت‌تری خواهم داشت. دلیل دیگرش هم شاید به مدل خودم مربوط می‌شود. فکر می‌کردم بازیگری دیگر برایم جذابیتی ندارد، اما حالا می‌بینم هنوز هم ممکن است اتفاقاتی در این عرصه بیفتد که برایم جذاب باشد. تلاشم بر این است که کم‌کاری گذشته‌ام را جبران کنم.

در زمان پخش مجموعه ساعت خوش و آن اقبال بی‌نظیر، پیش‌بینی می‌شد که شما یکی از بازیگران پرکار و مطرح سینما و بخصوص تلویزیون در سال‌های آتی باشید. در نهایت اما پیش‌بینی‌ها و گمانه‌زنی‌ها درست از آب درنیامد.

باور کنید خودم هم دلیلش را نمی‌دانم. فکر می‌کنم چیزهایی در این جهان وجود دارد که ما از درک آن عاجز هستیم. خیلی نمی‌خواهم فلسفی صحبت کنم، اما گاهی اتفاقاتی می‌افتد که خود انسان در آن چندان نقشی ندارد. شاید زندگی می‌خواست این درس را به من بدهد که هر چیزی راحت به دست نمی‌آید. قبلا فکر می‌کردم خیلی چیزها را می‌شود راحت و بی‌دردسر به دست آورد. 16 سال پیش که سریال روزگار جوانی را کار می‌کردیم،

کیهان ملکی به من می‌گفت که سینما را مطمئن نیستم اما از این بعد در تلویزیون آنچنان سرت شلوغ خواهد شد که فرصت فراغت نخواهی داشت، اما این اتفاق نیفتاد. نمی‌توانم بگویم آدم بدی هستم یا اذیت می‌کنم؛ شاید مدلم طوری است که کارگردانان ترجیح می‌دهند کمتر با من کار کنند، با آن‌که ظاهرا همه مرا دوست دارند. همه می‌گویند فلانی بچه خوبی است. معمولا می‌گویند هر بازیگری که خوش‌اخلاق است، پرکار هم می‌شود، اما نمی‌دانم چرا این اتفاق برای من نیفتاده است!

بیوگرافی نصرالله رادش

شاید انتخاب‌های خوبی نداشته‌اید. اتفاقا پس از روزگار جوانی در چند اثر اجتماعی دیگر هم بازی کردید، اما هیچ‌کدام نگرفت.

وقتی روزگار جوانی را کار کردم، هم خودم و هم اطرافیانم انتظار داشتیم که پیشنهادهای جدید از راه برسد و پرکار شوم، اما اتفاقا یک مدت طولانی پس از این سریال بیکار ماندم و پیشنهادی نشد. دوباره که سر کار رفتم، عده‌ای به‌به و چه‌چه کردند و منتقدانی هم بودند که ایراد گرفتند چرا تیپ بازی می‌کنی و به سمت نقش‌های رئال نمی‌روی؟ اما من که در روزگار جوانی تیپ‌سازی نکرده بودم، پس چرا بعد از آن ‌هم بیکار ماندم؟ در نهایت حرف زدن درباره این مساله، شخم زدن دوباره است و حالم را خراب می‌کند.

پس من فقط یک سوال دیگر در این باره‌ می‌پرسم و می‌روم سراغ موضوعات دیگر.

(می‌خندد) نه، اگر بتوانم برای این سوال‌ها جوابی پیدا کنم که خیلی خوب است. باید از گذشته‌ها درس بگیرم.

 پس از ساعت خوش باید فیلمنامه‌های زیادی برای بازی به دستتان رسیده باشد، این‌طور نیست؟

بعد از ساعت خوش؟! چه بگویم آخر؟ خیلی دوست ندارم در موردش صحبت کنم.

 بسیاری از دوستان و همبازی‌هایتان در ساعت خوش بعدها راه کارگردانی را در پیش گرفتند. فیلمسازی حوزه مورد علاقه شما نبود؟

من بازیگردانی را خیلی دوست دارم، اما یک مدلی بودم که نمی‌دانم اسمش را بگذارم تنبلی یا نداشتن روابط عمومی خوب. آن اوایل خیال می‌کردم اگر بازیگری خوب باشد همین کافی است و خودشان می‌آیند دنبالش، اما این‌طور نبود. بازیگر خودش باید دنبال نقش برود، اما من زیر بار این قاعده نمی‌رفتم. شاید یکی از دلایل کم‌کاری‌ام هم همین است. بلد نیستم با ارتباطات برای خودم کار بتراشم. اصولا انسان سمجی نیستم.

نصراله رادش

 اگر بازیگردانی را دوست داشتید پس چرا جدی‌اش نگرفتید؟

ببینید، علت اصلی کم‌کاری من پوست کلفت نبودن و احساسی بودن و زود رها کردن بود. حتی اگر بعضی مسائل را نخواهیم به مسائل ماورایی ارتباط دهیم، شکننده بودن خودم را عامل اصلی دوری‌ام از بازیگری می‌دانم. انسان باید در هر کاری حتی بازیگری، پوست‌کلفت باشد. نباید راحت کوتاه بیاید و دنبال کار خودش برود.

شما هم بازیگر نقش‌های طنز بوده‌اید و هم جدی؛ کدام را بیشتر ترجیح می‌دهید؟

من کمدی را خیلی دوست دارم. با این حال معتقدم انسان‌ها معمولا چندان شناختی از توانایی‌هایشان ندارند و گاهی استعدادهایی در یک انسان کشف می‌شود و بروز می‌کند که اصلا قابل باور نیست. یکی از بازیگران مطرح این روزها که شاید جزو چهار هنرپیشه اول ایران قرار بگیرد، همکلاسی من بوده است.

نه من و نه هیچ‌یک از دوستانم تصور نمی‌کردیم که این آدم به چنین جایگاهی برسد. بعید می‌دانم خودش هم دارای چنین تصوری بوده باشد. حالا با توجه به شناختی که من از خودم دارم به نظرم هنوز هم ممکن است اتفاقات بزرگ و خوبی در عرصه طنز و کمدی برایم بیفتد و امیدوارم که این‌گونه هم بشود.

روزی یک کارگردان از من پرسید که چرا کمدی کار می‌کنی؟ در نگاهت یک غم نهفته است و این نگاه اصلا به درد کار کمدی نمی‌خورد. من جواب دادم که‌ ای بابا، من با این بینی‌ام چگونه کار جدی بازی کنم؟! او گفت بینی‌ات چه ربطی به این موضوع دارد و این حرف‌ها از تو بعید است.

به همین خاطر هم نمی‌توانم با اطمینان بگویم قادر هستم یا نیستم که نقش‌های جدی را بازی کنم. به نظرم باید در کار انجام شده قرار گرفت. اگر فرصتی برای بازی در نقش‌های جدی پیش آمد امتحان می‌کنم؛ اگر از عهده‌اش برآمدم که چه بهتر و گرنه عذرخواهی می‌کنم.

با این حال نقش جدی هم نباید چیز پرت و پلایی باشد. مثلا شاید جالب نباشد که من نقش خلبان را بازی کنم. با این حال فکر می‌کنم از عهده اغلب نقش‌های جدی بربیایم. از طرف دیگر، در کارهای هنری ما خلاقیت چندانی دیده نمی‌شود. آدمیزاد با خلاقیت می‌تواند زنده بماند و جوانه بزند. در کار خودمان چیزی خلق نمی‌کنیم؛ ای کاش کشفی می‌کردیم، صدای جدیدی می‌آمد، نگاه جدیدی بود. من عاشق این مدل کار کردن هستم.

 در کارهای طنزتان هم بیشتر شاهد نوعی تیپ‌سازی از شما هستیم.

من تیپ را دوست دارم، اما عاشق سینمای فانتزی هستم. مثلا برای تیپ‌هایی که جانی دپ بازی می‌کند، غش می‌کنم!

 همکاری شما با مهران مدیری در تلویزیون منقطع و با فاصله بوده است؛ ابتدا ساعت خوش، سال‌ها بعد باغ مظفر و حالا در حاشیه. دلیل این همکاری‌های غیرمداوم و منفصل؟

پاسخ ساده پرسش شما این است که مدیری باید دوست داشته باشد با من کار کند و آن قابلیت را در من ببیند. شاید من هم روزی کارگردانی کنم، اما به برادرم نقشی ندهم. این مساله به خیلی چیزها بستگی دارد. مثلا ببینید فلان بازیگر هالیوود افسرده می‌شود و دست به خودکشی ناموفق هم می‌زند اما دوباره به سر کارش بازمی‌گردد. حال من هم مانند همه آدم‌ها می‌تواند بد باشد. خب 9 سال پیش یک‌بار هم حال من بد بوده است، اما هنوز خیلی‌ها تا اسمم را می‌شنوند، می‌پرسند که می‌شود با فلانی کار کرد؟ عجیب و غریب است.

این حرف و حدیث‌ها هم در کم‌کاری من بی‌تاثیر نبوده است. اصلا شنیدن همین حرف‌ها هم آدم را داغان می‌کند. باید برایتان پیش بیاید تا متوجه حال من شوید. من معتقدم یکسری از نقش‌ها را بازیگر می‌تواند حتی با حال بد بازی کند و اتفاقا جایزه هم بگیرد. یکسری مسائل با من مانده است و رهایم نمی‌کند. در این 9 سال کلی کار کرده‌ام، همیشه هم خنده روی لبانم بوده، اما هنوز که هنوز است همه فکر می‌کنند که حالم خراب است. به دکتر که مراجعه می‌کنم می‌پرسد حالت خوب است؟ پاسخ می‌دهم نه، سرما خورده‌ام اما او می‌گوید که حال کلی‌ات را می‌گویم. خب اینها خودش حال انسان را خراب می‌کند.

از نقش‌تان در سریال در حاشیه بگویید.

نقش که خیلی پررنگ نشد و به چشم نیامد. قرار بود سریال 90 قسمتی باشد و این نقش هم به مرور پخته شود. به نظرم نقش پیچیده‌ای نیست. چنین نقش‌هایی را دوست دارم، با این حال خیلی از مسائل در ریتم کار خلل وارد می‌کند و یک بازیگر باید خودش را با کلیت کار هماهنگ کند و همین موضوع باعث می‌شود که گاهی خودت را هم تکرار کنی. من به ریتم کار بیشتر فکر می‌کنم تا نقش خودم. سعی هم می‌کنم که تکرار نشوم. همیشه هم دوست دارم که متفاوت بازی می‌کنم و به گمانم توانایی‌اش را هم دارم. احساس می‌کنم تماشاگر هم از کارم در سریال در حاشیه راضی است.

به نقش‌های منفی علاقه ندارید؟ دوست ندارید تجربه‌اش کنید؟

یک زمانی که خشم‌های درونی‌ام زیاد بود، چرا. حتی تا مدت‌ها دوست داشتم نقش قاتل را هم بازی کنم، اما حالا که به لطف خدا آرامش درونی‌ام زیاد شده این حس و تمایل هم کمتر شده است. یعنی حضور آن آدم‌ها در درونم کمرنگ شده است. اینها شاید به دلیل بالا رفتن سنم هم باشد. در هر حال به نقش‌های منفی علاقه کمتری دارم.

شما نقش یک داروفروش را در سریال در حاشیه بازی می‌کردید که حتی این اواخر کار قصد داشت دارو هم بسازد. نگران نبودید از واکنش‌های احتمالی مثلا داروفروشان یا داروسازان؟

نه، فقط دوست دارم یک چیزی بگویم. اگر شوخی کنیم، اما مسخره نکنیم جامعه هم رشد می‌کند. یک انسان هم تا متوجه عیوبش نشود و آنها را نبیند که نمی‌تواند در رفع و رجوعش بکوشد. من باید خشم را ببینم و احساس کنم تا از خدا بخواهم که آن را در من برطرف کند. جامعه هم باید نواقصش را ببیند تا بتواند برطرفش کند. هنر هم کارش همین است. اصلا ای کاش یکی پیدا شود و یک سریال طنز در مورد خود هنرمندان بسازد؛ هنرمندانی که از مسیر رسالت خود و انسانیت خارج شده‌اند.

به نظرم خیلی جای کار دارد. یک سریال 60 قسمتی خیلی خوب می‌شود. اصلا یکسری از تهیه‌کننده‌ها به بازیگر به چشم یک تیرآهن نگاه می‌کنند. خب همین می‌تواند سوژه یک اثر طنز شود. البته امیدوارم که صنف آهن‌فروش‌ها به این موضوع اعتراض نکنند (می‌خندد).

اگر هنرمندان با خودشان شوخی کنند خیلی از مشکلات مانند روابط ناسالم و غیرانسانی پشت پرده و معضلاتی همچون خرید و فروش نقش حل می‌شود. در عین حال که یک اثر طنز هم تولید شده و در نهایت شاهد اعتراضات کمتری در آینده خواهیم بود، چراکه مردم می‌بینند هنرمندان در وهله اول با خودشان هم شوخی می‌کنند‌.

بیماری نصرالله رادش

فیلم های سینمایی نصرالله رادش 

1378 شیرهای جوان
1384 سرتو بدزد رفیق
1387 نظام از راست
1390 خنده در باران


سریالهای نصرالله رادش 

1371 پنچری
1372 پرواز 57
1374 سال خوش مهران مدیری
1377 روزگار جوانی (سری اول)

1378 روزگار جوانی (سری دوم)
1380 زیر آسمان شهر
1383 او مثبت +o
1385 باغ مظفر

1387 مرد هزارچهره
1388 دفتر مشق کریم
1388 مسافران
1391 مهمانان ویژه سیدجواد رضویان شبکه تهران

1394-١٣٩٣ در حاشیه مهران مدیری شبکه 3
گنج مظفر
شوخی کردم
عطسه

عکسهای نصرالله رادش

  • sajad soheil
  • ۰
  • ۰

 شهرام حقیقت دوست

بیوگرافی و زندگینامه

شهرام حقیقت دوست بازیگر سینما و تلویزیون متولد 27 اسفند 1351 می باشد و 45 سال سن دارد . او اصالتا اهل رشت می باشد.

تحصیلات: حقیقت دوست دارای مدرک کارشناسی تاتر از دانشگاه آزاد می باشد. 

شهرام حیقیت دوست فعالیت هنری و بازیگری خود را از سال 1376 و با فیلم پسر کارون آغاز نموده است. 

اوج کار او حضور در سریال خط قرمز در سال 79 بود که باعث شهرت او شد و توانست به خوبی شناخته شود.

ازدواج و همسر

چندی پیش شایعاتی مبنی بر ازدواج او با خاطره اسدی از بازیگران زن در سایتها مطرح بود که واقعیت نداشت . حقیقت دوست ازدواج نکرده است و مجرد است .

اینستاگرام شهرام حقیقت دوست : instagram / Shaharam_hds

شهرام حقیقت دوست در خط قرمز

شهرام حقیقت دوست در سریال خط قرمز

پدر شهرام حقیقت دوست

شهرام حقیقت دوست و پدرش

گفتگو و مصاحبه با شهرام حقیقت دوست

شما از آن دست بازیگران هستی که به رغم فعالیت تصویری‌ات در سینما و تلویزیون، هرازگاهی سری به تئاتر هم می‌زنی و در واقع فاصله‌ای نمی‌افتد…

ـ بله، من معمولاً سالی یکی ـ دو تئاتر کار می‌کنم.

شرایط خاصی امروز بر تئاتر و اوضاع و احوالش به لحاظ اقتصادی حاکم است. چه انگیزه‌ای بسیاری از همکاران شما و خودتان را به این سمت می‌برد که هر ازگاهی سری به دنیای نمایش بزنید؟

ـ من فارغ التحصیل تئاترم و سالهاست با همین گروه‌هایی که مشغول هستیم کار کرده و می‌کنم. فضا بسیار خوب است و من فضای تئاتر را به دلیل آموزش و یادگیری که در آن اتفاق می‌افتد ترجیح می‌دهم.

بیوگرافی شهرام حقیقت دوست

با کدام کار به صورت جدی وارد عرصه بازیگری شدید؟

اولین کاری که جدی بود در سال های دانشجویی کار مرحوم حسین پناهی بود که در سالن اصلی تئاتر شهر آن را اجرا می کردیم، در سال 1376 با نام چیزی شبیه زندگی.

بین کارهایی که تاکنون در آنها بازی کرده اید کدام را نقطه عطف می دانید؟

خودم واقعا نمی توانم کارها را به این صورت مرزبندی کنم، چون این گونه مرزبندی ها را خودم ندارم، یکسری زا کارهای تئاتر و تلویزیونی و سینمایی ام است که آنها را دوست دارم، اما نقطه عطف را نمی دانم.

در میان کارهایی که بازی کرده اید کدام را بیشتر دوست دارید و به دلتان بیشتر از سایر نقش هایتان چسبیده است؟

کارهایی که با حسین کیانی در حوزه تئاتر کرده ام که در این سال ها حدود 8، 9 اجرا بوده است و در طول این اجراها خیلی چیزها یاد گرفته ام و خیلی تجربه ها کسب کرده ام، در حوزه سینما هم کارهایی که با آقای سجادی انجام داده ام.
من در طول مدتی که کارکرده ام کار خوب داشته ام، کار متوسط داشته ام اما همیشه همه کارها را با انرژی کامل انجام داده ام و کارهایی هم که بازخوردهای آنچنانی نداشته برای خودم به شخصه تجربه های خوبی بوده است.

با توجه به اینکه تجربه بازی در سه حوزه تلویزیون و نمایش و سینما را دارید، برای انتخاب نقش میان این سه حوزه برای خودتان اولویتی دارید؟

اولویت انتخابم همیشه متن خوب است، در تئاتر نمایشنامه خوب، در حوزه تصویر و سینما هم فیلمنامه خوب، خیلی برایم مرزبندی وجود ندارد. کما اینکه با تمام شرایطی که برای خودم قائل هستم در این انتخاب ها الان دو، سه سالی است که در حوزه تلویزیون کمی با شک و تردید سعی می کنم نقش انتخاب کنم، چون در حال حاضر فضای سریال سازی تلویزیون را خیلی دوست ندارم.

عکسهای شهرام حقیقت دوست

چقدر اهل سینما رفتن و تئاتر دیدن هستید؟

تئاتر که خیلی، معمولا همه کارهای دوستانم را می بینم، چون چندین سال است به هر حال تئاتر کار می کنم و گروه ها را می شناسم و کارهای شان را می بینم و دنبال می کنم. سینما هم می روم اما معمولا در جشنواره فیلم فجر، فیلم هایی را که در طول سال اکران می شود حدود هشتاد درصدش را می بینیم و آنهایی را هم که در جشنواره ندیده ام در طول سال وقت می کنم و در سینما می بینم.

آخرین فیلمی که دیدید؟

عصر یخبندان بوده است.

کارگردانی بوده است که دوست داشته باشید با او همکاری کنید؟

الان آنقدر کارگردان های جوان و خوش ذوقی آمده اند که خیلی از آنها را ما نمی شناسیم و الان دیگر نمی توان گفت که دوست دارم با فلان آدم کار کنم و من انتظارم این است که یک فیلمنامه خوب و یک گروه پرانگیزه معمولا در کنارم باشند. من خودم آدمی هستم که خیلی انگیزه دارم برای کار و تمام توانم را می گذارم. دوست دارم آدم هایی هم که دور و برم هستند، مثل خودم باشند و علاقه دارم با این گروه های کار کنم و اسم خاصی را نمی توانم بیاورم.

جایگاه کتاب در زندگی تان کجاست؟

معمولا کتاب می خوانم، چون اوقاتی که سر کار نیستم، اصولا آدمی نیستم که بریز و بپاش داشته باشم، معمولا خانه ام کتاب می خوانم، فیلم می بینم، به تئاتر می روم.

برای خواندن به ما چه کتابی پیشنهاد می کنید؟

الان یک کتابی در دستم هست به نام «خیابان گاندی» نوشته خانم سید ساناز اصفهانی؛ خیلی نویسنده شناخته شده ای برای عموم مردن نیست اما ما سال ها می شناسیمش، در حوزه تئاتر نقد می نویسد و هم چنین متن های بسیار زیبایی. یک کتابی نوشته به نام «خیابان گاندی» که کتابی اپیزودی است و بسیار خوب و این کتاب را به دوستان پیشنهاد می کنم.

اگر بازیگر نمی شدید دوست داشتید چه کاره می شدید؟

اگر این سوال در سه، چهار سال اول کارم از من پرسیده می شد چون هیجان کار داشتم جوابم قطعا این بود که هیچ و من همیشه بازیگر می ماندم اما الان چون شرایط ما شرایط ویژه ای است در کار هنری در ایران به خصوص در این دو، سه سال اخیر که شرایط به شدت برای کسانی که دارند کار می کنند، دارد اذیت کننده می شود من الان جوابم این است که هم چنان دوست داشتم بازیگر بودم اما در شرایط بهتری در کشور.

چقدر اهل سفر کردن هستید؟

خیلی زیاد، سفر را بسیار دوست دارم، دوست دارم با آدم های جدید در ارتباط باشم، جاهای تازه را ببینم، معمولا هم هر فرصتی که پیش بیاید می روم.

آخرین سفری که رفته اید به کجا بوده؟

آخری سفری که رفته ام، همین چند وقت پیش به ترکیه بوده است.

سفر داخلی چطور؟

سفر داخلی هم چون به واسطه کار خودش پیش می آید، دیگر خودم برای سفر داخلی دورخیز نمی کنم، معمولا به بهانه کارهایی که داریم، می رویم به این سو و آن سو، حتی به جاهایی که تصمیم نداشتی بروی می روی و می بینی و لذت می بری از آن.

برای سفر رفتن اگر بخواهید نقطه ای را انتخاب کنید کجاست؟

واقعا نمی توانم الان بگویم چون معمولا اتفاقی است که پیش می آید به بهانه های مختلف و جای خاصی الان مد نظرم نیست.

در میان سفرهای مختلفی که رفته اید کجا برای شما جذاب تر بوده است؟

تقریبا همه آنها چون جایی است که فضای آن متفاوت تر است نسبت به جایی که در آن زندگی می کنی و با آدم های جدیدی برخورد می کنی و جاهای جدید را می بینی و فرهنگ های تازه را کشف می کنی به همین دلیل همه جا به من خوش می گذرد و جای خاصی نیست که بگویم که آن جا بیشتر به من خوش گذشته، شاید اگر جایی با دوستانم به من بیشتر خوش گذشته و برایم جذاب تر بوده است اما این قطعا یک انتخاب دلی است و انتخاب منطقی ای نبوده است.

اهل کافه گردی و رستوران گردی هم هستید؟

نه، اهل کافه نشینی و رستوران گردی نیست.

آشپزی خودتان چطور است؟

نه، اهل آشپزی نیستم، یا از بیرون سفارش می دهم یا غذای خانگی است که مادرم آن را پخته.

شهرام حقیقت دوست و همسرش

ورزش خاصی انجام می دهید؟

الان نه، چون درگیر کار می شوم و تمام وقت و زمانم گرفته می شود. معمولا خودم خانه ورزش های سبک انجام می دهم در حد نرمش و…

در فضاهای مجازی خیلی عکس از شما دیده اند که در استادیوم بوده اید، استادیوم رفتن از علاقه های تان است؟

استادیوم نه خیلی، شاید به خاطر اینکه یک دوره ای عکس های ما در استادیوم به خاطر بازی های والیبال با دوستانم در صفحه های اجتماعی دیده شد، اینگونه برداشت می شود، اتفاقا ترجیح می دهم که در خانه و شرایط ایده آل بازی ها را از تلویزیون تماشا کنم.

فوتبال را که به استادیوم تا حالا نرفته ام و نمی روم و فضای آن را نمی شناسم اما والیبال را چون با دوستان آشنایی داشتم، دوست داشتم به استادیوم بروم و فضای آن را تجربه کنم و وقتی بازی های ایران بود می رفتم و دنبال می کردم.

سرگرمی و تفریح خاصی دارید؟

سرگرمی هایم در حوزه کاری خودم است، تئاتر بروم و دوره تمرینی که دارم تئاتر کار می کنم واقعا سرگرمی من است، همچنین کتابی که می خوانم و فیلمی که می بینم و بیشتر فیلم می بینم و سرگرمی هایم همین ها هستند.

آدمی هستید که اهل هیجان و خطر باشید؟

ما اینقدر در حوزه کاری مان درگیر هیجان و خطر و استرس و… هستیم، فکر می کنم تمام ماهایی که داریم در این شرایط کار هنری می کنیم مدام در معرض هیجان و خطر هستیم و بیشتر از این هیجان و خطر را دوست ندارم تجربه کنم. واقعا خطرناک ترین کار زندگی من است که دارم در این شرایط کار بازیگری انجام می دهم.

خیلی وقت ها شما را دوربین به دست دیده اند، آیا کار عکاسی هم انجام می دهید؟

من عکاسی را خیلی دوست دارم، یک زمانی سر فیلم هایی که می رفتم دوربین می بردم و در زمانی که خودم خیلی کار نداشتم عکس های پشت صحنه می گرفتم و خیلی به عکاسی علاقه مندم، سوژه خاصی مدنظرم نیست. بیرون می روم و سفر که می روم عکاسی از منظره می کنم یا سر کار از پشت صحنه عکس می گیرم.

قصد برپایی نمایشگاه عکس هم دارید؟

در حال حاضر نه. اما شاید روزی تعدادی از عکس ها را انتخاب و یک نمایشگاه کوچک برگزار کردم، اما الان انگیزه اش را ندارم.

و حرف آخر…

امیدوارم واقعا در شرایط بهتری در حوزه فرهنگ و هنر بتوانیم کار کنیم. این سال ها سال هایی است که همه چیزمان رنگ و بوی سیاسی گرفته است و همه یکجورهایی سیاست زده شده ایم، دوست دارم حوزه فرهنگ و هنر را جدی بگیرند کسانی که در راس مدیریت اتفاق ها قرار دارند که می تواند بسیار بسیار برای سلامت جامعه مفید و کمک کننده باشد.

همسر واقعی شهرام حقیقت دوست

فیلم های سینمایی شهرام حقیقت دوست

۱۳۹۵ – زیر سقف دودی (پوران درخشنده)
۱۳۹۵ – لابی (محمد پرویزی )
۱۳۹۵ – زرد (مصطفی تقی‌زاده)
۱۳۹۲ – هیلانه (شهرام مسلخی)

۱۳۹۲ – کلاشینکف (سعید سهیلی)
۱۳۸۸ – پشت در خبری نیست (شبنم عرفی نژاد)
۱۳۸۷ – پریش (کاظم معصومی) (تله فیلم)
۱۳۸۷ – صبح روز هفتم (مسعود اطیابی)

۱۳۸۶ – موش (شاهد احمدلو)
۱۳۸۶ – احضار شدگان (آرش معیریان)
۱۳۸۶ – مخمصه (محمدعلی سجادی)
۱۳۸۶ – ملودی (جهانگیر جهانگیری)

۱۳۸۵ – سنگ، کاغذ، قیچی (سعید سهیلی)
۱۳۸۴ – چند می‌گیری گریه کنی(شاهد احمدلو)
۱۳۸۳ – تردست (محمدعلی سجادی)
۱۳۸۲ – جنایت (محمدعلی سجادی)

۱۳۸۱ – عطش (محمدحسین فرح‌بخش)
۱۳۸۱ – غوغا (فیلم) (سعید سهیلی)
۱۳۷۶ – درخت گلابی (داریوش مهرجویی)

سریالهای شهرام حقیقت دوست

شاهگوش (نمایش خانگی)
عشق تعطیل نیست (نمایش خانگی)
1393 جاده قدیم
1391 خداحافظ بچه
1391 شوق پرواز

1389 مختارنامه
1383 طلسم شدگان
1380 داستان یک شهر

1381 ثارالله
1380 شب آفتابی
1379 خط قرمز
1378 مهر خوبان

shahram haghighat doost
 
تئاترهای شهرام حقیقت دوست

 مشروطه بانو 1391
دن کامیلو 1384
تکیه ملت 1384
روزی روزگاری آبادان 1384

تیاتر اجباریی 1383
داستان خرس های پاندا 1382
برای آخرین بار 1381

ره بانو 1379
خیابانی صندوق جادو 1378
دو نیم پرده عشق 1377
چیزی شبیه زندگی 1376
ابتدا با عشق انتها از عشق 1376

  • sajad soheil
  • ۰
  • ۰

مجموعه عکس های جدید از هنرمندان و بازیگران ایرانی ویژه مرداد ماه 96 را برای شما کاربران عزیز سایت آریا پیکس تهیه کرده ایم که می توانید در ادامه مشاهده نمایید.

هنرمندان ایرانی

هنرمندان , هنرمندان ایرانی

هومن سیدی بازیگر سینما و تلویزیون / مرداد 96

هنرمندان , هنرمندان ایرانی

شبنم فرشادجو / فلور نظری / ستاره حسینی

هنرمندان , هنرمندان ایرانی

عکس جدید از بهرام رادان

هنرمندان , هنرمندان ایرانی

ساره بیات از بازیگران زن / مرداد ماه 96

هنرمندان , هنرمندان ایرانی

یوسف تیموری

هنرمندان مرداد 96

یکتا ناصر و بهاره کیان افشار بازیگران زن ایرانی

هنرمندان , هنرمندان ایرانی

نرگس محمدی در کنار مهران مدیری در شهر مشهد / مرداد 1396

هنرمندان , هنرمندان ایرانی

مریلا زارعی

بازیگران مرداد 96

الهام حمیدی و نفیسه روشن / هنرمندان زن ایرانی

هنرمندان , هنرمندان ایرانی

سام درخشانی و همسرش / عکس جدید

هنرمندان , هنرمندان ایرانی

شیلا خداداد و دخترش

هنرمندان , هنرمندان ایرانی

نرگس محمدی و همسرش علی اوجی

هنرمندان , هنرمندان ایرانی

عکس سلفی نسرین مقانلو و شهرزاد کمال زاده

هنرمندان , هنرمندان ایرانی

رعنا آزادی ور بازیگر زن

هنرمندان , هنرمندان ایرانی

شقایق فراهانی و پسرش

هنرمندان , هنرمندان ایرانی

جواد عزتی و همسرش مه لقا باقری

هنرمندان , هنرمندان ایرانی

لیندا کیانی و شبنم مقدمی و جواد عزتی در کنار هم

هنرمندان , هنرمندان ایرانی

امیرعلی نبویان و همسرش

هنرمندان , هنرمندان ایرانی

پریناز ایزدیار

هنرمندان , هنرمندان ایرانی

روشنک گرامی / عکس جدید

هنرمندان , هنرمندان ایرانی

طناز طباطبایی بازیگر زن سینما

هنرمندان ایرانی

  • sajad soheil
  • ۰
  • ۰

امیر جعفری

بیوگرافی و زندگینامه

امیر جعفری بازیگر سینما تلویزیون و تئاتر متولد 10 شهریور ماه سال 1353 در تهران می باشد و 43 سال سن دارد و اصالتا اهل ملایر است.

تحصیلات : وی دارای لیسانس مدیریت از دانشگاه آزاد اسلامی می باشد.

بازیگری را در یک دوره دو ساله زیر نظر حمید سمندریان آموخت و او تا به حال پنج بار از جشنواره تئاتر فجر برنده جایزه شده است.

وی فعالیت سینمایی  خود را از سال 1380 با حضور در فیلم نان عشق موتور هزار شروع نمود.

اما حضور او در تلویزیون با مجموعه بدون شرح در سال 1380 آغاز شده که از همان ابتدا با اولین سریال خود توانست به خوبی دیده شود و شناخته شود .البته او در این سریال دارای نقش طنز بود . وی با واسطه حضور در سریال میوه ممنوعه به کارگردانی حسن فتحی در سال 896 توانست جایزه بهترین بازیگری را از نگاه مردم بگیرد.

ازدواج و همسرش

امیر جعفری متاهل است و چندین سال است که با ریما رامین فر که او هم از بازیگران زن سینما و تلویزیون است ازدواج کرده است و این زوج یک فرزند پسر نیز به نام آیین دارند.

ماجرای آشنایی این زوج به سال 83 و حضورشان در سریال من یک مستاجرم برمیگردد که با هم در آن مجموعه همبازی بودند.

بیوگرافی ریما رامین فر

ریما رامین فر متولد 1349 در تهران است. وی دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته کارگردانی تئاتر می باشد. از سال 71 در رشته تئاتر وارد دانشگاه شد.

 

امیر جعفری و همسرش

همسر امیر جعفری

امیر جعفری و پسرش

امیر جعفری و پسرش آیین جعفری

>امیر جعفری و برادر زاده

همچنین علیرضا جعفری که از بازیگران جوان تلویزیون است برادر زاده امیر جعفری می باشد

امیر جعفری و مادرش و مادر بزرگش

امیر جعفری و همسرش ریما رامین فر

عکس امیر حعفری با همسرش ریما و پسرش آیین

گفتگو با امیر جعفری

چگونه تئاتری شدم؟

تا سال چهارم دبیرستان هیچ علاقه ای به بازیگری نداشتم، درست برعکس خیلی ها که وقتی می خواهند از علاقه شان به بازیگری صحبت کنند می گویند، از شش سالگی در مهد کودک و در مدرسه تئاتر کار می کردند. فقط به خاطر اینکه از سر کلاس رفتن فرار کنم برای بازی در تئاتری اعلام آمادگی کردم. مرحوم اکبر رادی، دبیر ادبیات سال چهارم دبیرستان و فرهاد پورگرجانی وقتی اجرایم را دیدند، خیلی خوش شان آمد و تشویقم کردند که بازیگری را ادامه بدهم.

آن موقع حتی یک تئاتر هم ندیده بودم. اصلا نمی دانستم تئاترشهر کجاست. بعد از آن رفتم کلاس های کانون تجربی که استاد سمندریان در آنجا تدریس می کردند و شروع کردم به تمرین بازیگری. آنقدر مشغول کلاس های تئاترم شدم که از آن طرف مشروط شدم. این موضوع خیلی برایم گران تمام شد، به طوری که تصمیم جدی گرفتم بازیگری را با انگیزه قوی تری دنبال کنم.

امیر جعفری و خانواده اش

امیر جعفری در سریال شهرزاد

امیر جعفری در برنامه دورهمی مهران مدیری

فیلمهای سینمایی امیر جعفری

۱۳۹۵ فیلم اکسیدان
۱۳۹۵ فیلم ساعت 5 عصر
۱۳۹۵ آزاد به قید شرط

۱۳۹۵ سوفی و دیوانه
۱۳۹۴ زاپاس
۱۳۹۲ بیگانه
۱۳۹۲ بلوک ۹ خروجی ۲
۱۳۹۱ قاعده تصادف

۱۳۹۱ سیزده
۱۳۹۰ جیب‌بر خیابان جنوبی
۱۳۸۸ نفوذی
۱۳۸۸ کیفر
۱۳۸۸ لج و لج‌بازی

۱۳۸۷ پستچی سه بار در نمی‌زند
۱۳۸۷ کلانتری غیرانتفاعی
۱۳۸۶ بی‌پولی
۱۳۸۳ تردست
۱۳۸۳ مکس

۱۳۸۲ جنایت
۱۳۸۰ قارچ سمی
۱۳۸۰ نان، عشق و موتور ۱۰۰۰

ایین جعفری و پدرش

سریالهای امیر جعفری

۱۳۹۵ سریال شهرزاد «فصل دوم» بازیگر
۱۳۹۴ تعبیر وارونه یک رؤیا بازیگر
۱۳۹۲ پایتخت ۲ (حضور افتخاری) بازیگر
۱۳۹۰ چک برگشتی بازیگر
۱۳۹۰ شیدایی بازیگر

۱۳۸۹ توطئه فامیلی بازیگر
۱۳۸۹ زیر هشت بازیگر
۱۳۸۸ چاردیواری بازیگر
۱۳۸۶ میوهٔ ممنوعه بازیگر

۱۳۸۴ برای آخرین بار بازیگر
۱۳۸۳ کمربندها را ببندیم بازیگر
۱۳۸۲ من یک مستاجرم بازیگر
۱۳۸۰ بدون شرح بازیگر


تئاترها

رقص کاغذ پاره‌ها” (محمد یعقوبی) تهران، تئاترشهر، سالن سایه؛ ۱۳۷۸
“مده”(اصغر محبی) تهران، تالار مولوی؛ ۱۳۷۹
“آرتور و اوئی” (مجید جعفری) تهران، تئاترشهر، سالن اصلی، ۱۳۷۹
“دل سگ” (محمد یعقوبی) تهران، تئاترشهر، تالار چهارسو؛ ۱۳۷۹

“کمدی شب سیزدهم” (حمید امجد) تهران، تئاترشهر، تالار اصلی؛ ۱۳۷۹
“شب‌های آوینیون” (کورش نریمانی) تهران، جشنواره تئاتر فجر؛ ۱۳۷۹
“کمدی رژیسترها نمی‌میرند” (حسین کیانی) تهران، تئاترشهر، تالار چهارسو؛ ۱۳۸۰
“یک دقیقه سکوت” (محمد یعقوبی) تهران، تئاترشهر، تالار سایه؛ ۱۳۸۰
“همان همیشگی” (ریما رامین‌فر) تهران، تئاترشهر، تالار سایه؛ ۱۳۸۱

“پاییز” (نادر برهانی‌مرند) تهران، تئاترشهر، تالار چهارسو؛ ۱۳۸۱
“۳۱/۶/۷۷” (علیرضا نادری) تهران، جشنواره تئاتر فجر؛ ۱۳۸۲
“مرگ دستفروش” (نادر برهانی‌مرند) تهران، تئاترشهر، تالار قشقایی؛ ۱۳۸۵
“شوایک” (کوروش نریمانی) تهران، تئاترشهر، تالار قشقایی؛ ۱۳۸۵
“رویای نیمه شب پاییز”(کیومرث مرادی) تهران، تئاترشهر، تالار قشقایی؛ ۱۳۸۷

“کابوس‌های پیرمرد بازنشسته خائن ترسو” (نادر برهانی‌مرند) تهران، تئاترشهر، تالار قشقایی؛ ۱۳۸۷
“درس” (داریوش مهرجویی)، تئاتر ایرانشهر؛ ۱۳۸۹
“شکلک” (نغمه ثمینی)، مجموعه فرهنگی اکو، تالار شمس؛ ۱۳۹۲
«پائیز» (نادر برهانی‌مرند)، تئاتر ایرانشهر، سالن استاد ناظرزاده کرمانی؛ ۱۳۹۳
مجلس ضربت زدن (محمد رحمانیان)، تئاتر شهر، سالن اصلی؛ ۱۳۹۵


جوایز

بازیگری سوم، جشنواره تئاتر فجر، رقص کاغذ پاره‌ها، ۱۳۷۸
تقدیر، جشنواره تئاتر فجر، شب‌های آوینیون، ۱۳۷۹
جایزه اول مشترک، جشنواره تئاتر فجر، رژیستورها نمی‌میرند، ۱۳۸۰
جایزه اول، جشنواره تئاتر فجر، یک دقیقه سکوت؛ ۱۳۸۰

بازیگری دوم، جشنواره تئاتر فجر (مشترک)، پاییز، ۱۳۸۱
بازیگری دوم، جشنواره تئاتر فجر (مشترک)، همان همیشگی، ۱۳۸۱
بهترین بازیگر طنز، سریال «بدون شرح» صدا و سیما؛ ۱۳۸۱

بهترین بازیگر سریال «برای آخرین بار» جشنواره شبکه ۵؛ ۱۳۸۴
بهترین بازیگر سریال «میوه ممنوعه» از دید تماشاگران خارج از کشور، شبکه جام‌جم؛ ۱۳۸۶
بهترین بازیگر سریال «زیر هشت» از دید تماشاگران خارج از کشور، شبکه جام‌جم؛ ۱۳۸۶

بیوگرافی امیر جعفری و همسرش

  • sajad soheil
  • ۰
  • ۰

شهنام شهابی

بیوگرافی و زندگینامه

شهنام شهابی بازیگر سینما و تلویزیون متولد 17 شهریور ماه سال 1361 می باشد و 35 سال سن دارد . وی اصالتا تهرانی می باشد.

تحصیلات : وی فارغ التحصیل بازیگری و کارگردانی تئاتر از دانشگاه آزاد بوشهر می باشد.

ورود به سینما و بازیگری : او کارگردان فیلم های کوتاه بوده و بازی در سینما را از سال 1373 با فیلم «شاخ گاو» به کارگردانی «کیانوش عیاری» آغاز کرده است. 

او در سال 89 و 90 با حضور در سریالهای تاوان و پنج کیلومتر تا بهشت توانست به خوبی دیده شود که از همان سال هم دیگر هیچ کاری در تلویزیون در سینما نکرد تا این که در سال 95 و 96 با حضور در سریال پرستاران در نقش شهروز دوباره به قاب تلویزیون برگشت.

ازدواج و همسر

شهنام شهابی متاهل است و در بهمن سال 1394 با همسرش به اسم سوفیا عقد کرد و در اردیبهشت ماه 96 مراسم عروسی شان برگزار گردید.

شهنام شهابی و همسرش , زن شهنام شهابی

همسر شهنام شهابی

عکس عروسی شهنام شهابی

عروسی شهنام شهابی

بیوگرافی شهنام شهابی

اینستاگرام شهنام شهابی : instagram / shahnamshahabi

شهنام شهابی قبل از عمل بینی

عکس از دوران نوجوانی شهنام شهابی قبل از عمل جراحی بینی

دوست دختر شهنام شهابی

فیلمهای سینمایی

شیش و بش (۱۳۸۹)
جنایت و جنحه (۱۳۸۴)
بی تو تنهایم (۱۳۸۰)
از کنار هم می‌گذریم (۱۳۷۹)

آقای رئیس جمهور (۱۳۷۹)
ابراهیم (۱۳۷۵)
تعطیلات تابستانی (۱۳۷۴)
شاخ گاو (۱۳۷۴)

سریالهای شهنام شهابی

سریال پرستاران (1395)
سریال پنجره (۱۳۹۰)
پنج کیلومتر تا بهشت (رمضان ۱۳۹۰)
تاوان (مجموعه تلویزیونی) (۱۳۸۹) شبکه سه
خانه‌ای در تاریکی

جوانی (۱۳۸۰)
این زمینی‌ها (۱۳۷۹)
بگذار آفتاب برآید (۱۳۷۸-۱۳۷۷)

بازگشت به خانه (۱۳۷۶-۱۳۷۵)
این یک دادگاه نیست (۱۳۷۹ اصغر توسلی) شبکه تهران

  • sajad soheil
  • ۰
  • ۰

شهاب حسینی

بیوگرافی و زندگینامه

شهاب حسینی بازیگر سینما و تلویزیون و تئاتر متولد 14 بهمن 1352 در تهران می باشد و 44 سال سن دارد.

تحصیلات : وی دارای تحصیلات نا تمام در رشته روانشناسی دانشگاه تهران است. 

 شروع بازیگری در تلویزیون را از سال 1379 با سریال پس از باران آغاز کرد و فعالیت سینمایی خود را از سال 1380 با بازی در فیلم رخساره ساخته امیر قویدل آغاز نمود. 

شهاب حسینی از همان ابتدای شروعش در بازیگری توانست به خوبی دیده شود و جوایز متعددی از جشنواره های داخلی و خارجی دریافت کرده است.

وی در سال 1387 با بازی در فیلم سوپر استار،سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره فیلم فجر را دریافت کرد.  برای بازی در فیلم جدایی نادر از سیمین برنده جایزه خرس نقره ای بهترین بازیگر مرد از جشنواره فیلم برلین شد.  همچنین او در جشنواره فیلم کن 2016 با بازی در فیلم فروشنده به کارگردانی اصغر فرهادی، توانست جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره فیلم کن را به خود اختصاص دهد. 

وی در سال 94 با حضور در سریال شهرزاد در نقش قباد به کارگردانی حسن فتحی توانست بازی بسیار حرفه ای از خود ارائه دهد که شاهد حضورش در فصل دوم سریال هم نیز هستیم.

ازدواج و همسر

شهاب حسینی متاهل است و در سال 74 با پریچهر قنبری ازدواج کرده است و حاصل این ازدواج نیز دو فرزند پسر است.

ماجرای آشنایی شهاب حسینی با همسرش پریچهر

شهاب حسینی:22 ساله بودم که با بچه های تئاتر دانشگاه تهران کار می کردم. تا قبل از این که همسرم را ببینم، قصد ازدواج نداشتم تا این که روزگار ما را در برابر هم قرار داد. به او پیشنهاد آشنایی دادم اما همسرم هیچ اعتقادی به اینگونه دوستی ها و آشنایی ها نداشت و گفت:اگر کسی واقعا عاشق است و تمایل قلبی برای رسیدن به دختر مورد علاقه اش دارد،

باید در این راه صادقانه گام بردارد و بنابراین موضوع را با خانواده ام در میان گذاشتم و مصمم به ازدواج شدم. بعد از 4-3 ماه نامزدی، عقد کردیم و بعد از 3 سال من سیدشهاب الدین 22ساله و پریچهر 15 ساله زندگی مشترکمان را با تمام کم و کاستی هایش شروع کردیم و تا امروز باوجود همه سختی ها و فراز و نشیب ها در تمام مدت در کنار هم بودیم.

اینستاگرام شهاب حسینی : instagram / shahaab_hosseini

شهاب حسینی و همسرش

شهاب حسینی و همسرش

  • ۰
  • ۰

سیامک انصاری

بیوگرافی و زندگینامه

سیامک انصاری بازیگر سینما و تئاتر متولد 12 مرداد ماه سال 1347 می باشد و 49 سال سن دارد.

تحصیلات : وی فارغ‌ التحصیل رشته کارشناسی نمایش و تلویزیون از دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی است.

وی فعالیت در بازیگری را از سال 73 با مجموعه دیدار آغاز نمود ولی با کارهای مهران مدیری توانست به خوبی شناخته شود و تا به حال هر اثری را که مدیری کارگردانی کرده است او در آن حضور داشته است و به نوعی میتوان گفت پای ثابت کارهای مهران مدیری است.

او در سال 1396 با حضور در اولین فیلم سینمایی مهران مدیری به نام ساعت 5 عصر در نقش اصلی آن حضور یافت. فیلمی که رکوردهای زیادی در تاریخ سینما زد.

همسر سیامک انصاری

سیامک انصاری و همسرش

  • ۰
  • ۰

زهیر یاری

زهیر یاری بازیگر سینما و تلویزیون متولد 26 فروردین 1359 در تهران می باشد و 37 سال سن دارد.

تحصیلات : یاری دارای مدرک لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه تهران است. 

وی یک برادر کوچکتر از خودش به نام شعیب دارد و او برادر زاده حسین یاری بازیگر سینما نیز می باشد.

وی در سریالهای زیادی حضور داشته است اما حضور او در سریال یوسف پیامبر در نقش بنیامین جدی تر بود و بعد از آن در کارهای بیشتری حضور یافت.

وی به تازگی نیز سریال لژیونر در نقش به کارگردانی مسعود آب پرور را در حال پخش دارد که از شبکه تهران پخش میگردد.

ازدواج و همسر

زهیر یاری تاکنون ازدواج نکرده است و مجرد می باشد.

زهیر یاری و همسرش

زهیر یاری برادر زاده حسین یاری که از بازیگران سینما و تلویزیون است می باشد.  

زهیر یاری و حسین یاری

گفتگو با زهیر یاری 

در تمام سال هایی که کار کردی بزرگترین تجربه ای که به دست آوردی چی بوده؟

خیلی چیزها، هر روز بازیگری تجربه است. بازیگری بهت یاد می ده که صبور باشی، بازیگری یادت می ده که حسود نباشی چون هم جا برای تو هست و هم زمان! چون وقتی حسادت داشته باشی به همون اندازه همه کینه می یاد و بعد از کینه نسبت به همه بدگمان می شی، بازیگری بهم یاد داد که آرامش داشته باشم، آرامش داشتن مساوی است با درست کار کردن! چون قبل از این خیلی با خودم کلنجار می رفتم و اطرافم زیادی شلوغ بود اما حالا با آرامش، صبوری، بی حسادت و کینه کاری می کنم و از کارم هم لذت می برم.

تا به حال نقدی را درباره خودت شنیدی که برات جای پیشرفت داشته باشه؟

صددرصد. همیشه بزرگترین منتقد می تونه خودِ فرد باشه، وقتی تو با همه توانایی که داری اونقدر منصفانه درباره خودت حرف بزنی یعنی می دونی اشکال کارت کجاست. اینکه من جنبه خودم را بالاتر از آن چیزی که هست ببرم. من در سریال «میلیاردر» با خودم خیلی شوخی می کردم، برای اینکه بهمن یک سری بچگی داشت که من اون را به خوبی می شناختم و ما به ازای بیرونی اش را در وجود خودم می دیدم و این انتقادی بود که به زهیر یاری ایام نوجوانی داشتم که چقدر سطحی و کودکانه نگاه می کردم. خدا را شکر که از این ماجرا آسیبی ندیدم اما این نگاه سطحی و کودکانه برای همه عمر جواب نمی ده. بزرگترین نقدی که خودِ زهیر یاری به خودش می کنه اینه که جدی باشم و واقعیت را آن طوری که هست بپذیرم و دنیای اطراف را واقعی و با مختصات خاص خودش ببینم و دیگه دچار سَبُکسری نشوم.

در همه کارهایی که بازی کردی خوب ظاهر شدی! چه آن نقش های تاریخی مثل «یوسف پیامبر»، چه کارهای طنز تقریباً اجتماعی! اما بهمن سریال «میلیاردر» چیز دیگری بود، چرا در این سریال این قدر خوب ظاهر شدی؟

بهمن این چیزی نبود که مردم دیدند. من بهمن را بزرگ کردم، باهاش مدارا کردم، تا شد این. عشق بهمن به خانم سرور و آن شعر خواندن ها را من در دل کار آوردم البته با مشورتی که با زامیاد سعدونیان نویسنده کار و همین طور علیرضا امینی کارگردان داشتم. من سر این کار آرامش داشتم و این آرامش به خاطر وجود علیرضا امینی است که دست بازیگرش را باز می گذارد. بهمن کلی انرژی داشت و من می دونستم که کجا باید این انرژی را تخلیه کنم. یادمه در همان روزهای اول هم به علیرضا امینی گفتم من بهمن را طور دیگری بازی می کنم چون براش خواب های اساسی دیده بودم. بهمن در ابتدا مشخصات خاصی نداشت اما کمی که گذشت بهمن را بازسازی کردم. کلی هم ایده داشتم برای «میلیاردر ۲» که از قرار معلوم و طبق شنیده های من و با خبر جدیدی که به دستم رسیده قرار که ساخته شود.

مردم به طور یقین بهمن سریال «میلیاردر» را باور کردند، فکر می کنی بعد از این وقفه چند ماهه و حالا با پخش سریال «اولین انتخاب» مردم تو را به عنوان فرزاد این کار باور می کنند؟

امیدوارم. هیچ نقشی را نمی شود با نقش قبلی یک بازیگر مقایسه کرد چون آن انرژی که من برای بهمن گذاشتم با فرزاد این سریال قابل قیاس نیست. چون فرزاد مثل بهمن چندان طنز نیست. لحظات طنز داره اما بیشتر واسطه است برای دیده شدن دیگران. من کارم را انجام دادم، قضاوت آن را می گذارم به عهده مردم.

عکسهای زهیر یاری

بیوگرافی زهیر یاری و همسرش

زندگی خوب خیلی چیزها به آدم هدیه می کنه، زندگی به تو چه هدیه هایی داده؟
هدیه زندگی در این ۳۴ سال برایم این بوده که دارم یاد می گیرم بدی ها و تلخی ها را برای خودم قابل هضم کنم، چون همان طوری که در زندگی به دست می آوریم همان طور هم از دست می دهیم! شاید فاصله این دو از نظر زمانی زیاد یا کم باشد ولی این اتفاق حتماً می افتد، قانون روزگار همین است. برای همین موقع به دست آوردن زیاد هیجان زده نمی شوم تا موقع از دست دادن افسرده نشوم!

از تجربه بازیگری گفتی، بزرگترین درسی که از زندگی گرفتی چه بوده؟

زندگی یادم داد که صبور باشم، عجله نکنم، زندگی یادم داده ریتم زندگی را طوری حفظ کنم که اگر اتفاقی قرار است برایم بیافتد آن طوری که خدا برایم رقم زده بیافتد. صادقانه تر بگویم شاید پیش از این، از اتفاقی که برایم می افتاد لذت کافی نمی بردم، نمی دونم شاید چون درک درستی از آن نداشتم و مختصات کلی زندگی را نمی شناختم و مدام پریشان بودم برای چیزهایی که زمان به دست آوردنشان برایم نرسیده بود، برای همین از لذت های زندگی بی دلیل خودم را محروم می کردم. مثلاً من اهل سفر نبودم و اگر به سفر می رفتیم مدام دل دل می کردم که کی تمام می شود تا من برگردم، اما حالا لزوم وجود سفر را خوب می دانم! حالا دارم تلاش می کنم از زندگی لذت ببرم، از بارونی که زیرش بروم، خیس شوم و مثل گذشته حرص نخورم حتی تلاش می کنم که دوستش داشته باشم. زندگی یادم داد که زندگی را درست و با لذت زندگی کنم.

دلت می خواد «راه زندگی» مردم به کجا ختم بشه؟

من همیشه می گویم ما به این دنیا آمدیم تا مسیری را طی کنیم تا به یک هدف بزرگتری برسیم. دلم می خواد روزگار به کسی تلخ و سخت نگذره، درسته که زندگی همه ما پُر از پیچ و خم و دست اندازه اما همه ما می دونیم که راه زندگی مون چیه، همه ما مولفه های زندگی را بلدیم فقط فراموش کاریم. همه ما از صبح تا شب درباره خوب و مفید بودن حرف می زنیم پس همانی باشیم که درباره آن می گویم و سعی کنیم برای زندگی، برای ادامه بقا و حیات زندگی دست خدا را خط نزنیم.

هر آدمی توی زندگی اش چیزهایی دارد که بهشون نرسیده، بزرگترین حسرت زندگی ات که همیشه بهش فکر می کنی؟

تقریباً آنچنان طلبی از خدا ندارم و بابت همه داشته ها و نداشته هایم شاکرش هستم، ولی از اونجایی که متاسفانه تا اندازه ای تنبل هستم خیلی دوست دارم قرصی را پیدا می کردم که یکباره زبان انگلیسی را مثل زبان مادری صحبت کنم، نمی دانم چرا اینقدر برایم غیر قابل دسترس شده.(باخنده)!

زهیر یاری و همسرش

سوالات من داره تموم میشه اما تو چیزی از خودت نگفتی، یه کمی از خودت بگو؟

چقدر این گفتگو را دوست داشتم که از معرفی شروع نکردی و اجازه دادی گفتگو مسیر دیگری را برود. اما درباره زهیر یاری. زهیر در فصل زیبا و بی نظیر بهار به دنیا اومده، ۲۶ فروردین سال ۱۳۵۹ در تهران، تحصیلاتش رو در رشته علوم سیاسی دانشگاه تهران ادامه داده چیزی که هیچ ربطی به بازیگری ندارد و یک برادر کوچکتر از خودش داره به نام شعیب.

اینستاگرام زهیر یاری : instagram / zoheiryari

و اینکه زهیر یاری کیه! اون رو توی چند تا جمله یا کلمه برام تعریف کن؟

زهیر آدم مهربونیه، داره سعی می کنه صبورتر از قبل باشه، با شجاعت کامل می گه پیش از این یک خودخواهی افراطی داشته که آن را در خودش کمرنگ کرده، رفقاش براش خیلی اهمیت دارند، رک و رو راست، همیشه سعی می کنه رفتار صادقانه ای داشته باشه و از تظاهر کردن به شدت بدش می یاد. منطقی، حساس، کمی هم زود رنج! تازگی ها هم کم حوصله شده!

و حرف آخر، چیزی که شاید من نپرسیدم و از قلم افتاد؟

سپاس به خاطر این گفتگو که واقعاً آن را دوست داشتم. من واقعاً نمی دونم همین حالا چه کسی داره این گفتگو را کجای این سرزمین پهناور می خونه، شاید در مسیر سفر، شاید در خانه، شاید زیر سقف این آسمان بلند اما هر کجای این جهان که ایستادی، زندگی را درست و با صبوری زندگی کن. برای رسیدن به آن چیزی که دوستش داری عجله نکن فقط اجازه بده که زمان بگذره و یادت باشه که زهیر یاری یک روز این حرف ها را زد و تو آن را خواندی. به عنوان تماشاچی کارهایم دین ام را ادا کردم، چون تلاش کردم کلید واژه ۳۴ ساله ام را در اختیارات بگذارم. تلاش کنید شاد باشید! تمام!

بیوگرافی زهیر یاری

سریال های زهیر یاری 

مردان آنجلس (فرج ا… سلحشور)
مریم مقدس، (شهریار بحرانی)
گل بارون زده
در چشم باد (مسعود جعفری جوزانی)

سال‌های مشروطه (محمدرضا ورزی) در نقش اصلان
یوسف پیامبر (فرج ا… سلحشور) در نقش بنیامین
تبریز در مه (محمدرضا ورزی)
سرگشته (محمدحسین حقیقی،‌سال ۱۳۹۰) در نقش عبیدا… بن حر جعفی

میلیاردر (علیرضا امینی) در نقش بهمن
اولین انتخاب (مهدی صباغ زاده، شهریور ۱۳۹۲) در نقش فرزاد
دیوار شیشه ای (راما قویدل، ۱۳۹۵)
لژیونر (مسعود آب پرور، ۱۳۹۶)

زهیر یاری ,عکس زهیر یاری ,بیوگرافی زهیر یاری

فیلم های زهیر یاری 

زخم شناسه حوا (حسین قناعت)
گزارش یک جشن (ابراهیم حاتمی کیا)
دلتا ایکس (علیرضا امینی)
فیلم های تلویزیونی زهیر یاری

معلم کوچولو (حسین قناعت)
دل آشوب (کرامت پورشهسواری، سال ۱۳۸۶)
پل (تینا پاکروان، سال ۱۳۹۱)
مسافر بهشت (فریدون جیرانی، سال ۱۳۹۱)
من مادرم (پژمان چشمی، سال ۱۳۹۳)

تاتر های زهیر یاری

سهراب، اسب و سنجاقک
کوچ در کوچ
کافه مک آدم (زنده یاد محمود استاد محمد)

شکار روباه (دکتر علی رفیعی)
عشق من حامد بهداد (زهیر یاری، افشین هاشمی)
خاطرات و کابوس های یک جامعه دار از زندگی و قتل میرزا تقی خان (دکتر علی رفیعی)

  • sajad soheil
  • ۰
  • ۰

رضا داود نژاد

بیوگرافی و زندگینامه

رضا داود نژاد بازیگر سینما و تلویزیون متولد 1359 در تهران می باشد.

وی فعالیت هنری و بازیگری را از سال 1365 با بازی در فیلم بی پناه آغاز نمود. 

«مصائب شیرین»، نامش را بر سر زبان ها انداخت و نامزد بهترین بازیگر نقش اول مرد هفدهمین جشنواره بین المللی فیلم فجر شد و دعوت برای حضور در جشنواره سینمایی فوکوئوکای ژاپن را برایش به ارمغان آورد. 

داوود نژاد داور هفدهمین دوره جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان (1381) بود.

وی پس از چند سال دوری از تلویزیون قرار است در سال 96 به عنوان بازیگر در سریال پنچری حضور داشته باشد.

ازدواج و همسر

همسر رضا داود نژاد غزل بدیعی (خواهر مرحوم عسل بدیعی می باشد) که چند سال پیش با هم ازدواج کرده اند.

رضا داود نژاد و همسرشداستان ازدواج آشنایی شما چطور بود؟

رضا: داستان آشنایی ما بر می گردد به خواهرهای ما 8  سال پیش خواهرمن زهرا، خانه عسل بدیعی خواهر خانم من دعوت بود. برای اولین بار غزل را که می بیند به غزل می گوید بیا عروس ما شو ( می خندد) در واقع آشنایی ما به واسطه خواهرهای ما بود.

غزل: البته از وقتی این جمله ها ردوبدل شد تا آشنایی من و رضا حدود 4 سال گذشت.

رضا: بله 4 سال پیش که غزل را برای اولین بار دیدم،  پسندیدم (هردو می خندند) … یاد می آید وقتی غزل را دیدم تمام دوروبری هایم به من می گفتند غزل؟ عمراً! مرتب به گوشم می رساندند که غزل دوست ندارد ازدواج سینمایی داشته باشد. اما خب چاره ای نبود ( می خندد).

رضا داود نژاد فرزند علیرضا داود نژاد است که از کارگردانان سینما می باشد.

رضا داود نژاد و پدرش

گفتگو با رضا داود نژاد و همسر او / از بیماری اش تا ازدواج

چقدر خوب است که سرحال و سرپایی، الان چطوری؟

در حال حاضر شغل شریف استراحت را سپری می کنم. آبان ماه یک جراحی دیگر دارم بعد از آن هم باید 4-5 ماه استراحت کنم.

همیشه وقتی تورا می دیدم فکر می کردیم چقدر خوب است که کسی بتواند آنقدر اراده داشته باشد و این همه کاهش وزن، اما انگار کلیت ماجرا این است که اگر آدم با چاقی اش کنار بیاید به نفعش است!

واقعیت این است که هرطور که باشی یک حرفی در می آید. وقتی لاغر شدم همه دوروبری هایمان می گفتند بس کن بگذار کمی چاق شوی. آن موقع به 76 کیلو رسیده بودم و در کار «فراموشی» مشغول بودم. مردم که من را می دیدند می گفتند وقتی چاق بودی با نمک تربودی. در حالی که وقتی هم که وزنم بالا بود همه به من گفتند چه کار می کنی داری می ترکی. من هم در کل دائم دنبال یک خطر تعادل هستم که یک جایی آن را پیدا کنم.

الان چند کیلویی؟

به دلیل جراحی هایی که انجام دادم نمی توانم فعالیت کنم و دائم در خانه نشسته ام تا همل جراحی را انجام بدهم. من زمانی که به بیمارستان رفتم 110 کیلو وزن داشتم. در حال حاضر هم بعد از این همه خانه نشینی 94 کیلو هستم. البته مردم به من می گویند رضا چاق شده ای منظورم این است که این جمله چاق شدی، لاغر شدی همیشه با آدم هایی که اضافه وزن دارند هست.

البته خود من شخصاً عاشق چاقی هستم. حتی وقتی لاغر شدم دلم برای وزن زیاد تنگ شده بود احساس می کنم وقتی چاقم بامزه تر هستم. به هر حال حجم و ابعاد زیادم را بیشتر دوست دارم.

به خصوص که شما چهره آشنایی دارید و مردم یک تصویر ذهنی از شما دارند. وقتی آن تصویر تغییر می کند، به خصوص در مرحله کاهش وزن، پوست صورت هم جمع می شود و مردم خوش شان نمی آید.

این مربوط است به تصوری که از آدم دارند. بعد از اینکه حالم بد شد و به بیمارستان رفتم، مردم از روی دلسوزی به من می گفتند ای کاش که هیچ وقت لاغر نمی شدی به هر حال هنوز اندر خم پیچ این کوچه هستم!

بیوگرافی رضا داوود نژاد

اینستاگرام رضا داود نژاد : instagram / rezadavoodnejad

آنقدر نخوردم که افتادم

ظاهراً جراحی های نامتعارفی برای کاهش وزنت انجام دادی که کارت به بیمارستان کشید.

بله، اصل داستان این است که من 10 سال پیش معده ام را کوچک کردم و این جراحی مشکلات زیادی برایم به وجود آورد. بعد از آن سیستم گوارشی ام دچار اختلالاتی شد و مجبور به تحمل بای پس روده ام شدم و باید بعد از این جراحی، خیلی مسائل را رعایت می کردم. باید آمپول و سرم هایی می زدم، اما من وقتی روی دور لاغر شدن افتادم هیچ کدام از مسائل پزشکی ام را رعایت نکردم. این بی خیالی باعث شد که بدنم تحلیل برود. به همین دلیل هم بعد از پیوند بهبود من خیلی طول کشیده. معمولاً بعد از پیوند اعضا افراد خیلی سریع مرخص می شوند. اما من چون ضعف شدید جسمی داشتم جراحی ام خیلی سنگین تر انجام شد.

وقتی شروع می کنی به غذا نخوردن بدن عادت می کند و تو فکر می کنی چقدر خوب که اشتها ندارم.

بله، من یک جنگی با نخوردن پیدا کرده بودم، طوری شده بودم که از غذا خوردن فرار می کردم. غزل (همسرم) متوجه شده بود به محل فیلمبرداری می آمد و مجبورم می کرد رو به رویش بنشینم و غذا بخورم. قبل تر یواشکی و دور از جمع غذا می خوردم الان باید جلوی چشم ها غذا بخورم که دیگران ببینند.

حالا به هم وابسته تریم

خانم بدیعی قاعدتا بیشترین درگیری ها را در این مدت، شما داشتید به خصوص خبرهای نا امید کننده ای که در این وقت به گوشتان می رسید. این مدت را چطور پشت سرگذاشتی.

غزل بدیعی: روزهای خیلی بدی را گذراندم. حجم تلفن ها و ملاقات های رضا هم خیلی زیاد بودو البته این دوران در عین تلخی دوران خوبی برایمان بود. نتیجه این روزها اثار خوبی برای هردوی ما داشت.

رضا داوود نژاد و همسرش

منظورتان از این آثار چیست؟

قبل از این نمی دانستیم مردم تا این حد رضا را دوست دارند. در این دوره مردم دوستان آنقدر به ما محبت کردند که واقعا برای من غیر قابل تصور بود. رضا وقتی درآی سی یو بستری بود از ساعت 3 تا 5 که وقت بازدید بیمارها بود هر روز حدود 200 نفر از دوستان و آشنایان جمع می شدند. تازه رضا هم وضعیتش طوری نبود که بتواند آنها را ملاقات کند و بیشتر من کنارشان بودم . حمایت دوستان در آن دوران خیلی به من کمک کرد.

پشت سرگذاشتن این بحران روی زندگی شخصی شما تاثیر هم گذاشت؟

غزل: فکر می کنم بله خیلی.

رضا: به هرحال ما یک دوره سخت را پشت سر گذاشتیم.  من به مرزهای خیلی خطرناکی نزدیک شدم. این اتفاق بعد از گذشتن 2 سال قبل از ازدواج ما پیش آمد من و غزل 2 سال قبل از ازدواجمان با هم نامزد بودیم و چه در دوره نامزدی و چه در زندگی مان همیشه با هم خوب بودیم و هیچ وقت مشکلی با هم نداشتیم و همیشه فکر می کردیم رابطه مان در آخرین حدی است که می تواند بین زن و شوهر باشد و این دوران بیماری من هم وابستگی مان را خیلی بیشتر کرده است. به هرحال پدرو مادر رابطه فرزندی و پدر و مادری دارند که طبیعی است اما غزل در تمام این روزها کنار من بود و روزهای خیلی سختی را پشت سرگذاشت.

هیچ وقت به روی خودم نیاوردم

تصویری که همیشه از تو وجود دارد تصویر یک فرد با روحیه است که به نظر من این انرژی به تو کمک زیادی کرد.

بله، معمولاً در طول بیماری هم مریض خوبی هستم. روحیه ام را از دست نمی دهم. اگر چه باید اعتراف کنم یکی از دلایلی که آمپول ها و سرم های ویتامینم را نمی زدم ترس بود.

شما در وجود خودت هیچ وقت به ترس از دست دادن رسیدی؟

خوشبختانه فکر می کردم خیلی وضعیت حادی ندارم. تنها چیزی که نگرانم می کرد دوروبری هایم بودند که این موضوع که می دانستم از دست دادن من برایشان خیلی سخت است، توانست من را نگه دارد. یعنی دیدم اگر اتفاقی برای من بیفتد غزل، پدرم، مادربزرگم و خواهرم به کجا می رسند. پذیرفته بودم اتفاقی است که برایم پیش آمده است و خیلی سریع با آن کنار آمدم اما تنها چیزی که دائم فکرم را مشغول می کرد این بود که بعد از این ماجرا چه ضربه ای به آدم های دورو برمن خواهد خورد. این ترس به من انگیره ماندن می داد.

رضا داود نژاد

در این مدت خواب هم می دیدی؟

بله کلا در یک دنیای دیگر سیر می کردم نه اینکه بگویم خواب های عجیب و غریب این دنیا و آن دنیا را دیدم ، نه. اما حال خاصی داشتم امیدورام کسی آن حال را تجربه نکند ولی یک عالم خاصی بود که حسی است و قابل گفتن نیست.

به خاطر ازدواجت تصمیم به لاغر شدن گرفتی؟

نه اتفاقا زمانی که من و غزال آشنا شدیم درست بیشترین وزن زندگی ام را داشتم. من کلا با چاقی ام مشکل نداشتم. شاید دلیل بالا رفتن وزنم هم همین مسئله بود.

گفتیم شاید جزء شرط های ازدواجت پایین آوردن وزن بود.

نه، بعد از دوران آشنایی و نامزدی مان تصمیم گرفتن وزنم را پایین بیاورم. اتفاقا غزل شاکی بود که وزنم را پایین آوردم. به بابام می گفت رضا را به من قالب کرده این چینی است من که دیدمش چاق بود.

فاصله آشنایی تا ازدواجتان چقدر طول کشید؟

2سال مهر 2 سال قبل مراسم ازدواجمان بود.

به نظرم هیچ خانواده ای مثل خانواده داوودنژاد خانواده بودنشان رو نیست. شما همیشه کنار هم هستید در حالی که خیلی ها اهل به نمایش گذاشتن خانواده نیستند.

واقعاً دلیل بودن خودمن در سینما تاثیر مستقیم و کار پدرم در خانواده بود و همه ما به واسطه پدر و تجربه های او وارد سینما شدیم نمی توان این موضوع را نفی کرد.

روزی که گریه کردم

همیشه کنار مادر بزرگ و عمه و عمو بوده اید. آیا هنوز هم همان خانواده احساسی و به هم متصل هستید که ما از بیرون می بینیم؟

رضا: جاب این سوال را باید از غزل بپرسید.

غزل: صددرصد همان صمیمیتی که دیگران تصور می  کنند در خانواده رضا وجود دارد. رابطه همه اعضای خانواده با هم خیلی نزدیک تر از بقیه خانواده هاست. ما هم همه و خاله داریم اما به این شکل در زندگی هم سهم نداریم. ولی خانواده رضا خیلی عاطفی اند و به هم وابستگی دارند.

این جداشدن از خانواده بعد از ازدواجت چقدر برایت سخت بود.

رضا: من از 15 سالگی ام زندگی مجردی را تجربه کردم یعنی از خانواده ام جدا شدم . در فاصله این 15 سالی که تنها زندگی می کردم و بیشتر دوستانم در کنارمن ازدواج کردند متاسفانه بعضی ها طلاق هم گرفتند. حتی دوباره ازدواج کردند و بچه دار هم شدند ولی من هیچ وقت ازدواج نکردم با اینکه از خانواده ام جدا شده بودم همچنان در کنار همدیگر بودیم. مثلا من با مادر بزرگم 2 روز یک بار صحبت می کنم، یا با عمه ام رابطه نزدیکی دارم، با پدر، مادر و خواهرم هم که خیلی بیشتر. ما هرموقع که وقت کنیم دور هم هستیم. این دور همی ها جزء برنامه های اصلی زندگی مان است.

و شب عروسی گریه نکردی؟

رضا: نه اصلا گریه نکردم. غزل دور شدن از پدرو مادرش  برایش آسان نبود و خیلی جای خالی پدرو مادرش را احساس می کرد اما به حد گیره و زاری نرسید.

من اولین بار که خانه گرفتم و از خانه پدرم وسایلم را جمع کردم که به خانه خودم ببرم، این اتفاق برایم افتاد. مادرم و خواهرم گریه کردند اما فقط همان یکبار گریه کردند. چون زمانی که در خانه بودم خیلی شر بودم و همه را اذیت می کردم! بعد از ررفتنم خانواده ام به آرامش رسیدند!
دارم کیک می پزم حرفه ای

تو از 15 سالگی فعالیت کاری داشتی و دستت در جیب خودت بود.

بله وقتی تصمیم گرفتم تنها زندگی کنم پدرم به من گفت باید دیگر دستت هم در جیب خودت باشد. ندارم و پول آب و برق و تلفن من را بدهید وجود ندارد. من اصولا آدمی نیستم که یکجا بنشینم، یعنی همین الان که مجبورم خانه نشین باشم زدم به کار شیرینی پزی و آشپزی مرتب کیک می پزم و می فرستم برای دوستانم. یعنی اینکه بخواهم تنها بنشینم و فیلم ببینم کلافه ام می کند. با توجه به اینکه نور آفتاب و هوای بیرون برایم ضرر دارد تصمیم گرفتم بروم لوازم تخصصی شیرینی پزی بخرم و شروع کنم به شیرینی پزی بعد با سامان گلریز صحبت کردم کلاس آشپزی به من معرفی کرد که بروم دوره آشپزی تخصصی ببینم.

غزل: رضا کلا نمی تواند در خانه بماند آدمی است که در کل آرام و قرار ندارد.

بیماری رضا داود نژاد

در شیرینی پزی به چه مراحلی رسیدی؟

رضا: به مراحل خوبی رسیدم.

غزل: روزی دو مدل شیرینی می پزد آن هم شیرینی حرفه ای.

تصمیم نداری نمایشگاه برگزار کنی؟

نه، برگزاری این نمایشگاه ها کار بقیه بازیگرهاست؛ کار من نیست ( می خندد) .

زندگی با رضا با آن تصوراتی که در ذهنت بود تطبیق داشت یا با آدم جدیدی روبه رو شدی؟

غزل: یکسری از خصوصیات رضا را می شناختم اما خب یکسری چیزها هم هست که در زندگی با آن روبه رو شدم اما آنقدر مسئله دار نبود که جا بخورم. اگر کسی خوب زندگی کند فرقی نمی کند که سینمایی باشد یا غیر سینمایی.

البته شاید دلیل آن هم آشنایی شما با فضای سینما از قبل بوده است.

غزل: بله، خواهر من چندین سال است که در سینما  فعالیت دارد من هم با او به سرصحنه می رفتم و بااین فضا آشنا بودم.

بدترین قسمت زندگی با یک بازیگر چیست؟

رضا: غزل نسبت به من خیلی آدم آرامی است. بعضی  وقت ها به صحنه که می آید همه از من شکایت می کنند. همه به او می گویند «غزل تو چطور با او زندگی می کنی؟ ! رضا ارام و قرار ندارد». من در صحنه آدم پرانرژی ای هستم و حتی شده که ترقه بر تکانم! بچه ها همیشه از شلوغ کاری های من شکایت دارند. غزل هم گاهی صدایش در می آید که بابا رضا کمی مراعات کن.

فیلم های رضا داوود نژاد

فراری (۱۳۹۵)
کلاس هنرپیشگی (۱۳۹۰)
خیابان‌های آرام (۱۳۸۹)

دردسر بزرگ (۱۳۸۹)
زنها شگفت انگیزند (۱۳۸۹)
کنسرت روی آب (۱۳۸۹)
مرهم (۱۳۸۹)

همه چی آرومه (۱۳۸۹)
نیش زنبور (۱۳۸۸)
تیغ زن (۱۳۸۷)

چپ دست (۱۳۸۴)
هوو (۱۳۸۴)
هشت پا (۱۳۸۳)

روایت سه‌گانه (اپیزود دوم، شوخی‌های خدا) (۱۳۸۲)
بانوی کوچک (۱۳۸۰)
بچه‌های بد (۱۳۷۹)

مصائب شیرین (۱۳۷۷)
بی‌پناه (۱۳۶۵)

سریال های رضا داود نژاد

پنجری
پشت کنکوری ها
نون و ریحون

بیوگرافی رضا داود نژاد و همسرش غزل بدیعی

  • sajad soheil