عکس جدید, عکس هنرمندن, عکسهای داغ هنرمندان, عکس روز

۱۲۵ مطلب با موضوع «بازیگران زن» ثبت شده است

ریحانه پارسا

ریحانه پارسال

بیوگرافی و زندگینامه

ریحانه پارسا بازیگر دختر جوان تئاتر و تلویزیون متولد سال 1372 می باشد و 25 سال سن دارد .

تحصیلات : وی در رشته تئاتر تحصیل کرده است و در عکاسی نیز تخصص دارد .

شروع بازیگری : حضور او در تلویزیون با بازی در سریال پدر به کارگردانی بهرنگ توفیقی که رمضان 97 پخش میگردد اتفاق افتاد . وی در این سریال یکی از نقش های اصلی این مجموعه دختری به نام لیلا را ایفا می نماید که نقش مقابل او را سینا مهراد که او هم از بازیگران تازه کار است ایفا می نماید.

ازدواج و همسر

وی تاکنون ازدواج نکرده است و مجرد می باشد ( اطلاعات بیشتر موجود نیست).

اینستاگرام لیلا پارسا : وی صفحه ای در اینستاگرام ندارد.

ریحانه پارسال و همسرش

شانس بزرگ زندگی ام

همیشه در زندگی بلندپرواز بودم و فکر می‌کنم از همین رو چنین موقعیتی برایم پیش آمد؛ البته برنامه خودم این بود که با اتمام مدرسه و حین تحصیل در دانشگاه، کار تئاتر را به صورت حرفه‌ای شروع کنم و تصور می‌کردم بعد از چند سال چنین اتفاقی برایم می‌افتد، اما «پدر» سکوی پرش من شده است.

نحوه انتخاب برای بازی در سریال پدر

من حدود 250نفر از کسانی که حتی برخی از آن‌ها در کارهای کمتر دیده شده، بازی کرده یا تئاتری بودند، برای این نقش تست داده بودند و خدا را شکر می‌کنم که توانایی‌های من به چشم آقای عنقا و توفیقی آمد.

بازیگر نقش لیلا در سریال پدر

بازیگر نقش لیلا در سریال پدر

ریحانه پارسا از بازی در سریال پدر میگوید :

در سال‌هایی که مشغول تحصیل بودم، همیشه دوست داشتم با نقشی وارد فضای حرفه‌ای شوم که چالش داشته باشد تا بتوانم در آن جایی که می‌توانم خودم را نشان بدهم. البته یک نگرانی هم داشتم که نکند با کار قبلی آقای عنقا یعنی «تنهایی لیلا» و لیلای آن سریال مقایسه شوم.

 لیلا یک دختر امروزی است که به خاطر برخی اتفاقاتی که در دانشگاه می‌افتد با پسری به نام حامد تهرانی آشنا می‌شود و کل سریال جریان رابطه این دو نفر است. نقش حامد را سینا مهراد بازی می‌کند و من در این کار با چهره‌هایی چون مهدی سلطانی و لعیا زنگنه که پیش از این سال‌ها مخاطب بازی‌های درخشانشان بوده‌ام، همبازی هستم و البته بازیگر خوب دیگری نیز که فعلا اجازه ندارم اسم او را بگویم، به زودی به کار می‌پیوندد.

عکسهای اینستاگرام ریحانه پارسا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
sajad soheil

نیلوفر رجایی فر

نیلوفر رجایی فر

نیلوفر رجایی فر بازیگر جوان تلویزیون متولد 11 بهمن ماه سال 1371 در تهران است و هم اکنون 26 سال سن دارد.

تحصیلات : وی فارغ التحصیل لیسانس فیزیک و اختر فیزیک از دانشگاه رویال لندن می باشد و کاملا مسلط به زبان انگلیسی می باشد.

نیلوفر رچایی فر که این شب در نقش یک دختر انگلیسی که قبلا عضو داشته بوده است در نقش الیزابت در سریال پایتخت 5 به اسفای نقش می پردازد و حضورش در این سریال اولین تجربه او در بازیگری است.

عکسهای نیلوفر رجایی فر

بازیگر دختر انگلیسی فیلم پایتخت

نیلوفر رجایی فر

اینستاگرام نیلوفر رجایی فر : instagram /niloofar_rajaeifar

الیزابت در سریال پایتخت

بازیگر نقش الیزابت در سریال پایتخت

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
sajad soheil

دانلود دورهمی با حضور سحر دولتشاهی

دانلود دورهمی با حضور سحر دولتشاهی بازیگر زن سینما و تلویزیون با لینک مستقیم و حجم کم

سحر دولتشاهی مهمان برنامه دورهمی در تاریخ سوم فروردین 97 بود و با مهران مدیری به گفتگو پرداخت . این اولین گفتگوی سحر دولتشاهی در تلویزیون بود.

ور در این برنامه در خصوص فعالیت های اخیر برنامه جدیدش برای سال جدید نقاط ضعف و … گفت

دورهمی سحر دولتشاهی

دانلود با لینک مستقیم با حجم 513 مگابایت

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
sajad soheil

بیوگرافی میترا حجار و همسرش

میترا حجار

بیوگرافی و زندگینامه

میترا حجار متولد 14 بهمن ماه سال 1356 در مشهد می باشد و اصالتا اهل خراسان است و هم اکنون 40 سال سن دارد.

مدرک تحصیلی او نیز دیپلم ریاضی فیزیک می باشد.

شروع بازیگری

وی فعالیت خود در بازیگری را از سال 1376 با یک نقش کوتاه در فیلم غریبانه به کارگردانی احمد امینی شروع کرد . اولین حضور او در تلویزیون نیز با سریال پلیس جوان در سال به کارگردانی سیروس مقدم نیز اتفاق افتاد.

ازدواج و همسر

میترا حجار همسر سینا حجازی خواننده موسیقی می باشد که چندین سال است با هم ازدواج کرده اند و یک فرزند پسر به نام کسری می باشند.

میترا حجار و همسرش

عکس میترا حجار و شوهرش سینا حجازی

همسر میترا حجار

اینستاگرام میترا حجار : Instagram / Mitra.hajjar


گفتگو و مصاحبه با میترا حجار

سفر به آمریکا برای تحصیل

به گزارش پارس توریسم ،میترا حجار درابتدای این مصاحبه به این نکته اشاره کرده که از سالهای قبل به این نتیجه رسیده که اگر قرار است بازیگری را ادامه دهد در ادامه تجربه اندوزی هایش ،این بار باید درفضای آکادمیک چیزهای تازه ای باید یاد بگیرد .

وی درادامه گفته :وقتی پرس جو کردم دیدم کالجهای آمریکا بهترین جا برای تحصیل است .بنابراین رفتم وبرای پر کردن همان کمبودهای زندگی شخصی ،چند سال ماندم .هیچ وقت به کسی نگفتم به ایران باز نمی گردم .کما اینکه الان هم که اینجا هستم از آینده ام خبر ندارم . ممکن است هوس یاد گیری زبان اسپانیایی به سرم بزند و این بار راه بیافتم و بروم آمریکای لاتین .فرق ما با درختها همین است دیگرو…ریشه ای نداریم که ثابت وساکن نگه مان دارد .

تصمیمی نداشتم که بروم درهالیوود

میترا حجار در بخشهای دیگری از این مصاحبه گفته :من سه سال در فرانسه زندگی می کردم اما دائما به ایران رفت وآمد داشتم وارتباطم با سینما قطع نبود . همان سالها در فیلمهای قاسم جعفری ،رفیع پیتز ،رحمان رضایی و…. بازی کردم اما در مدت سه سال ونیمی که در آمریکا بودم هیچ ارتباطی با سینمای ایران نداشتم . اصلا هم تصمیمی نداشتم که بروم هالیوود بازی کنم .جالب است آنجا اتفاقی امیر نادری را دیدم .اولین بار که همدیگررا دیدیم به من گفت امیدوارم که نیامده باشی آمریکا که شهره آغداشلو بشوی !ومن کلی خندیدم وگفتم واقعا برای بازیگری نیامده ام .

میترا حجار در کنار محمدعلی کشاورز

درهالیوود نسبت به همدیگرخیلی بی رحمند

میترا حجار درادامه گفته :به هر حال گاهی فکر می کنم دغدغه من با دغدغه خیلی از بازیگران خوب و بزرگ جهان فرق دارد(درباره همکاران درایران حرف نمی زنم چون نمی خواهم سوئ تفاهمی ایجاد شود )در هالیوود بازیگران برای تصاحب یک نقش حاضرند همدیگررا ترور کنند و نسبت به همدیگر خیلی بی رحم اند . من هیچ وقت اینجور آدمی نبوده ام .وقتی می بینم یکی از همکارانم از نقشی که قرار است من بازی کنم خوشش آمده ؛بااشتیاق حاضرم از پروژه کناره گیری و میدان را برای او خالی کنم . من به قضا وقدر اعتقاددارم وبااین اعتقاد بزرگ شده ام .

سطح فیلمها خیلی نزول پیدا کرده

میترا حجار در بخش دیگری از مصاحبه خود با ماهنامه فیلم گفته :چیزی که من دراین مدت متوجه اش شده ام این است که سطح فیلمها نسبت به زمانی که من از این جا رفتم خیلی نزول پیدا کرده .شش هفت سال پیش نقشهای خیلی بهتری به من پیشنهاد می شد . اما دراین یکی دوسال اخیر یک خروار فیلمنامه بد و نقشهای الکی خوانده ام .

 

میترا حجار و کتایون ریاحی

سفیر محیط زیست

میترا حجار به عنوان سفیر محیط زیست بنیاد نیکوکاری کمک (کیش مهر کتایون) فعالیت میکند و او از فعالان و حامیان فوک های خزری در ایران است که برای کمک به شناساندن و حمایت از این حیوان دریایی تلاش فراوانی کرده است

میترا حجار میترا حجار بیوگرافی  عکسهای میترا حجار

میترا حجار در دورهمی

میترا حجار در برنامه دورهمی در کنار مهران مدیری

فیلمهای سینمایی :

۱۳۹۵ دعوتنامه
۱۳۹۵ یادم تو را فراموش
۱۳۹۵ نرگس مست
۱۳۹۴ این زن حقش را می‌خواهد
۱۳۹۳ ۳۶۰ درجه

۱۳۹۳ خداحافظی طولانی
۱۳۹۲ آتش‌بس ۲
۱۳۹۲ خط ویژه
۱۳۹۲ لاله

۱۳۹۱ دلتنگی‌های عاشقانه
۱۳۹۱ خاکستر و برف
۱۳۹۰ نارنجی پوش
۱۳۹۰ من همسرش هستم
۱۳۸۹ خاک و آتش
۱۳۸۷ آناهیتا

۲۰۱۰ شکارچی
۲۰۰۹ استلینای آبی
۱۳۸۴ این ترانه عاشقانه نیست
۱۳۸۴ زمستان است
۱۳۸۳ بازنده
۱۳۸۳ رازها
۱۳۸۱ جنایت
۱۳۸۱ صورتی
۱۳۸۱ فراری
۱۳۸۱ ملاقات با طوطی
۱۳۸۰ قارچ سمی
۱۳۸۰ مزاحم

۱۳۷۹ رخساره
۱۳۷۹ سگ کشی
۱۳۷۹ شب‌های تهران
۱۳۷۸ اعتراض
۱۳۷۸ متولد ماه مهر
۱۳۷۷ فریاد
۱۳۷۶ غریبانه

سریالهای تلویزیونی :

  از یادها رفته ( 1396) بهرام بهرامیان
سرزمین کهن – کمال تبریزی (۱۳۹۲)
گمشده – راما قویدل (۱۳۸۸)

تله‌فیلم «آسفالت»[۵] – رامبد جوان (۱۳۸۲)
باغ بلور[۵] (۱۳۸۲)
پلیس جوان – سیروس مقدم (۱۳۸۰) 

جوایر و افتخارات میترا حجار

 برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم متولد ماه مهر از هجدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم فجر
کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم متولد ماه مهر از چهارمین دوره جشن خانه سینما (۱۳۷۹)
کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای فیلم سگ‌کشی از نوزدهمین دوره جشنواره فیلم فجر (۱۳۷۹)

کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم صورتی از بیست و یکمین دوره جشنواره فیلم فجر (۱۳۸۱)
کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای فیلم نارنجی پوش از سی امین جشنواره فیلم فجر (۱۳۹۰)

کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای فیلم خداحافظی طولانی از سی و سومین جشنواره فیلم فجر (۱۳۹۳)
برنده بهترین بازیگر زن جشنواره فیلیپین برای فیلم دلتنگی‌های عاشقانه (۱۳۹۲)
برنده بهترین بازیگر زن جشنواره ایرانی سانفرانسیسکو برای فیلم یادم تو را فراموش (۱۳۹۶)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
sajad soheil

مرجان محتشم

مرجان محتشم

بیوگرافی و زندگینامه

مرجان محتشم بازیگر زن سینما و تلویزیون متولد 13 اسفند ماه سال 1348 می باشد و هم اکنون 47 سال سن دارد.

شروع بازیگری : وی در سال 1376 با مجموعه بهشت گمشده وارد حرفه بازیگری شد

وی با حضور در سریال پس از باران به کارگردانی سعید سلطانی که در سال 1379 پخش گردید توانست به خوبی شناخته شود . او در این سریال نقش شهربانو ( خانم کوچیک ) را ایفا می نمود . اما پس از این با یک وقفه 5 ساله در سال 84 مجدد با سریال ریحانه به قاب تلویزیون برگشت اما تا به حال 12 سال است که دیگر در هیچ اثر سینمایی و تلویزیونی حضور نیافت.

ازدواج و همسرش

اطلاعاتی در خصوص ازدواج این هنرمند در دسترس نیست . چندی پیش خبری مبنی بر ازدواج او با عادل فردوسی منتشر شده بود که شایعه ای بیش نبود.خانم کوچیک پس از باران

خانم کوچیک در پس از باران

بیماری :

به گفته خودش در سال 1380 مبتلا به یک بیماری سخت گردید که  به گفته خودش حتی یک دفترچه بیمه نداشته است که بتوانید بخشی از هزینه ها را بدهد.

مرجان محشتم الان کجاست ؟

علت عدم حضور و کم کاری مرجان محشتم از زبان خودش

من در اوج دوران بازیگری ام هم بارها عنوان کرده بودم که بازیگری نیستم که تنها ماندن در عرصه بازیگری را سرلوحه اهدافم قرار دهم و بخواهم به هر قیمتی بازی کنم. متأسفانه برخی از بازیگران با تن دادن به روابط نا مشروع برای خود جایگاهی در سینما دست و پا می‌کنند.

کاری که من حاضر شدم به قیمت حذف شدنم از عرصه بازیگری به آن تن ندهم. مرجان محتشم می‌افزاید: متأسفانه برخی از بازیگران هستند که برای محبوبیت کاذب و بودن در عرصه این بی‌اخلاقی‌ها را بدون در نظر گرفتن نقش خدا در زندگی به جان می‌خرند

 

شهربانو در پس از باران

بازیگر نقش شهربانو در پس از باران

بیوگرافی مرجان محتشم

تله فیلم یا فیلم تلویزیونی

ستاره من (۱۳۸۷)
نامادری (۱۳۸۷)

فیلمهای سینمایی

رز زرد (۱۳۸۱)

سریالهای تلویزیونی

بهشت گم‌شده (۱۳۷۵)
فکر پلید (۱۳۷۷) در نقش خاتون

پس از باران (۱۳۷۹) در نقش خانم کوچک (شهربانو)
ریحانه (۱۳۸۴)
پرواز در حباب (۱۳۸۵)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
sajad soheil

بیوگرافی سپیده خداوردی و همسرش

سپیده خداوردی

بیوگرافی و زندگینامه

سپیده خداوردی بازیگر زن سینما و تلویزیون متولد 6 اردیبهشت 1360 در تهران می باشد و هم اکنون 36 سال سن دارد.

تحصیلات

خداوردی دارای مدرک ادبیات نمایشی و کارگردانی از دانشگاه آزاد اراک می باشد. 

شروع بازیگری

وی فعالیت هنری خود را از سال 1379 با بازی در مجموعه بچه های خیابان ساخته همایون اسعدیان آغاز نمود. وی با حضور در سریال از یادرفته و آوای باران توانست به خوبی شناخته شود. وی به تازگی نیز در سریال محکومین که شبهای زمستان 96 پخش میگردد به عنوان بازیگر اصلی حضور دارد.

خداوردی 22 سال سابقه فعالیت حرفه‌ای در زمینه موسیقی دارد و نوازنده ارکستر ملی و نوازنده شهبانگ در گروه استاد محمدرضا شجریان و … است.

ازدواج و همسر

سپیده خداوردی متاهل است و حدود 5 سال است که با امین نظری ازدواج کرده است .

بیوگرافی همسر سپیده خداوردی و ماجرای آشنایی شان

همسرم امین نظری دانش آموخته رشته فیلمسازی در فرانسه هستند و در زمینه موسیقی هم فعالیت می کنند و نوازنده گیتارالکتریک می باشند. وقتی با همسرم در پشت صحنه فیلم «عصر پاییزی» آشنا شدم، حس کردم که زبان مشترک زیادی با هم داریم و برای این که نظرات و احساسات مان را به یکدیگر نزدیک تر کنیم، احتیاجی به صرف زمان طولانی نداریم، به همین خار وقتی موضوع ازدواج به میان آمد حس کردم او می تواند شریک خوبی برای من باشد، به همین خاطر زندگی مشترکمان را با هم آغاز کردیم.

سپیده خداوردی و همسرش

آدرس پیج اینستاگرام : Insatgram/Sepidehkhodaverdi


سپیده خداوردی هم اکنون یک فرزند پسر دارد که اسمش سانیار است.

پسر سپیده خداوردی

دوست دارم پسرم نسبت به موسیقی بی تفاوت نباشد

این بازیگر درباره فرزندش که یک پسر است می گوید: من سالها به موازات کار بازیگری در عرصه موسیقی فعال بودم و دلبستگی زیادی به این حرفه دارم و از آنجا که همسرم هم در این حیطه فعالیت میکند دوست دارم پسرم وقتی بزرگ میشود نسبت به موسیقی بی تفاوت نباشد، در این حوزه کار کند. البته دوست دارم فعالیتش در این حرفه دلی باشد.

 

عکسهای اینستاگرام سپیده خداوردی

 

خانواده و همسر و فرزند سپیده خداوردی

عکس خانواده سپیده خداوردی


مصاحبه و گفتگو با سپیده خداوردی 

چقدر از سفره هفت سین چیدن لذت می برید؟

– راستش من بیشتر از سفره هفت سین چیدن مادرم لذت می بردم چون واقعا خوشگل و با عشق می چیند و  هر سالش با سال دیگر تفاوت دارد. من خودم هم می چینم ولی تا حالا پیش نیامده که با خودم بگویم آخ جون امسال سفره هفت سین بچینم و این را خیلی  دوست دارم که عیدها اصلا تهران نباشم و فضای جدیدی را در سال جدید تجربه کنم.

بیوگرافی سپیده خداوردی

پس اهل سبزه گره زدن هم هستید؟

– اگر عمری برای سبزه باقی بماند بله، چون همیشه سبزه من به گره زدن و به جوی رود آب انداختن نمی رسد و خیلی زود خراب می شود ولی من همیشه در فضای سبز می روم و این کار را می کنم.

بیشتر دوست دارید عیدی تان نقدی باشد یا غیرنقدی؟

 مشخصا نقدی.

چرا؟

– خب، چون اگر نقدی باشد قطعا خودم می روم و چیزی که دوست دارم را با آن می خرم و حتی برای کسی که کادو را می دهد هم می تواند شیرین تر باشد. از همان بچگی هم به این صورت بودم که کادویی که برام می گرفتند باید به سلیقه ام می آمد چه از نظر رنگ چه از نظرات دیگر چون اگر غیر از این باشد ترجیح می دهم نداشته باشم چون به نظرم حسی به آن ندارم.

جای خالی در میان سین های سفره هفت سین تان  احساس می کنید؟

– جای خالی راستش نه چون سانیار که آمد خود من هم سپیده هستم پس نه جای خالی حس نمی کنم. راستش خیلی دوست دارم سانیار را داخل سفره هفت سین بگذارم و هشت سین بچینم ولی متاسفانه آنقدر  شیطونه نمی ماند.

چند سال اخیر عید برای شما رنگ و بوی دیگری دارد، عید با یک کوچولو چه رنگ و بویی دارد؟

– یک سال که بار دار بودم و سال بعدش هم که سانیار به دنیا آمده بود و می توانم بگویم بدترین عید دوران عیدم، عید سال 95 بود چون به خاطر مریضی سانیار تا صبح بیمارستان بودیم و اصلا آن سال نرسیدم سفره هفت سین بچینم و عید امسال هم که کمی بزرگ تر شده و باید بهش نزدیک تر بشوم تا ببینیم چه می شود و انشاءالله هر چه پیش آید خوش آید. البته فکر کردن به چیدمان سفره هفت سین برای خانواده های  بچه دار یکم سخت تر است چون مگر می شود بچه داشته باشید و بتوانید چیزی برای تزیین دم دست بگذارید.

به سانیار امسال عیدی هم می دهید؟

– قطعا، چرا که نمی دهم. تازه پیش پیش می دهم.

چه چیزی به او می دهید؟

– باب اسفنجی و ماشین خیلی دوست دارد وسعی می کنم هر چیزی که خوشحالش می کند را برایش تهیه کنم چون خودم هدیه گرفتن را خیلی دوست دارم برای همین هر موقع از سر کار بر می گردم خانه برای سانیار یک هدیه کوچک هم شده می گیرم چون مطمئنم خوشحال می شود.

سپیده خداوردی بی حجاب

حضور فرزند در زندگی حرفه ای کاری شما چه تاثیری داشته، اصلا تاثیرش مثبت بوده یا منفی؟

– تاثیر خاصی نداشته که حالا بخواهم بگویم مثبت بوده یا منفی چون حوزه خانوادگی من بسترش طوری است که کارم چه باشد چه نباشد پیش می رود و فقط شاید مسائل کمی سخت تر شود مثل زمانی که شما ازدواج می کنید و همه این تاثیر مستقیم روی تعهد  شما در زندگی شخصیتان است و اصلا ربط و ارتباطی با کم کاری یا پرکاری من ندارد.

 از شیطنت ها یا بازیگوشی های سانیار خسته نمی شوم

شیطنت سانیار به کی رفته؟

– راستش احتمالا به پدرش رفته اما این را بگویم هنوز بین به کی رفتن شیطنت سانیار در خانواده ما دعواست، خانواده من می گویند سپیده که اصلا شیطون نبوده، خانواده همسرم هم می گویند والا اصلا ما بین مان بچه شیطان نداشتیم. خب این هم یکی از  شیرینی های بچه است که بعضی از صفاتش آخر هم مشخص نمی شود به چه کسی رفته است اما به نظر من به پدرش رفته است.

کدام شیطنتش شما را دیگر کلافه می کند؟

– ببینید سانیار زیاد شیطون نیست، زیادی پر انرژی و کنجکاوه یا شاید هم ما مثل قدیمی ها نمی توانیم پا به پای بچه بدویم فکر خمی کنیم بچه های مان شیطون هستند ولی در کل من از شیطنت ها یا بازیگوشی های سانیار خسته نمی شوم، بیشتر از اینکه توانم آنقدر نیست که پا به پایش باشم ناراحت می شوم.

اهل ورزش کردن هم هستید؟

– ای وای. دست روی دلم نگذارید که خون است. ورزش کمترین زمانش برای من پیاده روی و هر روز یا سه روز  در هفته استخر رفتن بود ولی از زمانی که کوچولومون به دنیا آمده من به دلایل مختلف نتوانستم ورزش بکنم و حالا ورزش کردن من همین سر کار رفتن و آمدن شده است و در مجموع به امید روزی که مهد برود و بس.

سفر زیاد می روید؟

– خیلی دوست دارم سفر زیاد بروم ولی شما بگویید امسال کجا بروم؟ من شمال و آن سوی مرزها را دوست دارم چون احساس می کنم بتوانم فرهنگ و تجربه ای جدید کسب کنم.

از سفرهای کاری آن سوی مرزها خاطره ای برای مان تعریف کنید؟

– سفرهایی که با استاد شجریان و ارکسترهای شهناز داشتم بهترین سفرهای من بودند. در این سفرها من یک کنسرت داشتم در بلژیک که قبلش در هلند کنسرت داشتیم و من صبح که بلند شدم دیدم سازم دسته اش از بیخ شکسته است و من کنسرت بلژیک را نزدم ولی استاد شجریان تقریبا یک روز نصفی زمان گذاشتند و ساز مرا درست کردند. یادم می آید کنسرت بعدی که در فرانسه بود که می خواستیم برویم من کل راه را گریه کردم که چرا سازم شکسته است ولی خدا را شکر مشکل حل شد و من توانستم به گروه بپیوندم. خاطرهای که گفتم به نظرم سال 2011 یا 2012 بود.

خبری از استاد دارید؟

– راستش همان خبری که شما دارید که خدا را شکر حال شان بهتر است.

عکس سپیده خداوردی

اگر قرار باشد جایی بروید و لذت ببرید کجا می روید؟

– یک کافه برای خوردن یک قهوه تلخ البته نه زیاد تلخ با موزیک خیلی خوب و بعدش هم بروم فضای سبز ببینم.

از لحاظ مناسبتی یا به تعبیری حیوانی متولد چه سالی هستید؟

– از لحاظ حیوانی متولد سال گاو هستم و باز از لحاظ حیوانی متولد سال خروس هستم و بعد دیگه روز نداریم که بخواهم بگویم.

رابطه تان به حیوانات چطور است؟

– کلا از حیوان می ترسم و حیوانات را دوست ندارم ولی به نظرم خیلی آرامم مثل گاو و اگر هم کسی اذیتم کند و پا روی دمم بگذارد خیلی جنگی مثل خروس می شوم.

چقدر محبوب و مشهور هستید؟

– فکر می کنم محبوب هستم ولی مشهور و سوپراستار به نظرم زیاد نیستم و اصلا هم باهاش مشکل ندارم چون معتقدم بازیگر بودن با شهرت خیلی فرق می  کند.کسی که هنر را برای خود هنر بخواهد زیاد درگیر حواشی نمی شود و آهسته و پیوسته جلو می رود تا کار با کیفیت را انجام دهد.

به عنوان سوال آخر سال 95 ما از شما، سپیده خانم خداوردی را تعریف کنید.

– من کلا آدم مهربانی هستم و همه را دوست دارم و نگاهم نسبت به همه چیز مثبت است و بسیار به نظم اهمیت می دهم. این نظم را هم از پدرم به ارث بردم. همیشه ما در بچگی مضطرب بودیم که وای نکنه بابا بره ما جا بمونیم چون همیشه پدرم خیلی سر وقت بود و مثلا سر صبحانه خوردن روزهای مدرسه اگر کمی دیر می کردیم می گفت تا پنج دقیقه دیگر پایین نباشید من رفتم.

و پایان…

– امیدوارم سال جدید برای همه سال خوبی باشد و همه سالی سرشار از خوشی و سلامت را سپری کنند و ما را نه تنها در این سال بلکه در همه سال های پیش رو دعا کنند.

سپیده خداوردی

سریال های سپیده خداوردی 

سریال محکومین (1396)
در قصه‌ها زندگی می‌کنند (۱۳۹۵، داود بیدل)
شبهای سبز (داود بیدل)
یکی از میان همه به کارگردانی ابراهیم شیبانی
آوای باران (۱۳۹۲)

عصر پاییزی (۱۳۹۲)
پروانه (۱۳۹۲)
به خاطر مونا (۱۳۹۱)
سهمی برای دوست (۱۳۹۱)

از یاد رفته (۱۳۹۰)
گیلعاد (۱۳۸۸)
بچه‌های خیابان (۱۳۸۲)
فیلم کوتاه هستی
فیلم کوتاه روزی روزگاری
فیلم مستند-داستانی حوض ایرانی به کارگردانی پریسا عشقی

تله فیلم ها

یک گوشه پاک و پر نور (۱۳۸۷)
کابوس به کارگردانی رضا بهشتی
قهوه اسپرسو به کارگردانی رضا بهشتی
راز فانوس به کارگردانی انوش جعفریان
بومرنگ به کارگردانی اسماعیل فلاح پور
فیلم سینمایی غافل
به خاطر مونا (۱۳۹۱)
جایی بالاتر از ابرها به کارگردانی موسی پایین محله

تئاتر

تئاتر آنتیگونه
پاریس شهر خوبی برای فراموشی نیست
هیچ‌کس مثل تو مال این جا نیست
با جانی دپ در فتوشاپ

فیلمهای سینمایی :

پیمان (۱۳۹۰)
ایستگاه بهشت (۱۳۸۵)

بیوگرافی سپیده خداوردی و همسرش

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
sajad soheil

بیوگرافی نیوشا ضیغمی و همسرش

نیوشا ضیغمی

بیوگرافی و زندگینامه

نیوشا ضیغمی بازیگر زن سینما و تلویزیون متولد 18 تیرماه 1359 در تهران می باشد و 37 سال سن دارد. او اصالتا کرد می باشد ( اهل کرمانشاه).

تحصیلات : وی فارغ التحصیل لیسانس رشته روانشناسی کودک از دانشگاه شهید بهشتی است.

شروع بازیگری : در سال 1383 از کلاس های بازیگری کانون سینماگران جوان فارغ التحصیل شد و در همان سال انجمن او را برای بازی در سریال «در چشم باد» (مسعود جعفری جوزانی) انتخاب کرد که نخستین تجربه وی در عرصه بازیگری بود.

ازدواج و همسرش

نیوشا ضیغمی متاهل است و چندین سال است ( در سال 90 ) که ازدواج کرده است . اسم همسر او آرش پولادخان می باشد . این زوج تا کنون فرزندی ندارند.

شغل همسر نیوشا ضیغمی چیست ؟

آرش پولاد خان همسر نیوشا ضیغمی متولد شهر اصفهان است و شغل او تجارت نقره می باشد

ماجرای آشنایی این زوج

حکایت آشنایی من و آرش در نوع خودش بسیار جالب است. چون او من را قبل از آشنایی مان به شکل رسمی به واسطه فیلم هایم می شناخت و همین قضیه باعث شد که از قبل، پیش فرض هایی نسبت به من داشته باشد. در هر حال آشنایی و ازدواج با او یکی از بهترین اتفاق های زندگی ام بود.

آرش پولادخان: حق با نیوشاست. من مدت ها قبل از اینکه با نیوشا آشنا شوم؛ دوست داشتم با او ازدواج کنم و یک جورایی او را همسر آینده خودم می دیدم. اما تنها دلشوره ام این بود که نیوشا با تصویری که از او در کارهایش می بینم فاصله داشته باشد. از طرفی دوست نداشتم که صرفاً به او به عنوان یک هوادار نزدیک شوم. به همین خاطر کلی دودوتا چهارتا کردم تا بالاخره به این نتیجه رسیدم تا از طریق سرمایه گذاری در فیلمی به او نزدیک شوم که خوشبختانه این اتفاق افتاد. اما نکته مهم در مورد او این بود که به مراتب از آنچه که فکر می کردم صادق و مهربان تر بود.

نیوشا ضیغمی

 

همسر نیوشا ضیغمی

آدرس پیج اینستاگرام نیوشا ضیغمی : Instagram.Com/Newshazeighami


گفتگو با نیوشا ضیغمی و آرش پولادخان

در مسیر تجربه و شناخت

نیوشا : مدت‌هاست که دیگر در انتخاب‌هایم به مسائل جدی‌تری نگاه می‌کنم. گذشته از سلیقه خودم که نقش‌های متفاوت در سینمای خاص و به اصطلاح هنری را دوست دارم، دلم می‌خواهد سینمای بدنه خوب را دنبال کنم. به هر حال سینمای بدنه نیاز سینمای ماست و اصلا بد نیست که به آن شکل سینما هم پرداخته شود اما سینمای بدنه‌ای را دوست دارم که به قولی آبرومند بوده و سر و شکل محکم و ساختاری مناسب داشته باشد.

آرش : در مقطعی نیوشا از بازیگری فاصله گرفت و به رغم آنکه پیشنهادهای بسیاری داشت، ترجیح داد بیشتر مطالعه کند و به خودش فرصت بدهد تا تصمیم‌های تازه‌ای بگیرد.

نیوشا : خیلی‌ها پرسیدند چرا کمتر بازی می‌کنی و کم‌کار شده‌ای؟ در حالی که به نظرم کار یک بازیگر فقط این نیست که تعداد فیلم‌های بیشتری بازی کند. نیاز داشتم فکر کنم، در عین حال با مطالعه و فیلم دیدن به دانش خودم اضافه کنم. بازیگری فقط جلوی دوربین رفتن نیست شما باید بدانید چگونه جلوی دوربین بروید. بیشتر از یک دهه است که در سینما هستم حالا اگر قرار است دهه تازه‌ای را شروع کنم با یک دید تازه و به کمک اندوخته‌ام از تجربه‌های گذشته اقدام می‌کنم.

آرش : این فرصت‌ها لازم است تا شما در مسیر رشد قرار بگیرید. به هر حال هر کاری خودش تجربه است و مجموعه این تجارب به شما کمک می‌کند بهتر و بهتر شوید. این رمز و راز پخته‌تر شدن است. برای خود من هم تجربه‌هایی که با همسرم داشتم باعث شده تا دانش و اندوخته بیشتری داشته باشم و بخواهم قدم‌های بعدی را آگاهانه‌تر و درست‌تر بردارم. بدون این تجربه‌ها نمی‌شود کار بهتری خلق کرد. البته به شرطی که از تجربه‌های قبلی بیاموزیم.

سرک به فعالیت‌های یکدیگر

آرش : علاقه جدی‌ام به سینما و نگاه جدی‌تر به این مقوله بعد از ازدواج با نیوشا در من ایجاد شد. پیش از آن یک بیننده و علاقه‌مند عادی آثار سینمایی بودم. وقتی دیدم همسرم چه میزان شور و علاقه به این هنر دارد، برای من هم بسیار جذاب شد و علاقه من به ایشان سبب شد تا من هم وارد گود شوم و بخواهم در کنارش فعالیت کنم.

نیوشا : راستش از زمانی که زندگی مشترک‌مان را شروع کردیم، نه تنها بیشتر با شکل کار هم آشنا شدیم بلکه به نوعی وارد کار هم شدیم و از تلاش یکدیگر حمایت کردیم. کار آرش خودش یک شکل قابل توجه از هنر آن هم نوعی از هنر بومی و ملی است که ارزش بسیاری دارد و من بارها از اینکه نگاه حمایتی به کار و امثال او وجود ندارد، گله کرده‌ام.

آرش پولاد خان: کار من که در واقع تجارت من است، آمیخته با هنر است. شما نگاه کنید خلق این نقش‌های زیبا و ظریف نیازمند وجود یک روح هنرمندانه در آن فرد است تا چنین آثاری را بسازد. هنر مقوله گسترده‌ای است و من هم در این سال‌ها دور از فضای هنر نبودم. سینما را خاصه با همسرم به شکل جدی دنبال کرده‌ام.

نیوشا : این علاقه به کار یکدیگر کاملا دو طرفه است. خب به هر حال آرش در اصفهان متولد شده و این شهر با آن پیشینه تاریخی و هنری‌اش مهد بسیاری از چهره‌های هنری بوده است. من هم متعاقبا از کاری که آرش در آن فعالیت می‌کند، لذت می‌برم. با این حال فعالیت او به گونه‌ای نیست که من به شکل جدی واردش شوم و مثلا قلمزنی روی نقره انجام بدهم. تنها به عنوان یک بازیگر که مخاطبانی دارم، می‌توانم نگاه‌ها را به سمت کار او معطوف کنم. در کنارش اما یک مخاطب جدی کارهای او هستم که از تماشای آنها لذت می‌برم و تشویقش می‌کنم.

فوتبال، نقطه اشتراک ورزشی ما

نیوشا : درباره آن سفر هنرمندان به برزیل با تمام حواشی به نظرم مهم این بود که یک قشر کاری خاص از یک قشر کاری دیگر حمایت کردند؛ یعنی فارغ از تمام مسائل، مهم این بود که در یک افتخار ملی شریک باشیم و از یک اقدام که می‌توانست باعث سربلندی نام کشورمان شود، حمایت کنیم.

آرش : نقطه اشتراک ما در تماشای برنامه‌های ورزشی تلویزیون برنامه «نود» است! در واقع من همیشه با علاقه این برنامه را به خاطر اخبار فوتبال و دنبال‌کردن وضعیت تیم‌ها و بازی‌ها می‌بینم و نیوشا از نوع اجرای خاص و هیجان‌آور عادل فردوسی‌پور خوشش می‌آید و حاشیه‌های فوتبال را دنبال می‌کند. هنگام دیدن نود با هم اتفاق نظر داریم و این هم به خاطر کاراکتر ویژه و منحصر به فرد عادل فردوسی‌پور است.

نیوشا : بخشی از زندگی همه ما باید ورزش و توجه به سلامتی باشد. شاید هر یک از ما به بهانه‌های مختلفی از جمله نداشتن وقت، امکان رفتن به باشگاه، طولانی بودن ساعات کاری و. . . از آن فرار کنیم اما اگر با این دید که سلامتی نعمتی است که اگر از دست برود جبران شدنی نیست، به آن نگاه کنیم حتما روزانه دقایقی را به هر شکلی در هر جایی می‌توانیم به آن اختصاص دهیم.

آرش : شخصا علاقه بسیاری به ورزش دارم. البته فوتبال به نوعی ورزشی است که همه ما به اندازه‌ای آن را دوست داریم و بیشتر از هر رشته دیگری اخبارش را پیگیری می‌کنیم. فوتبال ملی هم که جای خودش را دارد. هر رشته ورزشی وقتی در قالب مسابقات ملی باشد باید از آن حمایت کرد حالا می‌خواهد کشتی باشد یا والیبال یا فوتبال و… . مهم افراشته شدن پرچم ایران بر سکوهای جهانی است. اگر انگشتان دستانم نمی‌شکست همین حالا هم بسکتبال را دنبال می‌کردم.

پوست یعنی زیبایی، زیبایی یعنی سلامت

نیوشا : فعالیت من در کلینیک زیبایی‌ام کاملا جدید و بخشی مهم از زندگی حرفه‌ای من است. یعنی آن را به شکل تفننی دنبال نمی‌کنم. چند سال پیش به پیشنهاد خانم دکتری این کار را شروع کردم که به عللی این همکاری قطع شد و پس از مدتی خودم شخصا کلینیک شخصی خودم را راه‌اندازی کردم. در این مرکز خدمات و مشاوره‌های زیبایی برای سلامت پوست از سوی متخصصان ارائه می‌شود و من خودم از مراجعان آن هستم.

آرش : قبل از ازدواج چنین مسائلی برای من اهمیت نداشت اما ازدواجم با نیوشا منجر شد برایم مهم شود. در حال‌حاضر فکر می‌کنم شما باید در هر کاری و جایگاهی که هستید رسیدگی به سلامت خودتان را مهم بدانید. من یکی از مخالفان غذاهای دریایی بودم اما نیوشا به من گوشزد کرد که نوع تغذیه سلامت چقدر می‌تواند در بهبود وضعیت پوست اثرگذار باشد و حالا من هم بیشتر به زیبایی و تناسب اندام و رسیدگی به ظاهر توجه می‌کنم.

نیوشا : درست است که بازیگرها به خاطر شرایط کاری و گریم‌های سنگین باید بیشتر مراقب ظاهر و سلامت پوست و موی خود باشند اما این مساله فقط مختص بازیگرها نیست و خوب است که همه نشاط، سلامت و زیبایی را تجربه کنند. برای من مهم است در کلینیک چه خدماتی ارائه می‌شود چون به هر حال بخش عمده‌ای از مراجعان آنجا به خاطر لطفی که به اسم من دارند، به آنجا می‌آیند و من خواسته‌ام تا هرآنچه برای من انجام می‌شود برای مراجعان نیز انجام شود.

آرش : به نظرم سلامت و ظاهر مناسب چیزی است که همیشه با شما هست و این بسیار مهم است که روحیه خودمان را خوب حفظ کنیم. وقتی روحیه خوبی داشته باشید قطعا برای اطرافیان شما نیز خوب خواهد بود. الزاما ربطی به این ندارد که شما چهره خاصی داشته باشید، مهم این است که شما به خودتان اهمیت بدهید و آراسته باشید.

بیوگرافی نیوشا ضیغمی

بیوگرافی نیوشا ضیغمی

ازدواج یعنی مسوولیت

نیوشا : آبان امسال، پنجمین سالگرد شروع زندگی مشترک‌مان است؛ تجربه‌ای که برای من بسیار لذت‌بخش بوده است و خوشحالم که این مسیر را انتخاب کرده‌ام. اوایل بعضی‌ها می‌خواستند مرا منصرف کنند و با این نگاه که چون بازیگرم و ازدواج و مسوولیت‌های جدیدش ممکن است در کارم خلل ایجاد کند، مرا می‌ترساندند. حتی حالا هم گاهی بعضی‌ها از من می‌پرسند می‌خواهی از سینما بروی؟

آرش : زندگی مشترک چه برای مرد چه برای زن مسوولیت بسیار سنگینی است اما مهم این است که بتوانیم تعادل داشته باشیم. اگر هر دو نفر به یک مسیر و هدف فکر کنند، نه تنها زندگی بهتری خواهند داشت بلکه کمک حال هم نیز خواهند بود.

نیوشا : بازیگری شرایط خاص خودش را دارد و من حتی آن اوایل دلهره داشتم که نشود یا نتوانم از عمده مسوولیت‌های ازدواج بربیایم اما به کمک هم اجازه ندادیم مشکلی ایجاد شود. گاهی می‌شود که به خاطر مشغله‌های کاری حتی فرصت صحبت کردن با یکدیگر را هم نداریم اما پذیرفته‌ایم و سعی کرده‌ایم با این شرایط کنار بیاییم و در عوض قدر فرصت‌های با هم بودن‌مان را بیشتر بدانیم.

نیوشا ضیغمی و شوهرش ارش پولادخان

تکیه‌گاهی از جنس عاطفه

آرش : یکی از ویژگی‌های قابل توجه نیوشا توانایی خوبش در مشاوره دادن است و هر زمان که با او صحبت می‌کنم، دلگرم می‌شوم. اینکه می‌گویند پشت سر هر مرد موفق یک زن خوب و همراه است، واقعیتی است که من کاملا درک کرده‌ام.

نیوشا : به نظر من زن و مرد باید تنها حامیان واقعی همدیگر باشند. زن اگر به بالاترین مدارج پله‌های ترقی هم برسد باید تکیه‌گاهی به نام مرد داشته باشد. من در این سال‌هایی که ازدواج کرده‌ایم، هرجا به کمک احتیاج داشتم و عرصه را تنگ دیدم، با آرش در میان گذاشتم. آرش حتی به خاطر آنکه هوای مرا داشته باشد و به خاطر علاقه‌ای که به سینما دارم، وارد کار سینما و این حیطه شد و حتی ضرر هم کرد و حاشیه‌هایی نیز برایش درست شد.

ستاره‌های خانه‌دار

نیوشا : روحیه بلندپروازی دارم که باعث شده بخواهم تجربه‌های مختلفی را از سر بگذرانم. به خاطر همین است که در کنار سینما و بازیگری، دفتر تولید فیلم و کلینیک زیبایی‌ام را نیز اداره می‌کنم اما این مشغله‌های وقت‌گیر باعث نشده از کارهای خانه‌ام غافل شوم. نمی‌خواهم سال‌ها بعد حسرت اینکه می‌توانستم کاری که دوست دارم را انجام بدهم اما انجام ندادم، به دلم بماند.

آرش : شاید نگاه بیرونی و عادی مردم این باشد که بازیگرها به شکلی زندگی مرفهی دارند و اصلا خیلی کارهای روتین را انجام نمی‌دهند اما نیوشا یک خانم خانه‌دار واقعی است. او کارهای حرفه‌ای خودش را دنبال می‌کند و در عین حال به تمام کارهای خانه می‌رسد و هنگامی که آشپزی نمی‌کند هم به من و کارهایم کمک می‌کند. گاهی او بسیار بیشتر از من کار می‌کند و اینطور نیست که به خاطر مشغله‌های بیرونی، مسوولیت‌های خانگی‌اش را فراموش کند.

اگر بخواهید کارنامه کاری تان را مرور کنید فکر می کنید کدام شخصیت از کدام فیلم برایتان محبوبیت بیشتری دارد؟

به «شوریده» و نقشی که در این فیلم بازی کردم علاقه خاصی دارم. نقشی درونی خاص که بسیار حسی بود. در میان فیلم های تجاری کارنامه کاریم به «توفیق اجباری» علاقه دارم. فیلم «پرتقال خونی» هم فیلم خوب و حرفه ای است و جزو فیلم های محبوبم است و اثر حرفه ای و قابل دفاعی است.

در میان نقش هایی که تا به حال بازی کرده اید کدامیک به لحاظ شخصیتی به شما نزدیک تر است؟

هرکدام از نقش هایی که یک بازیگر بازی می کند شامل بخشی از ویژگی های درونی بازیگر است. برای من که به شیوه حسی بازی می کنم نزدکی کردن نقش با ویژگی های خودم خیلی مهم است. بنابراین هر کدام از فیلم هایی که تا به حال بازی کردم بخشی از ویژگی های شخصیتی من را در خودش دارد. به لحاظ شخصیتی آدمی آرام هستم که همیشه از جنجال و ایجاد چالش با دیگران پرهیز می کنم.

معمولا در سینماهای ایران رسم شده است برخی از سوپراستارها حین بازی در فیلم، اظهارنظرهای شخص خودشان را وارد فیلمنامه می کنند.

در این زمینه کارگردان و نویسنده نقش مهم و کلیدی دارند؛ اگر نویسنده و کارگردان حرفه ای و کاربلد باشد نیازی ندارد که به توصیه و دخالت های بازیگرش گوش دهد. بنابراین بازگیران سوپراستار در این قضیه مقصر نیستند و کارگردان مقصر است. اگر نویسنده و کارگردانی به کارش اشراف داشته باشد به کسی اجازه دخالت در کارش را نمی دهد. البته در برخی از مواقع بازیگر یک سری ایده در مورد بهتر شدن نقش ارائه می کند که کاری درست و خوب است و بازیگران حرفه ای در بخش دورخوانی ایده های زیادی را ارائه می کنند.

اگر کارگردانی در کارش مدیریت داشته باشد هیچ بازیگری اجازه دخالت به خودش را نمی دهد. آیا به طور مثال بازیگری در فیلم بهرام بیضایی به خودش اجازه دخالت می دهد؟ مطمئنا خیر.

چقدر اعتماد کارگردان به بازیگر باعث موفقیت فیلم و نقش می شود؟

رخ دادن این مسئله بستگی به شجاعت و ریسک کارگردان دارد که چنین اعتمادی را به بازیگر انجام بدهند. خیلی از مواقع این ریسک و شجاعت کارگردان جواب می دهد و بازیگر به خوبی توانایی خودش را نشان می دهد.

آیا این نکته را قبول دارید که در حوزه نقش های مناسب بازیگران زن در سینمای ایران با نقش های محدودی مواجه هستیم.

این مسئله از ضعف های اساسی سینمای ایران محسوب می شود. اغلب فیلم نامه ها شخصیت اصلی شان مردان هستند و فرصت نشان دادن توانایی های زنان در این فیلم ها کمتر به وجود می آید و معدود فیلم نامه هایی که در آنها شخصیت زنان به درستی پرداخته شده باشند به بازیگران خاصی برای بازی پیشنهاد می شود.

به چه دلیل بعد از حضور در مجموعه «در چشم باد» دیگر در تلویزیون بازی نکردید؟

علاقه دارم تجربه حضور دیگری در تلویزیون داشته باشم و به این قضیه هم فکر می کنم اما برای حضور مجددم در تلویزیون باید پیشنهاد مناسبی انجام شود. پروسه ساخت یک مجموعه تلویزیونی طولانی مدت است و باعث دور شدن از فعالیت سینمایی می شود و باید پیشنهاد تلویزیونی خوب باشد که ارزش این جدایی موقت از سینما را داشته باشد.

نیوشا ضیغمی

آیا هنوز هم علاقه دارید نقش های تین ایجری بازی کنید؟

الان تمام هدفم بازی در نقش های آبرومند و قابل دفاع است. پیر یا جوان بودن نقش در در جه دوم اهمیت قرار دارد.

با این حساب کمیت نقش های پیشنهادی برایتان چندان اهمیت ندارد؟

در فیلمی مثل «ایران برگر» مسعود جعفری جوزانی وجود دارد که یازده سال بعد از «در چشم باد» دوباره با ایشان همکاری کردم؛ طول نقش چندان بلند نبود اما فضای کار من را مجاب کرد که در این فیلم بازی کنم. کیفیت فیلم نامه، تیم بازیگری و نوع کارگردانی جوزانی باعث شد که با خیال راحت در «ایران برگر» بازی کنم و دینم را به ایشان ادا کنم. برخی از کارها ارزش قبول کردن ندارد و آنها را قبول نمی کنم.

چندین فیلم آماده اکران هم دارید…

فیلم «حیرانی» به کارگردانی علی عظیم زاده را دارم که در آن نقش یک مددکار اجتماعی که برای معلولین کار می کند را بازی می کنم. در این فیلم امین حیایی و حدیث میرامینی حضور دارند. فیلم «ما همه گناهکاریم» به کارگردانی حسن ناظر دیگر فیلمی است که به زودی روی پرده می رود و در این فیلم نقش زنی را بازی می کنم که به لحاظ روحی نامتعادل است و زندگیش پر از تنش و درگیری است و به صورت اتفاقی با معلم سابق زبان انگلیسی اش دچار چالش می شود؛ این فیلم یک تریلر روان شناسی محسوب می شود.

در «مغز نارنجی» به تهیه کنندگی علی عطشانی هم حضور داشته اید.

«مغز نارنجی» به کارگردانی مهدی خسروی فضای خاص و متفاوتی دارد و در دو بخش رئال و فانتزی تصویرسازی می کند. درواقع این امر تجربه جدیدی در سینمای ایران محسوب می شود. در این فیلم نقش رئال دختری را بازی می کنم که در گذشته نامزدی داشته است. خیلی علاقه دارم که متوجه شوم چقدر تلفیق دو فضای رئال و جلوه های ویژه موفق شده است.

میانه تان با سینمای روز دنیا چطور است؟

معمولا فیلم های خوب خارجی را می بینم. مدتی پیش فیلمی از تام هاردی با عنوان «چهارمین بچه» دیدم که هاردی در آن نقش آدمی را بازی می کند که اصالتی روسی دارد و ته لهجه اش از زبان روسی استفاده می کند و واقعا بازیش معرکه و بی نظیر بود. وی با این فیلم و حضورش در «مکس دیوانه» نشان داد در حال حاضر جزو بهترین های سینمای هالیوود است و بازیش با بازی دیگران متفاوت است.

سوای بازیگری در سال های اخیر فعالیت های خیرخواهانه هم داشته اید.

همیشه به کودکان و بچه ها علاقه داشته ام و هر کاری که از دستم بر می آید برای کودکان انجام می دهم و به عنوان سفیر کودکان کار مشغول فعالیت هستم و سعی می کنم برای کمک به این کودکان قدم بردارم.

ارزیابی کلی تان از کارنامه بازیگری تان چطور است؟

در ابتدای دهه هشتاد تعداد زیادی فیلم بازی کردم که یا اکران نشدند و یا اکران محدودی داشتند. یادم می آید در آن سال ها هشت فیلم اکران نشده داشتم. از طرفی برخی از این فیلم ها چندان مورد سلیقه ام نبود. با دو فیلم «شوریده» و «حس پنهان» دو بار کاندیدای دریافت جایزه بهترین بازیگر زن از جشنواره فیلم فجر شدم.

به همین دلیل و برای اینکه شرایط کاریم مشخص شود در حدود یک سال و نیمی بازی نکردم و تلاش کردم بفهمم که به چه نحوی باید با مخاطبانم برخورد داشته باشم و آنها چه ذهنیتی از من دارند. البته بعد از اکران شدن فیلم هایم در سال های قبل تا حدی متوجه نظرات مخاطبان درباره کارنامه بازیگریم شدم. امروز با فراغت و تمرکز بهتری می توانم از میان پیشنهادات انتخاب کنم.

 

عکسهای نیوشا ضیغمی

نیوشا ضیغمی در دورهمی

نیوشا ضیغمی در برنامه دورهمی مهران مدیری / دی ماه 96


فیلمهای سینمایی نیوشا ضیغمی

۱ – ما خیلی باحالیم (۱۳۹۶)
۲ – پسرعمو دخترعمو (۱۳۹۵)
۳ – شام عاشقانه سه نفره (۱۳۹۵)
۴ – هشتگ (۱۳۹۵)

۵ – خوب بد جلف (۱۳۹۴)
۶ – هفت معکوس (۱۳۹۴)
۷ – آدم باش (۱۳۹۳)
۸ – دریا و ماهی پرنده (۱۳۹۳)
۹ – آینه شمعدون (۱۳۹۱)

۱۰ – چارسو (۱۳۹۰)
۱۱ – فیتیله و ماه پیشونی (۱۳۹۰)
۱۲ – گشت ارشاد (۱۳۹۰)
۱۳ – یکی برای همه (۱۳۹۰)
۱۴ – پرتقال خونی (۱۳۸۹)
۱۵ – دختر شاه پریون (۱۳۸۹)

۱۶ – ما همه گناهکاریم (۱۳۸۹)
۱۷ – دموکراسی تو روز روشن (۱۳۸۸)
۱۸ – زمهریر (۱۳۸۸)
۱۹ – اخراجیها 2 (۱۳۸۷)
۲۰ – تلافی (۱۳۸۶)
۲۱ – توفیق اجباری (۱۳۸۶)

۲۲ – قرنطینه (۱۳۸۶)
۲۳ – اخراجیها (۱۳۸۵)
۲۴ – پارک وی (۱۳۸۵)
۲۵ – حس پنهان (۱۳۸۵)

۲۶ – گناه من (۱۳۸۵)
۲۷ – تردست (۱۳۸۳)
۲۸ – شوریده (۱۳۸۳)
۲۹ – مواجهه (۱۳۸۳)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
sajad soheil

بازیگر نقش سارا در سریال سایه بان

سارا در سریال سایه بان

 بازیگر نقش سارا در سریال سایه بان افسانه کمالی نام دارد که متولد 19 خرداد ماه سال 1366 می باشد و هم اکنون 30 سال سن دارد.

حضور او در سریال سایه بان به کارگردانی برادران محمودی در نقش دختری به نام سارا که عضو یک خانواده طبقه متوسط هست ( خواهر سهراب)  اولین حضورش در تلویزیون می باشد.

از نکات قابل توجه این مجموعه حضور چهره های جدید در کنار بازیگران مطرح است که برای اولین بار شاهد حضورشان در تلویزیون هستیم .

افسانه کمالی با فیلم یک روز بخصوص به کارگردانی همایون اسعدیان وار سینما گردید . وی دارای مدرک دیپلم تجربی می باشد.

ور در مجموعه سایه بان نقش دختری را ایفا می نماید که دارای بیماری قلبی است و از طرفی قرار است با یکی از همکاران محل خود پسری به اسم آرمان ( با بازی محمدرضا غفاری) ازدواج نماید که اتفاقاتی در حین داستان رخ می دهد.

اسم بازیگر نقش سارا در سریال سایه بان

سارا در سایه بان

 عکسهای افسانه کمالی بازیگر نقش سارا در سایه بان

افسانه کمالی بازیگر نقش سارا در سایه بان

در لینک زیر می توانید بیوگرافی کامل این بازیگر را مشاهده نمایید.

بیوگرافی افسانه کمالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
sajad soheil

بیوگرافی مهتاب کرامتی و همسرش و دخترش

 مهتاب کرامتی

بیوگرافی و زندگینامه

مهتاب کرامتی بازیگر زن سینما و تلویزیون متولد 25 مهر 1349 در تهران می باشد و اهل تهران است و هم اکنون 47 سال سن دارد.

تحصیلات : کرامتی دارای مدرک کارشناسی میکروبیولوژی از دانشگاه آزاد تهران می باشد. 

شروع بازیگری : وی فعالیت هنری خود را از سال 1377 با بازی در مجموعه مردان آنجلس آغاز نمود. 

او بعنوان سفیر حسن نیت یونیسف فعالیت می‌کند.

وی در بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجرجایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن مکمل را برای بازی در فیلم بیست به‌دست‌آورد.

ازدواج و همسر و علت طلاق

مهتاب کرامنی به گفته خودش یک بار در سن کم ازدواج کرده است که منجر به جدایی و طلاق شده است و حاصل آن هم یک فرزند دختر است که هم اکنون با خود مهتاب کرامتی زندگی می کند. . همسر سابق او بابک ریاحی پور که از نوازندگان موسیقی می باشد بود. وی در این خصوص گفته است :

من سال‌ها پیش ازدواج کردم. زندگی خیلی خوبی هم داشتم. در واقع چون در سن پایین ازدواج شکل گرفت موفقیت‌آمیز نبود. اما هنوز از حال هم باخبر هستیم. اما خب این بزرگ شدن ما در 2 روند متفاوت شکل گرفت و در نهایت مسیر ما از هم جدا شد.

بابک ریاحی پور همسر سابق مهتاب کرامتی یکی از معروف‌ترین نوازنده‌های ایرانی با ساز تخصصی گیتار باس است و در زمینه موسیقی راک فعالیت می‌کند. او در آلمان موسیقی را آموخته، آن را در ایران ادامه داده و با خواننده‌هایی مثل محمد نوری و گروه‌هایی مثل اوهام و آویژه که نوعی موسیقی تلفیقی را دنبال می‌کرد‌ه‌اند، همکاری داشته است.

همسر مهتاب کرامتی

عکسی از مهتاب کرامتی و پیام ایرایی عکاس سینما

دختر مهتاب کرامتی

مهتاب کرامتی و دخترش که با او نیز در فیلم عصر یخبندان هم همبازی بود.


وی نسبتی با مهسا کرامتی که او هم از بازیگران سینما است ندارد.

آدرس پیج اصلی اینستاگرام مهتاب کرامتی : instagram/Mahtab.keramati


مصاحبه و گفتگو  با مهتاب کرامتی

چگونه هنرپیشه شدید ؟

من کلاس‌های بازیگری آقای تارخ را رفتم. قبل از پایان دوره به من کار اصحاب کهف که سریال تلویزیونی بود پیشنهاد داده شد، البته بعد از اتمام کار اصحاب کهف دوباره برای اتمام دوره به کلاس‌ها برگشتم.

تا قبل از بازیگری به چه کاری مشغول بودید؟

درسم تمام شده بود. در رشته میکروبیولوژی درس خوانده بودم. اما دلم می‌خواست وارد عرصه هنر شوم ولی از طریق آکادمیک‌. آن موقع بود که کلاس‌های بازیگری آقای تارخ به من پیشنهاد داده شد که به نظرم دوره‌‌های بسیار عالی‌ای بود. هنوز هم از آموخته‌هایم، استفاده می‌کنم.سال 75 بود که به کلاس‌های بازیگری رفتم و یک سال بعد هم بازیگری را شروع کردم. ما اتود می‌زدیم از ما فیلمبرداری می‌شد و آرشیو تمرینات‌مان باقی می ماند. دوستانی که می‌خواستند برای نقش‌هایشان بازیگر انتخاب کنند، می‌آمدند و به آن آرشیو مراجعه می‌کردند.

خب آنها تمریناتم را دیدند و من انتخاب شدم. در عین حال قبل از پخش سریال اصحاب کهف مشغول بازی در فیلم سینمایی مردی از جنس بلور کار آقای سهیلی بودم. در همان سال در 4 فیلم کار کردم و یک تئاتر هم بازی کردم. منظورم این است که برای من همه چیز همزمان اتفاق افتاد. آن سال یکی از شلوغ‌ترین سال‌های کاری‌ام بود. از آن به بعد از این اتفاق پرهیز کردم به این دلیل که پیشنهاد خیلی زیاد بود اما فکر می‌کردم بازیگر باید تمام تلاشش را بکند که چهره‌‌اش تکراری نشود و یک نقش را تکرار نکند. باید سعی کند همیشه دیده نشود و شاید عدم حضور در تلویزیون به طور دائم به همین دلیل بود. به این دلیل که دیگر سریال‌هایی مثل خاک سرخ که خیلی شاخص باشند به ندرت اتفاق می‌افتند. درواقع من از تکرار شدن پرهیز کردم.

عکس مهتاب کرامتی

این پرهیز از بازی در نقش‌های مختلف را کسی به شما توصیه کرد یا تصمیم خودتان بود؟

من همیشه برای انتخاب نقش‌هایم با تعدادی از دوستانم مشورت می‌کنم. تعداد این مشاوره‌ها خیلی زیاد نیست اما چند نفری هستند که نظرشان را قبول دارم.خانوادهام دوست نداشتند بازیگر شوم.

برای کسانی که می‌خواهند وارد دنیای بازیگری شوند چه توصیه‌‌ای دارید؟

همیشه این نکته را به کسانی که به من مراجعه می‌کنند، گفته‌ام، اگر قرار است وارد دنیای هنر شوید و بازیگر شوید حتما درس بازیگری بخوانید، یعنی از طریق آکادمیک این هنر را دنبال کنید؛ تحصیلات آکادمیک هم می‌تواند دانشگاهی باشد هم کلاس‌های آزاد بازیگری که حداقل مطمئن هستیم کلاس‌های خوب و موثری هستند. آن موقع که من کار را شروع کردم تعداد کلاس‌ها خیلی محدود بود، آن زمان کلاس‌های امین تارخ بود و کلاس‌های مرحوم استاد سمندریان. برای آن دسته از کسانی که می‌خواهند وارد سینما شوند بی‌نهایت صحبت دارم.

آن زمان که ما می‌خواستیم به کلاس بازیگری برویم باید با خانواده‌هایمان می‌جنگیدیم تا به ما اجازه رفتن به این دوره‌ها را بدهند. خانواده خود من به هیچ عنوان راضی نبودند من بازیگر شوم. نگاه خانواده‌ها به سینما طور دیگری بود. الان علاوه بر تغییر نوع نگرش تعداد کلاس‌های بازیگری هم زیاد شده و مقوله بازی راحت و در دسترس است. در آن دوره ما باید کلی تست می‌دادیم و هر کسی را هم قبول نمی‌کردند که حتی به‌راحتی تست دهد. الان دوستان عزیزی که می‌خواهند وارد عرصه بازیگری شوند خیلی قدر آن را نمی‌دانند یا شاید خیلی برای آن تلاش نمی‌کنند.

معمولا دختری که تحصیلش را به اتمام رسانده، شغلش را دارد، ازدواج هم کرده است دیگر جرات تغییر مسیر ندارد. آن هم تغییر مسیری که شما از رشته میکروبیولوژی به سمت دنیای هنر داشتید چه اتفاقی افتاد که شما این جسارت را پیدا کردید؟

من درسم را تا پایان خواندم. خانواده من علم را ترجیح می‌دهند. مادرم همزمان با من فوق‌لیسانس می‌خواند، خواهرم داروسازی می‌خواند و ما هر سه با هم دانشجو بودیم البته مادرم همیشه شاگرد اول بود. حتما یادتان هست آن موقع نمی‌شد همزمان در دو رشته تحصیل کرد.

یکی از دوستانم که هم‌‌دانشگاهی‌ام بود در نیمه کار رشته میکروبیولوژی را ول کرد و کلاس‌های سوره را ادامه داد و از آن طریق وارد عرصه هنر شد. او جسارتش از من بیشتر بود. اما من درسم را تمام کردم. بعد از آن هم فکر ‌کردم خب دیگر امیدی نیست چون فکر می‌کردم بدترین حالت شروع بازیگری از طریق آشنایی‌هایی است که در خیابان به تو پیشنهاد بازی دهند.

آن‌موقع که من، مادر و خواهرم هر سه همزمان با هم دانشجو بودیم درشب امتحان من و خواهرم دربه‌در دنبال کسی می‌گشتیم که جزوه کامل داشته باشد. اما درمورد مادرم این اتفاق برعکس بود تمام هم دانشکده‌ای‌های مادرم می‌آمدند و جزوه‌های مادرم را که همیشه مرتب بود،

قرض می‌گرفتند. پدر من ارتشی و بازنشسته شده است و حضورش کمک مهمی بود به مادرم تا بتواند همزمان با بزرگ کردن بچه‌ها درس هم بخواند. من از زمانی که به یاد دارم، کار کرده‌‌ام؛ وقتی دانشجو بودم، تدریس خصوصی می‌کردم، در آزمایشگاه دانشگاه نیز مشغول به کار بودم. همیشه یاد گرفتم که باید کار کنم. پول تو جیبی‌ام را از پدرم می‌گرفتم ولی همیشه کارم را هم انجام می‌دادم.

بیوگرافی مهتاب کرامتی

نظر شما در ارتباط با آرایش های غلیظ و عمل های زیبایی این روزها چیست؟

بعضی از خانم‌ها می‌آیند هفت قلم آرایش کرده‌اند ما آنها را حتی راه هم نمی‌دهیم که وارد ساختمان شوند. ما می‌گوییم باید ظاهرتان از ابتدا ظاهر یک دانشجو و دانش‌آموز باشد که ما بدانیم برای شما چه چیزهایی اهمیت دارد و بعد از آن وارد مراحل آشنایی آنها با هنر و سطح مطالعات و آشنایی آنها با ادبیات و شعر و سینما و تئاتر می‌شویم. بعضی‌ها از ابتدا هدف‌شان این است که با چهره، فیزیک و نوع آرایش و برخوردشان به شما بگویند که من باید انتخاب شوم، در فیلم بازی کنم و تبدیل به یک سوپراستار شوم.اما اصلا چنین اتفاقی قرار نیست پیش بیاید.

در دنیا زیبا بودن یک بازیگر امتیاز منفی برای او نیست. مثلا کری گرانت هیچ‌وقت حاضر نبود بدون کت و شلوار حاضر شود. این اتفاق در ایران خیلی برای یک بازیگر امتیاز خوبی نمیشود مثلا شما در اسب حیوان نجیبی است سعی داشتید با ظاهر متفاوت دیده شوید. چرا باید یک بازیگر خوش‌چهره اصرار به شکستن ظاهرش داشته باشد؟ من مسیر تغییر چهره را از خاک سرخ در تلویزیون و در مدیوم سینما از فیلم بیست شروع کردم.

برای خود من این کارها تجربه لذتبخشی بود چون می‌‌دانستم در آن حیطه تعداد نقش‌هایی که به من فکر می‌شود و من می‌توانم در آنها ایفای نقش کنم بیشتر است. این برای یک بازیگر ایده‌آل است که بتواند در نقش‌های متفاوت بازی کند و فقط یک استایل را تکرار نکند. البته آن هم روشی است که شاید خیلی از دوستان به آن توجه نکنند.

ولی من احساس کردم یا حداقل سعی کرده‌ام روش متفاوت‌تری داشته باشم. همچنین دوست دارم با کارگردان‌های جوان و جسور کار کنم که ایده متفاوت‌تری برای حضور در سینما دارند. آشنایی من با کاهانی باعث شد که یکی از این تجربه‌ها شکل بگیرد. البته این تجربه دلیل بر آن نیست که تا ابد بخواهم چهره‌ام را بشکنم. اما این ترس را هم ندارم که اگر قرار شد این اتفاق بیفتد پا پس بکشم.

اما از آنجایی که باید تلاش کرد که این موضوع تکرار نشود و به کلیشه تبدیل نشود فیلم‌هایی را هم بازی می‌کنم که چهره خود واقعی من است. مثلا در کارهایی مثل چیزهایی هست که نمی‌دانی، گریمور به من می‌گفت خب چه کار کنیم. گفتم همان کاری که خودم همیشه می‌کنم. همان بودم و در فیلم همان اتفاق افتاد. آن نوع ظاهر برای خودم ایده‌آل است ولی نمی‌‌شود این دو مسیر جایگزین هم شوند، دوست دارم هر دو راه را با هم ادامه دهم و جلو بروم.

چطور جوانی خود را حفظ می کنید؟ آیا مراقبت‌‌های خاصی برای  حفظ ظاهر لازم است؟

من سعی می‌کنم شب‌ها خیلی زود بخوابم، به تغذیه‌ام می‌رسم و پرخوری نمی‌کنم. به دلیل اینکه مادرم متخصص تغذیه است و در خانواده‌ای بزرگ شده‌‌ام که خیلی به نوع خورد و خوراک توجه می‌شود. صبح‌ها ساعت 8- 03/7 بیدار می‌شوم. حتما 8 ساعت در روز را می‌‌خوابم. شب‌ها زود شام می‌خورم و معتقدم نباید لحظه‌ای که می‌خواهی بخوابی شام بخوری. چون اگر این کار را انجام دهی کابوس می‌بینی. (یعنی من می‌بینم) صبح‌ها که بیدار می‌شوم حتما آب می‌‌خورم.

ولی آب خیلی یخ نمی‌خورم. آب خوردن جزو جدایی‌ناپذیر زندگی من است و آب را با درجه حرارت اتاق یکنواخت می‌کنم. زیرا آب خیلی یخ می‌تواند اذیت‌تان کرده و ایجاد اسپاسم معده کند. صبحانه را حتما کامل می‌خورم. زیرا این موضوع می‌تواند کمک کند که اندامم ثابت بماند. برنج را محدود می‌خورم و اگر قرار باشد همراه با غذایم برنج بخورم حتما شام کمتری می‌خورم، من با خانواده‌ام زندگی می‌کنم طبیعی است که غذای ایرانی در خانه جایگاه همیشگی را دارد. اما شام در خانه ما همیشه سبک سرو می‌شود اکثرا یا سبزیجات پخته می‌خوریم یاسالاد یا حتی نان و پنیر.

شلختگی ممنوع!

شلخته نبودن و اینکه بتوانید لباس‌هایتان را مرتب نگه دارید به شما کمک می‌کند که بتوانید از لباس‌های سال‌های گذشته‌تان هم استفاده کنید. من در یک برنامه‌ای روشی دیدم این کار می‌تواند خیلی مثبت باشد. در این برنامه به ما گفتند بعد از ترکیب‌بندی رنگی، لباس‌هایتان را در کمد پشت و رو آویزان کنید به این دلیل که بعد از یک فصل متوجه می‌شوی کدام یک از لباس‌هایت را هیچ‌وقت نپوشیده‌ای و بدانی که نباید اینها در کمد تو باقی بماند.

تا به حال دخترهای جوان از شما پرسیده‌اند که چطور می‌توانی ظاهر آراسته داشت؟
نه فکر نمی‌کنم به نفع‌شان باشد این سؤال را از من بپرسند برای اینکه هیچ کاری نباید انجام دهند تا مثل من باشند. به همه می‌گویم سادگی می‌تواند از همه چیز زیباتر باشد اگر قرار باشد یک بازیگر نقشی را بازی کند که احتیاج به گریم یا آرایش مضاعف داشته باشد، اجازه بدهد گریمور این کار را انجام دهد ولی اگر قرار باشد تو دیده شوی بهتر است با همان خودت دیده شوی. بعضی‌ها آنقدر ظاهرشان را دستکاری می‌کنند که دیگر تو ظاهر واقعی‌شان را نمی‌بینی و کاملا یک فرد دیگر از خود می‌سازند. در بیشتر مواقع چهره طبیعی خانم‌ها زیبا‌تر از چهره آرایش‌ کرده‌شان است.

برنامه غذایی خاصی دارید؟

نوشابه به طور کامل از زندگی من حذف شده است. بعضی مواقع دلم می‌خواهد نوشابه بخورم اما متاسفانه هرچیز خوشمزه‌ای ضرر دارد. نوشابه نمی‌خرم که در خانه باشد و وسوسه‌ام کند ولی اگر خیلی هوس کنم در حد یک قلپ می‌خورم که فقط مزه آن را چشیده باشم و خیلی خودم را محدود نکنم که عطش آن باقی بماند. در مورد شیرینی و شکلات هم همین‌طور، فقط یک ذره می‌خورم که ولعم به‌آن از بین برود. این قضیه هم به تثبیت وزنم کمک می‌‌کند.

در کل این روال زندگی یعنی زیاد نخوردن و سبزیجات را به صورت سالم خوردن (نه سرخ کرده) را مدیون مادرم هستم، مثلا قورمه‌سبزی مادر من با تمام قورمه‌سبزی‌ها متفاوت است به هیچ عنوان سیاه‌رنگ نیست. سبزی آن خیلی سرخ نمی‌شود زیرا مادرم آن را بخارپز می‌کند. ما غذای فریزری نمی‌خوریم تا آنجایی که امکان دارد سعی می‌کنیم غذا را به صورت تازه صرف کنیم.

خوردن فست‌فود خیلی لذیذ است اما سعی می‌کنم خوردن این نوع غذاها را محدود کنم. اگر یک شب فست‌فود بخورم فکر می‌کنم باید تا چند روز تقاص خوردن آن را پس بدهم. من سر سفره هیچ وقت آب نمی‌خورم. بهتر است که 30دقیقه قبل از غذا آب بخورم تا اذیت نشوم.این را به یاد داشته باشید اگر 30دقیقه قبل از خواب آب خورده شود از سکته قلبی جلوگیری می‌شود.

خیلی‌ها به دلیل تنبلی‌شان صبحانه نمی‌خورند. اما خوردن صبحانه به شما کمک می‌کند در طول روز کمتر غذا بخورید. من نتیجه گرفته‌ام که خوردن صبحانه خیلی کمک می‌کند به ثابت نگه داشتن وزن و مهم‌تر از آن سلامت. به همین دلیل اگر قرار باشد در یک وعده پرخوری کنم آن وعده حتما صبحانه خواهد بود.اهمیت حفظ عادات غذایی نگه داشتن عادت غذایی برای ما بازیگران خیلی مهم است. به‌خصوص در پروژه فیلمبرداری که هستیم نمی‌توانیم آنطور که خودمان می‌خواهیم غذا بخوریم. من سعی می‌کنم در اینطور مواقع غذای رژیمی بخورم یا برنج غذا را نخورم یا سعی کنم نان و پنیر با گوجه و خیار بخورم. در آفریقا نوع خوراک‌شان باب طبع ما ایرانی‌ها نبود به همین دلیل من در آن سفر خیلی زیاد لاغر شدم.

کاری را که از دوستم یاد گرفته‌ام و خیلی سخت است آرام غذا خوردن است. آرام غذا خوردن کمک می‌کند که همیشه فرم بدن یک‌طور باقی بماند، برای اینکه همیشه بعد از 20 دقیقه مغز فرمان می‌دهد که تو سیری. حالا اگر در این 20 دقیقه حجم کمتری غذا خورده باشی خیلی موفق‌تری. فرانسوی‌ها بیشتر موقع غذا خوردن حرف می‌زنند و معاشرت می‌کنند اما ما ایرانی‌ها عادت داریم تندتند غذا بخوریم.

خب فرهنگ ما اینطور است که غذای سرد دوست نداریم. البته نوع تغذیه ایرانی سنتی خیلی می‌تواند به سلامت ما کمک کند. سبزی خوردن، سالاد، ماست اینها غذاهایی هستند که به سلامت ما کمک می‌‌کند.

مهتاب کرامتی

اگر کارگردانی به شما بگوید برای یک فیلم باید 30-20 کیلوگرم وزن اضافه داشته باشی آن موقع چه کار می‌کنید؟

خیلی به این پیشنهاد فکر می‌کردم و شاید حتی آن را قبول نمی‌کردم برای اینکه با بالا رفتن سن کاهش وزن خیلی مشکل می‌شود. در سن کم اگر شما 2 روز غذا نخورید خیلی راحت وزن‌تان به حالت عادی برمی‌گردد.

متابولیسم بدن در سن بالا،‌ با سن کم خیلی فرق دارد و به نظر من این تغییر وزن در سن و سال من کمی دشوار است. فکر می‌کنم در چنین شرایطی بر سر دوراهی قرار می‌گیرم که آیا نقش را قبول کنم یا نه. نمی‌‌دانم شاید این پیشنهاد را قبول نکنم. اما در عین حال تغییر وزن اینچنینی می‌تواند خیلی جالب باشد؛ به هر حال تو می‌توانی یک مدت هرچه دلت می‌خواهد بخوری و این قانون‌شکنی بسیار جذاب است.

البته خیلی سخت می‌‌توان مهتاب کرامتی چاق را تصور کرد.مهتاب کرامتی صورت پرتری داشت، اما به مرور کودکی چهره از بین می‌رود و صورت زاویه‌دارتر می‌شد اتفاقا من نباید وزنم پایین بیاید باید سعی کنم وزنم را ثابت نگه دارم وگرنه صورتم خیلی زود شادابی خود را از دست می‌دهد. به نظر من بازیگرها دردسر بیشتری باید تحمل کنند، چون مجبور هستند خیلی بیشتر به خودشان برسند، چه از نظر خواب و چه از نظر تغذیه و قدرت بدنی‌شان. چون شغل مشکلی دارند. در پروژه «فرزند چهارم» که در آفریقا فیلمبرداری می‌شد واقعا به انرژی بدنی نیاز بود.

به این دلیل که ساعت کاری‌مان زیاد و هوا بی‌نهایت گرم بود و تغذیه خوبی هم به دلیل تنوع کم ‌غذایی نداشتیم. طبیعی است در چنین شرایطی باید انرژی لازم برای کار کردن را داشته باشی. ما زمانی که کارمان را شروع می‌کنیم ممکن است مدت یک‌ماه شب کار باشیم. خب در این مدت به طور کامل سیستم غذایی به هم می‌ریزد. شما زمانی که شب‌ها بیدارید و کار می‌کنید باید میزان پروتئینی که می‌خورید بیشتر از قبل باشد وگرنه به بدنتان لطمه می‌زنید و پروتئین دفع می‌‌کنید. خواب روز هیچ‌وقت جبران خواب شب را نمی‌کند. به همین دلیل در چنین شرایطی باید نوع تغذیه‌‌تان عوض شود تا به بدن کمترین آسیب برسد. بدن ما خیلی مهربان است معمولا با نوع زندگی ما خودش را وفق می‌دهد. البته شب‌کاری یک حسن هم دارد آن هم آرامش آن است. آنقدر همه جا ساکت است که شما می‌توانی با تمرکز بیشتری کار کنی.

دغدغه بالا رفتن سن

نمی‌توانم بگویم به بالا رفتن سن فکر نمی‌کنم اگر اینطور بگویم دروغ گفته‌ام. می‌دانم دغدغه بالا رفتن سن خانم‌‌ها به‌خصوص در بین سینماگرها خیلی اهمیت دارد. به خصوص در ایران که فیلمنامه‌‌ها بیشتر داستان‌های مردانه‌ دارد که به زن‌ها کمتر توجه می‌شود. اما من در کنار بازیگری به کارهایی که به آن علاقه‌مند بودم را شروع کردم، مثل کار یونیسف و تبعات دیگر آن. این کار به من آرامش می‌دهد که اگر قرار باشد به دلیل بالا رفتن سنم کمتر فعالیت سینمایی داشته باشم کارهای جالبی برای انجام دادن داشته باشم، یعنی اینطور نیستم که بخواهم به طور کامل زندگی‌ کاری‌ام را تحت‌الشعاع قرار دهم.

عکسهای بی حجاب مهتاب کرامتی

اهمیت به مد و رنگ‌ها

در دوره‌ای که تولیدی لباس داشتم خیلی به موضوع مد اهمیت می‌دادم همیشه حواسم را جمع می‌کردم که در هر فصلی چه رنگی مد است و خیلی برایم مهم بود که مدهایی که خارج از ایران بورس بود را بتوانم ایرانیزه کنم و در ایران بیشتر از آن استفاده کنم. برای اینکه ممکن است ما از خیلی از چیزها خوش‌مان بیاید ولی هیچ‌وقت جایی را نداشته باشیم که از آن استفاده کنیم. خیلی از لباس‌های خانم‌ها معمولا در کمد باقی می‌ماند برای اینکه جای پوشیدن آن را پیدا نمی‌کنند. در حال حاضر خیلی کمتر به موضوع مد اهمیت می‌دهم. یکسری رنگ‌ها همیشه مد هستند آنها را ترجیح می‌دهم. بعضی از رنگ‌ها هم به شما یک انرژی می‌دهد که به نظر من به مد مربوط نیست. البته شاید زیاد دیده شدن آن رنگ است که شما دلتان می‌خواهد آن رنگ لباس را داشته باشید.

فیلم های سینمایی مهتاب کرامتی 

جاده قدیم
ماجان
مرداد
مزار شریف

عصر یخبندان
ارغوان
جامه‌دران
رستاخیز

اشباح
ناخواسته
فرزند چهارم
آذر (فیلم تلویزیونی)

زندگی خصوصی آقا و خانم میم
اسب حیوان نجیبی است
چیزهایی هست که نمی‌دانی
آلزایمر
آدم‌کش

شبانه روز
بیست
دوزخ، برزخ، بهشت
تردید
آتش سبز
زن‌ها فرشته‌اند
آدم
پاداش سکوت
حس پنهان
رستگاری در هشت و بیست دقیقه
هشت‌پا
شاه خاموش
ملاقات با طوطی

بهشت از آن تو
مرد بارانی
مومیایی ۳
مردی از جنس بلور

مهتاب کرامتی ,بیوگرافی مهتاب کرامتی ,عکس مهتاب کرامتی

سریال های مهتاب کرامتی

خاک سرخ (مجموعه، ابراهیم حاتمی‌کیا، ۸۰–۱۳۷۹)

مریم مقدس (مجموعه، شهریار بحرانی، ۱۳۷۹)

مردان آنجلس (مجموعه، فرج‌الله سلحشور، ۷۷–۱۳۷۶)

جوایز و افتخارات

جایزه بهترین بازیگر زن – جشنواره بین‌المللی فیلم تامیل نادو ۲۰۱۶
جایزه بهترین بازیگر زن – جشنواره بین‌المللی فیلم ایماجین ایندیا ۲۰۱۵
تندیس زرین و دیپلم افتخار بهترین بازیگر زن – جشنواره بین‌المللی فیلم شهر 1394

جایزه بهترین بازیگر زن – جشنواره فیلم باتومی ۲۰۱۳
دیپلم افتخار بهترین بازیگر زن – جشنواره فیلم فجر ۱۳۸۹
کاندید و برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن – جشنواره فیلم فجر ۱۳۸۷

بیوگرافی مهتاب کرامتی و همسرش و دخترش

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
sajad soheil

بیوگرافی نازنین بیاتی و همسرش + گفتگو و عکسها

نازنین بیاتی

بیوگرافی و زندگینامه

نازنین بیاتی بازیگر سینما و تلویزیون ایران متولد 15 دی ماه 1368 می باشد و 28 سال سن دارد.

تحصیلات : دارای مدرک لیسانس تئاتر از دانشگاه آزاد تهران می باشد. 

نازنین بیاتی در سریال شکرستان عروسکی تیز به عنوان طراح دکور،طراح لباس و صداپیشه شخصیت های “رویا و پیشگو” حضور داشت. 

شروع بازیگری : وی فعالیت هنری و بازیگری خود را از سال 1391 با حضور در فیلم دربند آغاز نمود و با همان فیلم توانست به خوبی دیده شود و در جشنواره همان سال برای آن نقش نامزد سیمرغ شد.

وی تا کنون در سریال تلویزیونی حضور نداشته است اما قرار است به زودی در سریال گلشیفته به کارگردانی بهروز شعیبی حضور یابد.

ازدواج و همسرش

نازنین بیاتی تاکنون ازدواج نکرده است و مجرد می باشد.

همسر نازنین بیاتی

آدرس پیج اینستاگرام نازنین بیاتی : instagram.com / Bayati__nazanin


مصاحبه و گفتگو با نازنین بیاتی

اولین تجربه بازیگری شما با شهبازی و در فیلم دربند بود که کلا فیلمی است با ویژگی های ایده آل زیاد، بعد از دربند انتخاب نقش برایتان دشوار نبود؟

قطعا انتخاب برایم خیلی سخت بود. چون می خواستم نازنین دربند دیگر تکرار نشود و نمی خواستم در سینما تبدیل به دختر معصومی شوم که همیشه قربانی اجتماع می شود. تمام سعی ام را کردم که با انتخاب هایم مانع این کار شوم. در همین طعم شیرین خیال هم شیرین دختری دانشجوست، اما قربانی نیست و با نازنین دربند خیلی متفاوت است.

نازنین بیاتی ,بیوگرافی نازنین بیاتی ,عکس نازنین بیاتی

در دربند نازنین از محیطی کوچک وارد محیطی بزرگ می شود و به لحاظ انسانی و معرفتی دست به کارهایی می زند که خودش را دچار مشکل می کند، اما شیرین طعم شیرین خیال دغدغه نجات طبیعت را با استادش دارد. آنها نه آدم خاص که کل آدم های روی زمین را می خواهند متوجه شرایط زیست محیطی شان قرار بدهند.

لحظه هایی کمیکی در بازی تان وجود دارد که به شخصیت شیرین جذابیت خاصی داده. با اینکه در طنز سابقه ای نداشتید، اما خوب توانستید از پس این لحظه ها برآیید…

قطعا راهنمایی های آقای تبریزی در درآوردن این لحظه ها بی تاثیر نبوده، اما اگر آدم ذره ای حس نقشی که کارگردان می خواهد را در وجودش نداشته نباشد نمی تواند آن را به درستی اجرا کند. مثلا اگر کارگردان از یک شخصیت خشک و جدی بخواهد که لحظه هایی طنز را بازی کند، آن لحظه ها به دل مخاطب نمی نشیند.

بیوگرافی نازنین بیاتی

 

شما همیشه در نقش دختران آرام و سر به راه ظاهر می شوید. دوست ندارید در ادامه پرسوناژهای متفاوتی را از خودتان به نمایش بگذارید؟

ـ هر بازیگری دوست دارد که نقش های متفاوتی را امتحان کند و خودش را محک بزند. من خیلی سعی کردم که با انتخاب هایم از قالب یک دختر معصوم و سر به زیر بیرون بیایم. البته مثلا در فیلم رخ دیوانه نقش دختر خیلی سر به راهی را نداشتم…

اما در آنجا هم معصومیت خاص به خودتان را داشتید. معصومیتی که البته با شیطنت همراه بود و تماشاگر دوست اش می داشت…

ـ یک وقت هایی پیش می آید که یک کاراکتر منفی است، اما باز هم تماشاگر دوست اش دارد. یا من در ارسال یک آگهی تسلیت نقشی که بازی کردم خیلی آرام نبود و در ذهن اش یکسری افکار منفی هم داشت.

نازنین بیاتی

از همکاری تان با آقای تبریزی در طعم شیرین خیال بگویید؟

ـ کار با آقای تبریزی برای هر بازیگری نعمت است. ایشان سر صحنه کاملا آرام و صبور هستند و هیچ استرسی به بازیگر و عوامل فیلم وارد نمی کنند. آدم وقتی با ایشان کار می کند خیالش راحت است و با اطمینان خودش را به دست او می سپارد. چون هر چه بگوید تفکری پشت اش است. به این خاطر بازیگر هیچ نگرانی سر صحنه ندارد.

عکس نازنین بیاتی

فیلم های سینمایی نازنین بیاتی

دربند
ارسال یک آگهی تسلیت برای روزنامه
فرشته‌ها با هم می‌آیند
مردن به وقت شهریور

رخ دیوانه
طعم شیرین خیال
مادری

رفتن
هنوز نه (فیلم کوتاه)
آینه بغل ( 1396)

سریالهای نازنین بیاتی

سریال گلشیفته ( بهروز شعیبی) (1396)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
sajad soheil